به گزارش خبرنگار ما، در جلسه محاکمه این جوان که در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد، ابتدا رضوانفر نماینده دادستان به طرح کیفرخواست پرداخت و گفت: در تاریخ6 اسفندماه سال گذشته، ماموران کلانتری اسلامشهر باخبر شدند مردی 33ساله به نام حسن به خاطر اصابت ضربه چاقو، جان خود را از دست داده است. آنها بلافاصله در محل حاضر و با جسد بیجان حسن رو به رو شدند، ماموران بلافاصله حامد- پسرجوانی که حسن را با چاقو زده بود- دستگیر کردند.
متهم در بازجوییها گفت: من و حسن در ترمینال غرب با هم آشنایی پیدا کردیم و از آنجایی که جایی برای ماندن نداشتم، پیشنهاد حسن را برای زندگی با او پذیرفتم، آشنایی ما 2 روز بیشتر طول نکشید. شب حادثه حسن با چاقو مرا تهدید کرد و خواست مرا مورد آزار و اذیت قرار دهد، من هم چاقو برداشتم و او را زدم بعد هم دستگیر شدم.
رضوانفر ادامه داد: تحقیقات ماموران و بازپرس پرونده نشان داد که این قتل با انگیزه فساد اخلاقی بوده و اعترافات متهم درست است بنابراین باتوجه به اظهارات اولیای دم و موارد قانونی مندرج در کیفرخواست، تقاضای صدور حکم قانونی را دارم.
پس از اظهارات نماینده دادستان، پدر مقتول در جایگاه قرار گرفت و گفت: من در ابتدای ماجرا علیه متهم شکایت کردم و تقاضای قصاص حامد قاتل فرزندم را داشتم، اما حالا متوجه شدم با قصاص او پسرم زنده نمیشود و به همین دلیل اعلام رضایت میکنم.
در ادامه جلسه دادگاه به دستور دادرس شعبه، حامد - جوان 19ساله - در جایگاه قرار گرفت و از خود دفاع کرد. او گفت: 3 روز قبل از حادثه در ترمینال غرب با حسن آشنا شدم، من به خاطر اختلافی که با خانوادهام داشتم از کنگاور به تهران آمدم، ماجرای زندگیام را که برای حسن گفتم، او با من ابراز همدردی کرد و گفت او نیز به خاطر اختلافی که با خانوادهاش داشته از آنها جدا شده و به تهران آمده است و اکنون یک خانه مجردی دارد و تنها زندگی میکند. حسن به من گفت من نیز میتوانم با وی زندگی کنم، من هم قبول کردم 2 شب در خانه او ماندم و در همین مدت کوتاه کاری پیدا کردم که به من جا و مکان هم میدادند، این موضوع را به حسن گفتم و قرار بود از فردای آن روز از خانه او بروم. حسن داشت فیلم مبتذل نگاه میکرد، یکدفعه رو به من کرد و گفت: تو هیچ جا نمیروی و حق نداری مرا تنهابگذاری اول فکر کردم احساس تنهایی میکند به همین خاطر هم نمیخواهد من بروم، اما یکدفعه بلند شد و رفت چاقویی آورد و آن را زیر گلوی من گذاشت. برای این که او را آرام کنم قبول کردم نزد وی بمانم، چاقو را که برداشت آرامش کردم و از کارش پشیمان شد. اما 5 دقیقه بعد دوباره به سراغم آمد. من این بار نتوانستم تحمل کنم، او را به اطراف پرت میکردم. وقتی حریفش نشدم چاقویی که در یخچال گذاشته بود برداشتم و ضربهای به او زدم. حسن یکدفعه نعره کشید. او در را هم بسته بود تا من نتوانم فرار کنم. از وی پرسیدم کلید کجاست، اما نتواست حرف بزند من میخواستم او را به بیمارستان برسانم، چشمم به شلوارش افتاد وجیبهایش را گشتم و کلید را پیدا کردم، در را که باز کردم دیدم مرد صاحبخانه به اتفاق ماموران پشت در هستند. حامد در آخرین دفاعیاتش گفت: من قصد به قتل رساندن حسن را نداشتم، اما او تمام راههای فرار را بر من بسته و حتی در را هم قفل کرده بود تا نتوانم فرار کنم و در واقع من به خاطر دفاع از خودم مرتکب قتل شدم.
پس از اظهارات متهم به قتل، یاورزاده وکیل مدافع تسخیری وی در جایگاه قرار گرفت و گفت: کاری که حامد انجام داده از موارد دفاع مشروع است چرا که او هیچ راه فراری نداشته و مقتول نیز او را با چاقو تهدیدکرده بود. بنابراین خواستار تبرئه موکلم هستم. بنابراین گزارش پس از پایان دادگاه مظفری، سلیمانی، کوه کمرهای، شریفی و افتخاری 5 قاضی رسیدگی کننده به این پرونده برای صدور رای وارد شور شدند.
|