یک زن و شوهر که با کشاندن مرد مزاحم به خانه خود او را با ضربات چاقو به قتل رساندهاند، ساعاتی پس از جنایت خود را تسلیم پلیس کردند.
به گزارش خبرنگار ما، نیمه شب سه شنبه گذشته ماموران کلانتری 127 نارمک از طریق تماس تلفنی از ماجرای قتل مردی در خیابان سبلان مطلع و بلافاصله عازم محل حادثه شدند. آنها پس از ورود به این محل که آپارتمان مسکونی بود با جسد خونآلود مردی مواجه شدند که مسعود نام داشت و با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بود. مردی که ماجرا را به پلیس اطلاع داده بود، پس از ورود ماموران به آپارتمان ادعا کرد که او و همسرش دست به این جنایت زدهاند و قصد داشتند با این کار از فردی که مدتها مزاحم آنها بود انتقام بگیرند. به این ترتیب ماموران این زن و شوهر را دستگیر کردند و موضوع را به حسینی، بازپرس ویژه قتل تهران گزارش کردند. با حضور بازپرس جنایی و اکیپی از کارآگاهان اداره 10 آگاهی در محل جنایت تحقیقات پلیسی آغاز و مشخص شد مقتول که مردی 32 ساله بود، در حالی که یک قبضه سلاح قلابی به همراه داشت برای اخاذی از زوج قاتل پا به محل جنایت گذاشته بود، غافل از این که زوج جوان نقشه قتل او را طرحریزی کرده و به کمین وی نشستهاند.
زن جوان که ادعا میکرد مقتول مزاحم او بود به ماموران گفت: اردیبهشت ماه امسال شوهرم از فردی یک سیم کارت خریداری کرد و قرار شد مقداری از پول آن را به صورت قسطی بپردازد. مدتی بعد در حالی که هنوز اقساط سیم کارت تمام نشده بود متوجه شدیم مرد فروشنده شماره ما را به فرد دیگری فروخته و از ما کلاهبرداری کرده است. برای همین از او اعلام شکایت کردیم، ولی این شکایت کار به جایی نبرد. 2 ماه پیش در حالی که رسیدگی به پرونده ما در دادگاه ادامه داشت، از طریق شخصی با مردی آشنا شدیم که ادعا کرد مامور اطلاعات است و میتواند مشکل ما را حل کند. این مرد مسعود نام داشت و قرار شد در ازای دریافت 100 هزار تومان کاری کند که فروشنده موبایل محکوم شود و ما به حقمان برسیم.
زن جوان افزود: مدتی از این ماجرا گذشت و رابطه من و شوهرم با مسعود آغاز شد. او همیشه و با هر بهانهای به خانه ما زنگ میزد و با من یا شوهرم حرف میزد تا این که یک روز با من تماس گرفت و گفت باید مرا ببنید. من که از این خواسته مسعود متعجب شده بودم از او خواستم بیرون از خانه قرار ملاقات بگذارد، ولی مسعود اصرار کرد که میخواهد موضوع مهمی را با من در میان بگذارد و برای همین باید به خانهام بیاید. اگرچه مسعود هنوز کاری برای ما انجام نداده بود، ولی از آنجا که فکرمیکردیم او واقعا مامور اطلاعات است به وی اعتماد کردم و قرار شد او به خانه ما بیاید. روز مقرر مسعود در حالی که مقداری وسایل خریداری کرده بود، به خانه ما آمد و وقتی مطمئن شد من تنها هستم از بین وسایلهایش یک شیشه مشروب خارج کرد و به زور به من خوراند.
پس از خوردن مشروب من دیگر چیزی نفهمیدم تا این که صبح متوجه شدم مسعود در حال فیلم و عکس گرفتن از من است. مرا مورد اذیت و آزار قرار داده است. در حالی که حالم بهتر شده بود با التماس از مسعود خواستم فیلم و عکسها را بسوزاند، ولی او مرا به کناری هول داد و از خانه خارج شد. پس از آن هم تهدیدهای تلفنی مسعود آغاز شد و او هر روز به من زنگ میزد و میگفت اگر به او پول ندهم یا با وی رابطه برقرار نکنم فیلم و عکسها را منتشر خواهد کرد و ماجرا را به شوهرم اطلاع خواهد داد. برای همین من مجبور بودم به خواسته او تن دهم، ولی هربار مبلغ درخواستی مسعود بیشتر میشد تا جایی که دیگر من قادر به پرداخت هیچ پولی نبودم.
اعظم گفت: مدتی بعد در حالی که تهدیدهای مسعود ادامه داشت، من و شوهرم برای دیدن اقوامم به تبریز رفتیم و در آنجا من که دیگر تحمل تهدیدهای مسعود را نداشتم ماجرا را با شوهرم در میان گذاشتم. شوهرم پس از شنیدن ماجرا بشدت عصبانی شد و با خریدن قمه نقشه قتل مسعود را طرحریزی کرد. طبق این نقشه من باید با مسعود تماس میگرفتم و میگفتم که اگر فیلم و عکسها را تحویل دهد به او یک میلیون و 200 هزار تومان پرداخت خواهم کرد و من هم پس از بازگشت به تهران با مسعود تماس گرفتم.
وقتی مسعود با پیشنهاد من مواجه شد بلافاصله با آن موافقت کرد و قرار شد عصر روز سهشنبه – روز حادثه – او به خانه ما بیاید. همه چیز طبق نقشه پیش میرفت و شوهرم در حمام پنهان شده بود تا مسعود را غافلگیر کند. وقتی او پا به خانه ما گذاشت، بلافاصله سراغ پول را گرفت و خواست هرچه زودتر این مبلغ را به وی بپردازم. من هم پس از این که مطمئن شدم او فیلم و عکسها را با خود آورده است، با سرفه کردن به شوهرم علامت دادم و در همین هنگام مسعود به من مشکوک شد.
او که فکر میکرد کسی در خانه است بلافاصله به طرف دستشویی و از آنجا به طرف حمام حرکت کرد و پس از باز کردن در حمام با شوهر درگیر شدم ابتدا شوهرم چند ضربه قمه به بدن مسعون زد و من وقتی دیدم هنوز مسعود مقاومت میکند، از پشت سر با چاقو به او حمله کردم. دقایقی بعد در حالی که جسد بیجان مسعود روی زمین افتاده بود، من و شوهرم به درمانگاه رفتیم و زخمهایمان را پانسمان کردیم. پس از آن هم به خانه برگشتیم و ماجرای قتل این مامور قلابی را به پلیس اطلاع دادیم.
بنابر این گزارش پس از اعترافات اعظم، بازپرس حسینی دستور بازداشت او و شوهرش را صادر کرد و متهمان برای انجام تحقیقات تکمیلی روانه اداره آگاهی شدند.
|