بخاطر ادای احترام به هیات نمایندگی ایران
هموطن , دوشنبه 12 دي 1384 - ساعت 13:32

میرزا جعفر نماینده مختار ایران که از دوره سفارتش در «باب عالی» با من آشنایی داشت به علت بیماری نتوانست از تبریز حرکت نماید.

 

میرزاتقی خان امیرکبیر از چشم یک انگلیسی – لرد کرزن – آینده شهریور 62- «میرزا جعفر» نماینده مختار ایران – که از دوره سفارتش در «باب عالی» با من آشنایی داشت – نیز به علت بیماری نتوانست از تبریز حرکت نماید و به جای او شخص دیگری به عنوان نماینده مختار دولت ایران در کنفرانس ارض روم منصوب گردید که نامش میرزا تقی امیرکبیر بود.
روز ورود «میرزا تقی» به ارض روم تمام رجال و معاریف شهر به جز پاشای ارض روم و نمایندگان کنفرانس، سوار بر اسب تا حومه شهر به استقبال او رفتند و اعضای هیات نمایندگی ایران را تا داخل شهر همراهی نمودند.
در این مراسم گروه کثیری از مردم شهر حضور داشتند که عده‌ای از آنها سوار بر اسب در حال چهارنعل با تفنگ‌هایی که به وسیله فشنگ‌های مشقی پر شده بود، به عنوان خوشامدگویی پشت سر هم تیراندازی می‌کردند که البته کار بی‌خطری هم نبود.
به علت این که من از حضور در این مراسم منع شده بودم، مرا از نیمه راه خط سیر مراسم استقبال برگرداندند و چون دلم نمی‌خواست که از تماشای این منظره جالب محروم باشم، به ناچار روی پشت بام منزل رفته و از آنجا به نظاره انبوه جمعیتی که در پایین تپه محل مسکونی ما گرد آمده بودند مشغول شدم و در آنجا چشمم به سربازانی افتاد که مشغول آتش کردن توپ‌های بزرگ مستقر بر بالای قلعه نظامی شهر – بخاطر ادای احترام به هیات نمایندگی ایران – بودند و در یک لحظه متوجه شدم که در اطراف یکی از توپ‌هایی که به نوبت شلیک می‌شدند چند تن از گروهبان‌ها و سربازان جمع شده و مشغول کلنجار با توپ هستند.
آنها پس از مدتی این توپ را که در منتها الیه سمت چپ گروه آتشبار قرار داشت پر کرده و به دقت مشغول نشانه‌گیری و تنظیم برد آن شدند و درست در لحظه‌ای که من به آنها پشت کرده و شروع به حرکت کرده بودم، ناگهان صدای مهیبی برخاست و سر و صورت من به علت اصابت جسم سنگینی در آنسوی حیاط منزل، پر از گرد و خاک شد.
موقعی که برای کشف علت، از بالای بام به پایین نگاه کردم، دیدم یک گلوله توپ در زمین حیاط فرو رفته که محل آن درست در امتداد پاهای من قرار دارد و تمام سربازان توپچی نیز از برج قلعه ناپدید شده‌اند.
در آنجا بود که تازه متوجه علت فعالیت آنها در تنظیم توپ شدم و دانستم که این همه دقت به خاطر شلیک به منزل هیات نمایندگی بریتانیا بوده است! که حقا نشانه‌گیری خوبی هم کرده بودند و اگر گلوله توپ سنگین‌تر بود و کمی جلوتر می‌افتاد، مسلما نابودی مرا هم به دنبال داشت. آنها چون گلوله‌ای در اختیار نداشتند و شلیک توپ‌ها صرفا بخاطر صدای آنها بود، لذا قطعه سنگ گردی را طوری طناب پیچیدند که قالب لوله توپ شود و همان را با نشانه‌گیری و تنظیم دقیق به سوی من پرتاب کرده بودند.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news51662.html