هموطن-وقتي به گذشته اش نگاه مي كنيد، به ياد شيشه شير و پوشك اش مي افتيد. و يا، ياد روزي برايتان زنده مي شود كه براي نخستين بار لب به سخن گفت و نام شما را به زبان آورد. لحظه هايي را به خاطر مي آوريد كه محتاج پناه آغوش شما بود و هيچوقت نمي دانست كه مي تواند بر روي حرف و خواسته شما حرفي بزند.
اما او اكنون بزرگ شده است و حتي خودش، خود را بزرگ تر و فهيم تر مي داند. ديگر حرف شما حرف اول و آخر نيست. او اين جسارت را پيدا كرده كه خواسته اش را بي مهابا به زبان آورد و با هر آنچه كه سد راهش باشد بجنگد. همين هم نقطه آغازي شده است براي مشكلات شما.
بسياري از والدين راهش را نمي دانند. گمان مي كنند او هنوز كودكي است فرمانبر كه با يك صداي بلند لرزه به اندامش افتاده و سكوت اختيار مي كند. اما باز هم مي گوييم او الان خود را بزرگ و فهيم مي داند و گمان مي برد كه ديگر خودش خير و شر را مي شناسد و صلاح خويش را بهتر از هركسي مي داند. حتي بهتر از پدر و مادرش.
و شما، درمانده از اين كه با او چه بكنيد. نه صلاح كار را در اين مي دانيد كه پيروي حرف او باشيد و نه مي خواهيد هميشه جلوي راهش را بگيريد و براي زندگي اش فرمان صادر كنيد. اما واقعا چه كاري بايد انجام دهيد تا رابطه زيباي خود را با او حفظ كنيد؟
در نقطه سر خط امروز چند پيشنهاد برايتان داريم:
1.يك فضاي دلنشين و آرام را براي صحبت اختيار كنيد. هنگام خوردن شام فرصت خوبي است تا همه اعضاي خانواده دور هم جمع شويد و درباره مسايل و مشكلات خانواده صحبت كنيد. اينجاست كه مي توانيد حرف خود را در پرده اي از محبت و احترام به زبان آوريد و بي آن كه او را توبيخ كرده باشيد، منتظر پاسخش بمانيد.
2.در اين سن او بيشرت تمايل دارد كه زمان را در كنار دوستانش سپري كند. بهتر است از دوستانش شناخت كافي به دست آوريد و اگر صلاح مي دانيد، اين فرصت را در اختيار او قرار دهيد.
3.از خاطرات نوجواني خود برايش بگوييد تا او هم بداند كه شما هم همانند خودش چنين روزهايي، با آرزوهاي نسبتا مشابهي داشته ايد.
4.به حريم خصوصي اش احترام بگذاريد.
5.براي تصميم گيري ها نظر و عقيده او را هم جويا شويد. بگذاريد تا متوجه شود كه او هم در تصميم گيري هايي كه به خودش و حتي به خانواده مربوط مي شود، مشاركت دارد.
|