«گزارشهایی از انقلاب مشروطیت ایران» - محمدامین رسولزاده – ترجمه رحیم رییسنیا-پس از 2 ماه دوری باز در رشت هستم. تبدیلات طبیعی و ملی روی داده و در عرض این 2 ماه در رشت قابل توجه است.کوچههای تنگ حتیالامکان تعریض گردیده، سنگ فرش شده است.
اگرچه موسیقیای که هر روز در سمت بالای سبزه میدان به گوش میرسید دیگر خاموش است، شاگردان مدرسه تازه باز شده تمرین ژیمناستیک میکنند و نشان میدهند که رشت به راستی یک شهر مشروطه است.
با وجود کوچکی روزنامههای محلی، اهالی باشور و شوق روزنامه میخرند و میخوانند.
دیگر از مجاهدان بدون اسلحه 2 ماه پیش خبری نیست. تفنگدار بیکار هم پیدا نمیشود. همه گرم کارند. در تهران جان میدهند و جان میگیرند. در اینجا تنها برای محافظت از شهر و برقراری نظم و نظام عدهای مجاهد وجود دارد که در حکم قوای قهریه حکومت ملی هستند.
ادارات در مقایسه با سابق تحت یک نظام کلی اداره میشوند. عدلیه هم در حدود دایره حقایق عالیه ایران تشکیل یافته، به حقوقالناس رسیدگی میشود.
در حالی که فتح قهرمانانه قزوین و محاصره تهران و در تنگنا گذاشتن سلطنت رو به زوال به دست شجاعان گیلان، رشتیها را روحیه میبخشید. این خبر که قشونهای روسی همچنان که به تبریز آمدهاند، به تهران نیز خواهند رفت، موجبات تشویق و نگرانی آنها را فراهم آورد.
اهالی تماما مغازهها و بازارها را بستند و در انجمن گرد آمدند و دمونستراسیون عظیمی برپا داشتند و از انجمن خواستند که نسبت به روسها اقدامات مدبرانهای بشود. انجمن هر قدر کوشید که اینان را قانع سازد که روسها رسما اعلام کردهاند که در امورات داخلیمان مداخله نخواهند کرد، موثر نیفتاد و ازدحام هشت هزار نفری قاطعانه برخواست خود پای فشرد.
میتینگ بزرگی تشیکل یافت. در این میتینگ ناطقهای مختلف در میان اهالی به پا خاسته، آمدن روسها به گیلان و تهران را به منظور یاری کردن به شاه ارزیابی کردند و بر آن شدند که اعتراض خود را با اعتصاب عمومی اظهار دارند.
|