قصه تلخ زندگی سارا دختری که عاشق سرقت اتومبیل بود
هموطن سلام , دوشنبه 7 شهريور 1384 - ساعت 19:24

دختر جوانی که اقدام به سرقت خودرو می‏کند، انگیزه خود را از دزدی، جدایی پدر و مادرش و آوارگی خود عنوان کرد.

 

دختر جوانی که اقدام به سرقت خودرو می‏کند، انگیزه خود را از دزدی، جدایی پدر و مادرش و آوارگی خود عنوان کرد.
به گزارش خبرنگار ما، چندی پیش مرد جوانی به دادسرای جنایی تهران مراجعه کرد و گفت: ماشین پژو 206 فیلی رنگم را دختر جوانی به نام سارا سرقت برده است، او گفت: روز حادثه داشتم در جاده می‏رفتم که دختر جوانی برایم دست تکان داد، من او را سوار ماشین کردم و به راه افتادم، بعد متوجه شدم نام او سارا است و بعد از کمی صحبت با هم آشنا شدیم، مدتی بعد او به من گفت تشنه است و آب میوه می‏خواهد، من ماشین را نگه داشتم که آبمیوه بخرم، اما یکدفعه دیدم ماشین نیست و سارا آن را سرقت کرده است.
ماموران پس از اظهارات این مرد، از نحوه سرقت متوجه شدند، این سارق جوان، دختری است که مدتی قبل به همین شیوه یک پراید را به سرقت برده بود، بنابراین نام و مشخصات سارا به پلیس سراسر کشور اعلام شد، مدتی بعد ماموران یک پژو 206 فیلی رنگ را که در جاده چالوس با سرعت غیرمجاز حرکت می‏کرد مشاهده کردند، اما راننده آن که دختر جوانی بود توجهی به ایست پلیس نکرد، بررسی‏های پلاک ماشین نشان داد این ماشین سابقه سرقت دارد، بنابراین ماموران سرانجام آن را متوقف و دختر جوان را بازداشت کردند.
با انتقال سارا به دادسرای جنایی تهران پرونده نزد دادیار شهریاری ارجاع شد و دختر جوان در بازجویی‏های اولیه گفت: سالها پیش پدر و مادرم از هم جدا شدند و بعد از مدتی پدرم با زن دیگری ازدواج کرد، وقتی نامادری بالای سرم آمد، از پدرم خواهش کردم اجازه دهد پیش مادرم بروم، اما او قبول نمی‏کرد، در این سالها از پدرم رانندگی یاد گرفتم، کمی که بزرگ شدم دوباره از پدرم خواستم تا اجازه دهد پیش مادرم بروم، اما باز مخالفت کرد، مادرم ازدواج نکرده بود و به راحتی می‏توانستم با وی زندگی کنم، وقتی پدرم این اجازه را نداد برای این که بتوانم از دست اذیت و آزار او و زنش راحت شوم از خانه فرار کردم و مدتی در خانه افرادی که با آنها آشنا می‏شدم زندگی می‏کردم، اما دیگر از این کار خسته شده بودم، به همین خاطر تصمیم گرفتم ماشین بدزدم و در آن زندگی کنم، قبلا 2 بار به خاطر ولگردی و رابطه نامشروع دستگیر شده بودم و نمی‏خواستم دوباره این اتفاق بیفتد، اگر پدرم اجازه می‏داد به خانه مادرم بروم، شاید هرگز این سرنوشت را نداشتم.
سارا ادامه داد: 2 بار قبل از این که پژو بدزدم، پراید دزدیده‏ بودم، اما دلم نمی‏خواهد به زندان بروم. من به خاطر شرایط سخت زندگی‏ام مجبور به سرقت شده‏ام، اگر جا و مکان مناسبی برای زندگی داشتم هرگز، از خانه فرار نمی‏کردم، حالا هم خواهش می‏کنم مرا به زندان نفرستید و فقط کاری کنید که پدرم اجازه دهد من پیش مادرم زندگی کنم.
بنا بر این گزارش، رسیدگی به این پرونده ادامه دارد.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news42003.html