چند نفر از متمولین چندی بر سر رحم آمدند
هموطن , سه شنبه 4 بهمن 1384 - ساعت 15:52

صبح زود برخاسته پس از فراغت از نماز و دعا حسب قرار و فرمایش حضرت آقایی به باغچه جمشیدآباد رفتیم.

 

جمعه هفتم جمادی الاول 1332-3 آپریل 1914 -ره‌آموز حکمت - یادداشت‌های روزانه علی‌اصغرخان حکمت-صبح زود برخاسته پس از فراغت از نماز و دعا حسب قرار و فرمایش حضرت آقایی به باغچه جمشیدآباد رفتیم. میرزابها گماشته حاجی مهذب‌الدوله آمده و مشغول تهیه اسباب و سامان و لوازم بود.
ساعتی بعد حضرت آقایی آمدند تا مدتی منتظر رفقا بودیم کسی نیامد. با حضرت آقایی صحبت از اوضاع قدیم و سلطنت ناصرالدین شاه و اوضاع آن بود. بعد از دو ساعتی معین‌الاسلام آمدند. بعد حاجی مهذب‌الدوله. میرزای روحانی هم که با جماعتی در بالای باغ بودند همراه حاجی مهذب‌الدوله آمدند. صحبت از تنزل نسبی نرخ نان بود.
که از یک من چهار قران به سه قران و یک عباسی کم رسیده است و علت آن هم معلوم نیست. حاجی مهذب‌الدوله می‌گفت این مسائل عقل بشر به آن پی نمی‌برد و جهت آن را جز خدا کسی نمی‌داند. من گفتم علت ظاهری و صوری آن همین است که چند نفر متمولین چندی بر سر رحم آمدند و چند روزی دستگیری از فقرا کردند. بعد صحبت از ملخ شد که گفته‌اند کم شده است.
بعد از صرف نهار میرزا ابوالحسن‌خان اخوی که بعضی سخنان اخلاقی یاد گرفته و در مسئله گوشت خوردن و غیره بیان می‌کرد آقای معین‌الاسلام او را فیلسوف می‌گفتند.
بعدازظهر بود قدری هر کسی خوابیدند. قصه خوانین بختیاری که به دیدن ملا محمدعلی شوشتری رفتند و صحبت از مراتب فضل و کمال و دانش نصرالله خان بختیاری داشته بودند که تا چه مقدار صاحب کمال و فضل شده است.
شیخ محمدعلی با زبان شوشتری گفته بود: گویی چه شده، آیا لقمان شده است. عصر ترشح بارشی گرفت. از زیر درخت‌های پایین باغ به حاشیه بالای باغ در عمارت رفتیم. تا حوالی یک به غروب مانده آنجا بودیم. به صحبت‌های مختلف مشغول. در باب «تجدید» صحبت بود که معین‌الاسلام و خاج مهذب‌الدوله می‌گفتند پیغمبرها بعضی مجدد بوده‌اند. من می‌گفتم تجدید فرع بر کهنگی است و دین از کهنگی منزه است و همیشه تازه خواهد بود و این لغت غلط است. حوالی غروب به منزل آمدیم. شب خیلی خسته و کسل بودم. بعد از نماز زود خوابیدم.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news53504.html