دشمن تراشی به سبک کاپیتان
هموطن سلام , سه شنبه 8 شهريور 1384 - ساعت 18:38

این سخت‏ترین روزهایی نیست که دایی در ماه‏های اخیر از سر می‏گذراند. او در همه چند سال گذشته جز چند مقطع کوتاه، مدام زیر فشار انتقادات بوده است.

 

این سخت‏ترین روزهایی نیست که دایی در ماه‏های اخیر از سر می‏گذراند. او در همه چند سال گذشته جز چند مقطع کوتاه، مدام زیر فشار انتقادات بوده است. چه در بازی های ملی و چه بازی‏های باشگاهی. وضعیت او در تیم ملی ایران با وجود بازوبند با حرف C و با وجود آمارهای گلزنی‏اش که مدام بهتر می‏شود، وضعیتی متزلزل و نگران‏کننده است. او مدت‏هاست این اتهام را که در تیم ملی ایران یک تصمیم‏گیرنده است و بسیاری از تغییرات با نظر او صورت می‏پذیرد را به دوش می کشد. او با وجود افتخارات تکرارناشدنی که در پشت سر دارد، امروز بازیکنی تعویض ناپذیر در تیم ملی است و به سهولت می‏توان دید که این حقیقت از سوی هواداران تیم ایران چگونه به تلخی پذیرفته می شود. دایی با حرکات کندتر از تمام سالهای بازیگری‏اش، با اندام فربه‏تر و با حضور مهاجمان آماده‏ای که جایگاه او را تهدید می‏کنند در حال حاضر جنگی فرساینده و رو به پایان را برای ماندن در ترکیب ثابت تیم ملی به پیش می‏برد. او مسیر طولانی‏اش را از بازیکن بسیار مطلوب تا بازیکنی که بیشتر نظر کرده مربیان است تا محبوب تماشاگران، به هر شکل طی کرده و حالا در جایگاهی قرار گرفته است که دیگر تاختن به او سخت به نظر نمی‏رسد.
اتوریته، علی دایی چه در تیم ملی و چه در هر باشگاهی که با آن به میدان بیاید غیرقابل انکار است. این اتوریته‏ای است که همچنان باعث می‏شود بیشترین ارسال‏ها مسیری منتهی به او را طی کنند و بازیکنان چه در تمرین و چه در مسابقه از انجام خشونت و حتی برخوردهای فیزیکی ساده با او خودداری کنند.
این وضعیت می‏تواند تا مدت‏ها باز هم بیشتر او را در تیم ملی و بازی‏ های باشگاهی صاحب موقعیتی ممتاز و صاحب موقعیت‏های بیشتر گل کند! اما تا کی می توان به این شکل ادامه داد.
واقعیت این است که علی دایی، به عنوان بازیکنی که درون زمین دیده می شود - و نه نام بزرگی که کاپیتانی تیم ملی را برعهده دارد - اصلا با استقبالی روبه‏رو نمی شود که شایسته تجربیات و افتخارات اوست. او امروزه به دلایل مختلف چه از طرف هواداران فوتبال ملی و چه از طرف هواداران باشگاهی، مورد انتقاد قرار می‏گیرد و این روند متوقف نشدنی به نظر می‏رسد.
آنچه در لیگ گذشته اتفاق افتاد گویای درگیری دائمی تماشاگران فوتبال با بازیکنی بود که ظاهرا به خاطر همه عناوینش باید محترم شمرده شود، اما چیزی که در انزلی، در رشت، در شیراز، در مشهد و در دیگر شهرها قابل مشاهده بود محبوبیت رو به افول اوست.
دایی اینک در بین هواداران استقلال و در بین بخش عمده‏ای از هواداران پرسپولیس مخالفان بسیاری دارد که در بازی باشگاه متبوعشان مقابل او ابراز می‏شود، اما اگر این کشمکش در تهران قابل کنترل و هضم است درگیری‏های دائمی او با فوتبالدوستان شهرستانی فاجعه‏آمیز به نظر می‏رسد. آخرین نمونه از این درگیری‏ها اتفاقی بود که در انزلی و در بازی صبا و ملوان روی داد و جنجال هوادران تیم شمالی علیه او به جریمه باشگاه ملوان و محروم شدنش از حضور تماشاگران در 2 بازی اول انجامید، مسابقه‏ای که در آن مدیران باشگاه شمالی ادعایی مبنی بر برخورد دایی با یک تماشاگر خردسال داشتند. اگر این بازی در کشور اروپایی اتفاق می‏افتاد، می‏توانست تبدیل به جنجالی ملی شود. ادعایی که خوشبختانه هیچ پیامی نداشت و ثابت هم نشد.
اما آخرین سکانس از فیلم اکشنی که دایی هنرپیشه اول آن است باز هم در مقابل تیمی شهرستانی اتفاق افتاد. درگیر شدن با ملی‏پوشان فولاد و زد و خوردی که مدیر باشگاه اهوازی دلایلش را در عقده‏های پنهان بازیکنان ملی‏پوش جست‏وجو می‏کند.
دایی در این دیدار اگرچه چهره‏ای از یک کاپیتان مسلط بر نفس را به نمایش گذاشت و با مهار کردن خشم محمد نوازی، درکش از شرایط را نشان داد، اما با حرف‏هایی که پس از بازی بر زبان آورد اوضاع را به ضرر خود برهم زد.
حرف‏هایی که او علیه ایمان مبعلی - بهترین بازیکن فصل گذشته لیگ - بر زبان آورد و او را بازیکنی ناتوان خواند که بیهوده مورد توجه مطبوعات قرار گرفته است، حالا می‏تواند بسیاری را دچار این توهم کند که شاید دلیل نیمکت نشینی‏های مبعلی بی اعتقادی کاپیتان تیم ملی به توان اوست. دایی می‏تواند مثل همیشه همه اتهامات را بیهوده بخواند، اما اگر کسی بخواهد با سوءظن به ماجرا بنگرد در سابقه تیم ملی و دایی نقاط بسیاری یافت می‏شود که نشان از قدرت او برای تقویت یا تضعیف جایگاه دیگر بازیکنان دارد. نمونه دقیق این اشاره می‏تواند نیمکت نشینی کعبی در بازی‏های جام ملت‏های آسیای چین باشد که حاضران در چین آن را به دلیل درگیری کعبی با دایی در تمرینات می‏دانستند. از همه اینها گذشته این ادعای مدیر باشگاه فولاد که دایی گفته است مانع از حضور بازیکنان فولاد در تیم ملی خواهد شد، حتی اگر منبع موثقی نداشته باشد و شایعه‏ای کذب باشد باز هم به تشویش افکار عمومی درباره دایی خواهد انجامید.
هوادارانی که در هفته‏های آینده باید تماشاگر بازی دایی در اهواز باشند و ذهنیت منفی‏شان می‏تواند میدانی پرعذاب را برای کاپیتان تیم ملی تدارک ببیند.
علی دایی که با اصرار و توجه ویژه سرمربی تیم ملی همچنان کاپیتان بلامنازع تیم ملی ایران است از نظر فنی و توانایی‏های داخل زمین در دوران اوج خود نیست و شرایط ناگواری را سپری می‏کند. این که او بدون درکی روشن از این شرایط زمینه را برای تیره شدن فضا در بیرون از میدان هم فراهم کند، گویای هوشمندی و تجربه‏ای نیست که باید در او سراغ داشته باشیم.
در ماه‏‏های پیش از جام جهانی، کاپیتان تیم ملی باید حمایت و استقبال به خود ببیند، اما نه به خاطر خود که به خاطر تیم ملی، ولی آنچه دایی انجام می‏دهد برخلاف میل او و ما، می‏تواند همه چیز را خراب کند. در این اوضاع نابسامان، فقط اهواز مانده بود علیه کاپیتان بشورد که آن هم با اتفاقات روز یکشنبه مهیا شد، چه جایی برای خوشحالی می‏ماند؟




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news42138.html