مرد جوانی که در یک اقدام جنونآمیز دختر 16 ماههاش کشته بود در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.
به گزارش خبرنگار ما، در ابتدای جلسه دادگاه، رضوانفر، نماینده دادستان در جایگاه قرار گرفت و متن کیفرخواست را قرائت کرد، او گفت: 27 خردادماه سال گذشته حراست بیمارستان لقمان به پلیس آگاهی تهران خبر داد دختر 16 ماههای به نام آرزو به قتل رسیده است. بلافاصله ماموران به پزشکی قانونی مراجعه و جسد آرزو که خفه شده بود را رویت کردند. سپس پدر و مادر آرزو برای تحقیقات بازداشت شدند و در نهایت علی پدر 37 ساله آرزو به قتل دخترش اعتراف کرد و انگیزه خود را از قتل هزینه بالای زندگی عنوان کرد و گفت: دخترم را با بالش خفه کردهام. این مرد در ادامه تحقیقات اعتراف کرد: 2 انگشت خود را روی گلوی مقتول گذاشته و فشار داده است، سپس برای اطمینان بالش را روی دهان دخترک قرار داده و او را خفه کرده است.
رضوانفر ادامه داد: با توجه به مدارک موجود در پرونده مجرمیت علی برای دادسرا ثابت شده است و به عنوان نماینده دادستان تقاضای صدور حکم قانونی را دارم.
در ادامه جلسه دادگاه، الهام مادر آرزو در جایگاه قرار گرفت و گفت: من تقاضای اشد مجازات برای شوهرم را دارم، زیرا به خاطر هوسبازی خود آرزو را به قتل رساند، علی قصد داشت با زنی دیگر ازدواج کند و با رابطه تلفنی داشت. اگر علی مشکل مالی داشت، چرا طلاهای من و آرزو را نفروخت و آرزو را به قتل رساند.
سپس قاضی عزیز محمدی از علی متهم پرونده خواست تا در جایگاه قرار بگیرد و از خود دفاع کند، این مرد گفت: اتهام قتل آرزو را میپذیرم، اما من این کار را تحت تاثیر حرفهای همسرم انجام دادم. مدتی قبل از حادثه الهام همسرم گفت که باردار است، ما مستاجر بودیم و هیچکس به فردی که 3 فرزند داشت خانه نمیداد. به همسرم گفتم بچه را سقط کند، او ابتدا قبول کرد، اما بعد پشیمان شد و گفت: چرا من بچهام را بکشم. خودت این کار را بکن، الهام مرا وسوسه میکرد. وقتی همسرم راضی به سقط جنین نشد با او قهر کردم. تقریبا 2 هفته بود که او پیش بچهها میماند و من در اتاقی تنها بودم. بعد پیش خود فکر کردم شاید، همسرم فکر کند پای زن دیگری در میان است که من با وی حرف میزنم. بنابراین تصمیم گرفتم با همسرم آشتی کنم. شب که شد ما باز دور هم جمع شدیم، دراز کشیده بودیم و داشتیم تلویزیون نگاه میکردیم. من به همسرم گفتم: به حمام برود من پیش بچهها هستم، او که رفت خوابم برد. در خواب دیدم همسرم دارد مرا خفه میکند، از خواب پریدم، بالش را برداشتم و روی دهان آرزو گذاشتم. وقتی به خودم آمدم، او خفه شده بود. بعد بالش را زیر سر آرزو گذاشتم تا همسرم متوجه نشود، وقتی از حمام بیرون آمد، خواست چراغ را روشن کند، ولی اجازه ندادم، اما او با اصرار این کار را کرد و جسد آرزو را دید. من دخترم را دوست داشتم و بسیار به او وابسته بودم، این زنم بود که مرا اغفال کرد و با حرفهایش باعث شد که آرزو را خفه کنم.
در این هنگام، الهام مادر آرزو گفت: این مرد دروغ میگوید. علی موضوع درخواست من برای به قتل رساندن آرزو را زمانی مطرح کرد که تقاضای طلاق کردم. او فرزندی که 2 سال برایش زحمت کشیدم را به راحتی کشت و دیگر نمیتوانم به زندگی با او ادامه دهم، چرا ه خطر مرگ 2 پسر دیگرم را تهدید میکند.
پس از پایان جلسه محاکمه و اخذ آخرین دفاع از متهم، 5 قاضی شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران برای صدور رای وارد شور شدند.
|