جلو اتومبیل وزیر راه را در ونک گرفته و او را لخت کردند!
هموطن , يكشنبه 2 بهمن 1384 - ساعت 12:00

شبی در حدود ساعت 9 بعدازظهر در فرمانداری نظامی بودم که تلفن زنگ زد

 

"حوادث شهریور 1320"-شبی در حدود ساعت 9 بعدازظهر در فرمانداری نظامی بودم که تلفن زنگ زد و یکی از مامورین خبر داد که اتومبیل آقای دکتر سجادی وزیر راه در جاده شمیران در سه راه ونک متوقف کرده‌اند و اموال و اثاثیه ایشان را به سرقت برده‌اند و عجیب آن که سارقین هشت نفر از سربازان شوروی بوده‌اند.
دریافت این خبر موجب تاثر شدید من شد زیرا اموال وزیر مملکت را در جاده شمیران که چسبیده به شهر بود در ابتدای شب به سرقت برده بودند و این بسیار زشت و ناگوار بود. بلافاصله با دو کامیون سرباز به طرف سه راه ونک حرکت کردم ولی خوشبختانه یا بدبختانه دزدان رفته بودند زیرا در غیر این صورت بین آنها که مسلح بودند و ما که برای دفاع رفته بودیم مسلما تیراندازی در می‌گرفت و بدین ترتیب معلوم نبود پایان کار چه می‌شد و ماجرای کشته شدن عده‌ای سرباز خارجی به کجا منتهی می‌گردید.
به هر حال ما از ونک مراجعت کردیم و من به حضور فروغی که در آن موقع نخست وزیر بود رفتم و ضمن این که جریان را تعریف کردم گفتم که باید سفیر کبیر شوروی را ملاقات کنم. فروغی که مرا شدیدا عصبانی دیدند، قدری به من دلداری داده گفتند در امور مربوط به سیاست نباید عجول بود و سپس آقای سهیلی وزیر خارجه را طلبیده و اظهار داشتند به اتفاق آقای وزیر خارجه به ملاقات سفیر شوروی بروید.
ضمن مذاکره با تلفن از سفیر شوروی وقت ملاقات گرفتم و قرار شد ساعت 11 با او ملاقات و مذاکره کنیم. در ساعت مقرر به اتفاق آقای سهیلی به سفارت شوروی رفتم و ضمن مذاکرات که قدری هم با عصبانیت توام بود به آقای سفیر گفتم: آقایان که نماینده دول بزرگ جهان در پایتخت ایران هستید متوجه می‌باشید که حفظ حقوق بین‌المللی و احترام به مقررات هر کشوری از جمله وظایف افراد خارجی مقیم آن کشور است. اگر عده‌ای سرباز خارجی در پایتخت مملکت شما یکی از اعضای کابینه را لخت کرده و اموال او را به سرقت برده بودند دولت متبوع جنابعالی چه تصمیمی می‌گرفت و آن کسی که حافظ امنیت شهر بود در قبال این عمل چه وظیفه‌ای داشت؟
سفیر روسیه که آدم بدی نبود از شنیدن خبر اهانت به وزیر راه ناراحت شد و گفت: - من به آقایان قول می‌دهم که تا سه روز دیگر کلیه سربازان طوری مجازات شوند که جبران این اهانت بشود.
پس از این وعده از سفارت خارج شدیم و چند روز بعد شنیدم که سفیر شوروی به وعده خود وفا نموده و دو نفر از سربازان سارق که گروهبان بودند تیرباران شدند. بعد از این واقعه سربازان خارجی دیگر مزاحم کسی نشدند و از آن پس شب‌های تهران در روزهای پرآشوب شهریور ماه پیوسته آرام و امن و امان بود.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news53280.html