سیویتا و چیا-"سفرنامه حاج سیاح به فرنگ" به کوشش علی دهباشی – ص 274-سه روز در آن شهر بودم، روز چهارم به لنگرگاه آمده تذکره گرفته به کشتی نشسته روانه به جانب بندر رم که موسوم است به چلیوستا وکیا گردیدم. روزانه دیگر بعدازظهر در لنگرگاه کشتی لنگر انداخت. از کشتی بر زورق نشسته در بندر پیاده شدم. بسیار بندر باصفایی است.
راه آهن دارد بجانب رم. استحکامات بری و بحری آن در نهایت بود. دیوارها آجرین بر سر در دیوانخانه آنجا نشان پاپ و دو کلید بهشت و جهنم را کشیدهاند. جبه خانه و سربازخانه که سربازان داوطلب برای حفظ پاپ آمدهاند، کمی هم ازفرانسویان بودند حاضر و منظم.
پول ایشان ریال است قیمت آن پنج فرانک و پول سیاهش لوئی میباشد از ده لوئی که نیم فرانک باشد داشت تا ریال و در پول سفید همه صورت پاپ را سکه کردهاند ولی در پول سیاه شکل نشان پاپ را سکه کردهاند. اهالی دیوان باید به اختیار کشیشان دست در کار دیوان باشند.
میگفتند سابق قوت پاپ خیلی زیاد بود زیرا که فرانسویان نهایت حمایت را از پاپ مینمودند ولی اکنون سربازان خود را بردهاند و آن اقتدار بجا نمانده است. رونق کلیساها به اجماع مردم بود. عدد نفوس اهالی هشت هزار میباشد، اکثر کاتولیک و کمی از سایرین هستند. کوچهها همگی محجر و فیالجمله مشجر هم بود.
مجالسی که میرفتم آنچه میشنیدم اغلب اثبات کرامات و معجزات پاپ بود. چنانچه میگفتند اگر حضرت پاپ این مخلوق را غضب کند آیا چه خواهد شد؟! و هیچکس قدرت تکلم به وضع آزادی نداشت و تمام آن مردم با گاریبالدی دشمن بودند زیرا که او مایل و طالب آزادی است.
|