«در کارگاه نمدمالی» ـ خواندنیها ـ ش 62 ـ اردیبهشت 1343 -... پریروزها گذارم به خیابان کاخ افتاد و بدون این که هدفی داشته باشم در زیر سایه درختان تازه برگ درآورده این خیابان، گلچین گلچین قدم میزدم. یک وقت متوجه شدم که مقابل ساختمان عظیم و پرطمطراق حزب محترم ملیون هستم. دیدم تابلویی هم سر ستون کنار در ورودی حزب نصب است.
خوشحال شدم که علیرغم مخالفان و بدخواهان هنوز این حزب پابرجاست و تابلواش را هم که میگفتند طلبارها و صاحبخانه کنده است، سرجایش باقیست. پیش رفتم تابلو را خواندم دیدم ارتباطی به حزب ملیون ندارد و بجای کلمه «حزب نیرومند و متشکل و در هم فشرده ملیون» نوشته شده: «هنرهای زیبای کشور، هنرستان عالی موسیقی ملی!»
تابلو را که دیدم خوشحالتر شدم چون دیدم حزب ملیون بالاخره عاقبت بخیر شده است و بجای این که بعد از تخلیه فیالمثل گاراژ و توقفگاه و کاروانسرا و انبار ذغال و کاه بشود، وابسته به هنرهای زیبای کشور شده و در آن نونهالان بجای سیاستمداران درس تار و تنبور و سنتور و این چیزها یاد میگیرند و خدا را به سر شاهد میگیرم که خیلی خوشحال شدم.
چون همهشان عاقبت بخیر شدند؛ هم اعضا محترم حزب محترم ملیون و لیدر آن و هم محل حزب عاقبت بخیر شد، خوشبختانه حزب مردم هم محلش را نمیدانم، ولی لیدر و اعضایش همه عاقبت بخیر شدند و اکثر قریب به اتفاقشان سر از وزارتخانهها و وکالتخانهها درآوردند و امیدواریم که حزب ایران نوین و اعضای محترمش نیز مانند احزاب فوقالذکر چه از نظر محل و چه از نظر افراد عاقبت بخیر باشند چون گوش شیطان کر و دور از جان دو حزب عاقبت بخیر شده سابق و حزب موجود و حاضر، خیلی احزاب بودند که عاقبت بخیر نشدند و سرنوشت بدی پیدا کردند.
|