مقصر چهارم شخص مجهول است
شنبه 15 مرداد 1384 - ساعت 14:30

آزادی یعنی مسئولیت‏پذیری. از این رو اکثر آدم‏ها از آن وحشت دارند.

 

قرار نیست انگار بعضی از بهانه‏ها و دنبال کاستی‏ها رفتن، تمام شود. انگار بعضی از ما ساخته شدیم برای این که جایی بنشینیم و قر بزنیم که اگر فلان چیز را داشتیم یا فلان امکانات در اختیارمان بود، از پس انجام فلان کار برمی‏آمدیم. یکی از این بهانه‏ها که اتفاقا از بس به آن گیر دادیم مثل کارتون فوتبالیست‏ها نخ‏نما شده، بحث آزادی است. چه فردی و چه اجتماعی.
فرضا می‏گوییم آزاد نیستیم هر کاری که می‏خواهیم انجام دهیم. توی خانه به ما گیر می‏دهند که صدای ضبط را کم کنیم، نمی‏گذارند ساعت 12 شب بزنیم بیرون یا چیزهایی توی این مایه‏ها. مقصر کیست که ما آزاد نیستیم؟
اگر قرار است بهانه بیاوریم، حداقل بهانه درست و حسابی باشد که بتوانیم از آن دفاع کنیم. آزادی، واژه‏ای است که هر کسی می‏تواند از آن تعریفی شخصی ارائه بدهد. مثل حس آدم‏ها می‏ماند نسبت به اولین روز کاری هفته. عده‏ای آن را ملال‏آور می‏دانند و عده‏ای آغاز یک هفته دیگر مثل همه هفته‏ها.
تازه کار به این جا ختم نمی‏شود و باز هم برداشت‏های دیگری وجود دارد. اما درباره آزادی یک نکته جالب وجود دارد و آن داشتن حس مسئولیت‏پذیری است.
وقتی توی خانه نشستیم و می‏دانیم باید خرج یک خانواده را با تمام مشکلات بدهیم، یعنی آزادی. آزادی از چی؟ از قید و بند تنبلی و مجیز این و آن را گفتن برای یک لقمه نان. آزادی در تصمیم‏گیری برای انتخاب راهی که به پول برسد نه ختم بشود. این دو مقوله باهم فرق دارند!
شاید به قول «برنارد شاو» همین حس است که خیلی از ما آدم‏ها، آن را دوست نداریم یا از آن دوری می‏کنیم. حتی اگر شرایط ازدواج را هم داشته باشیم، زیر بارش نمی‏رویم، چون آزادی دوران مجردی- در این دوران کمتر احساس مسئولیت پذیری داریم- را ترجیح می‏دهیم.
مسئولیت پذیرفتن، هم توان می‏خواهد و هم امکانات. مثل هر چیز دیگری در زندگی. این طوری اگر حساب کنیم، هر آدمی توی دنیا آزاد است ولی باز هم می‏رسیم به همان حرف‏های قبلی که تعریف هر فردی از آزادی متفاوت است.
حالا این وسط مقصر کیست که ما آزادی نداریم؟
به قول قیصر امین‏پور، مقصر چهارم شخص مجهول است!




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news38535.html