2 باجناق که با همدستی همدیگر دست به قتل مردی 60 ساله زدهاند در نخستین جلسه رسیدگی به پرونده پرده از نقشه شوم خود برای این جنایت برداشتند.
به گزارش خبرنگار ما، این 2 باجناق که پس از قتل مرد 60 ساله قصد داشتند سارقان ناشناس را عامل این جنایت معرفی کنند، وقتی مقابل بازپرس حسینی قرار گرفتند این جنایت را به دیگری نسبت دادند و خود را در این ماجرا بیگناه دانستند.
بنا بر این گزارش، ساعت 11 صبح 8 خردادماه سال جاری با پیدا شدن جسد مردی میانسال که در حاشیه رودخانهای واقع در کرج - قزوین رها شده بود، تحقیقات کارآگاهان آگاهی کرج برای کشف راز این جنایت آغاز شد. بررسیهای مقدماتی حاکی از آن بود که مقتول مردی حدودا 60 ساله است که دستها و پاهایش با طنابی زردرنگ بسته شده و به دور دهانش نیز دستمالی تیره گره خورده است. پس از به دست آمدن این اطلاعات، از آنجا که ماموران نتوانستند هیچ مدرکی برای شناسایی هویت مقتول به دست آورند، به دستور بازپرس کشیک قتل کرج، جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و بررسیهای پلیسی برای شناسایی هویت مقتول ادامه یافت.
3 روز پس از این ماجرا، در حالی که هنوز هیچ سرنخی در این جنایت به دست نیامده بود، ماموران از پیدا شدن پیکر نیمهجان و نیمه عریان مردی که در اتوبان کلاک به یک درخت بسته شده بود، مطلع شدند. پیکر این مرد که اردلان نام دارد، ساعت 7:30 صبح در حالی پیدا شد که روی بدنش آثار متعدد ضربات چاقو وجود داشت و دستها و پاهایش با طنابی زردرنگ به درخت بسته شده بود. مرد مجروح پس از انتقال به بیمارستان، تحت بازجوییهای پلیسی قرار گرفت و گفت: 3 روز پیش من به همراه دوستم بختیار از روستای حویق واقع در اطراف تالش عازم تهران شدیم تا مقداری مواد شیمیایی خریداری کنیم. برای همین سوار یک دستگاه پراید شدیم که 3 سرنشین داشت و به سمت تهران به راه افتادیم. پس از گذشت چند ساعت، در حالی که به نزدیکی تهران رسیده بودیم، سرنشینان پراید با خارج کردن چاقو و قمه از زیر پیراهنشان شروع به تهدید ما کردند و پولهایمان را از ما گرفتند. پس از آن هم مرا با چاقو مجروح کردند و با انتقال به محلی در اتوبان کلاک به یک درخت بستند. از آن زمان به بعد نمیدانم چه بلایی بر سر دوستم بختیار آمده است، چرا که سارقان وقتی مرا دست و پا بسته رها کردند، او را با خود بردند و ناپدید شدند.
پس از اظهارات اردلان، ماموران که احتمال میدادند جسد پیدا شده در رودخانه متعلق به بختیار باشد، اردلان را به پزشکی قانونی بردند و او جسد دوستش بختیار را شناسایی کرد.
با مشخص شدن هویت مقتول، تحقیقات ماموران وارد مرحلهای تازه شد و از آنجا که فاصله زمانی بین پیدا شدن جسد بختیار و پیکر نیمهعریان اردلان 3 روز بود، کارآگاهان به این ماجرا مشوک شدند، ماموران پس از بررسی محل پیدا شدن پیکر اردلان دریافتند او نمیتوانست 3 روز درآنجا به درخت بسته شده باشد و برای همین وی را بازداشت کردند. اردلان پس از انتقال به اداره آگاهی کرج تحت بازجوییهای پلیسی قرار گرفت و وقتی شواهد و دلایل پلیس را پیش روی خود دید، لب به اعتراف گشود. او گفت: من بختیار را از مدتها پیش میشناختم تا این که متوجه شدم او مزاحم همسرم میشود و قصد دارد با او رابطه برقرار کند. روز حادثه من به همراه بختیار و باجناقم ناصر از «حویق» به تهران آمدیم و چون هنوز هوا تاریک بود برای استراحت به خانه ناصر رفتیم. در آن روز همسرم نیز در خانه باجناقم بود و وقتی به آنجا رسیدیم تصمیم گرفتیم بخوابیم. یک ساعت بعد با شنیدن صدای زمزمه از خواب بیدار شدم و بختیار را در حال حرف زدن با همسرم دیدم. برای همین عصبانی شدم و به او حمله کردم. در همین هنگام باجناقم نیز از خواب بیدار شد و با کمک هم بختیار را خفه کردیم. سپس جسدش را به صندوق عقب پیکان باجناقم منتقل کردیم و با انتقال به جاده کرج - قزوین، زیر پل حصار رها کردیم.
پس از اعترافات اردلان، ماموران بلافاصله عازم خانه ناصر شدند و او را نیز دستگیر کردند، ولی از آنجا که جنایت در تهران رخ داده بود، پرونده به دادسرای جنایی ارسال شد و در اختیار بازپرسی شعبه 7 قرار گرفت. صبح دیروز وقتی متهمان مقابل بازپرس حسینی قرار گرفتند به شرکت در جنایت اعتراف کردند، ولی قتل را به دیگری نسبت دادند. ناصر که مردی 35 ساله است در اعترافات جدید خود گفت: روز حادثه من و اردلان که متوجه سوءنظر و مزاحمتهای بختیار به خواهرزنم شده بودیم، او را به خانه من کشاندیم تا درباره این ماجرا حرف بزنیم، ولی وقتی وارد خانه شدیم بختیار که متوجه ماجرا شده بود، شروع به داد و فریاد کرد و برای همین اردلان دهان او را بست. پس از آن هم من پاهای بختیار را بستم و وقتی دیدیم حال او بد شده است، همراه هم پیکر نیمهجانش را داخل ماشین من منتقل کردیم. سپس به سمت جاده کرج - قزوین به راه افتادیم و زمانی که از مرگ بختیار مطمئن شدیم جسدش را در داخل رودخانه رها کردیم.
ناصر ادامه داد: 2 روز پس از این ماجرا، اردلان با التماس از من خواست نقشهای بکشیم تاکسی متوجه این ماجرا نشود. به همین خاطر، به پیشنهاد اردلان، من او را به درخت بستم و مجروحش کردم تا پلیس فکر کند قاتلان بختیار سارقان ناشناس هستند، ولی پلیس متوجه ماجرا شد و ما دستگیر شدیم.
پس از اعترافات ناصر اردلان نیز گفت: روز حادثه، من و بختیار در خانه ناصر بودیم و او که از قبل نقشه قتل بختیار را طرحریزی کرده بود، در فرصتی مناسب او را خفه کرد. سپس از من خواست تا کمک کنم جسد بختیار را به رودخانه منتقل کنیم و من هم پذیرفتم.
وی ادامه داد: نقشه مجروح کردن من و بستن به درخت نیز، فکر ناصر بود تا پلیس گمراه شود و پی به ماجرا نبرد.
این گزارش حاکی است، در حالی که این 2 باجناق دیگری را عامل جنایت میدانند، بازپرس حسینی هر دو آنها را در اختیار اداره آگاهی قرار داد و تحقیقات پلیسی در این خصوص ادامه دارد.
|