چنین کنند بزرگان...
هموطن , جمعه 7 بهمن 1384 - ساعت 13:03

روزی بهرام ساسانی در شکارگاهی بقضاء حاجتی از اسب پیاده شد و لگام اسب را به دست چوپانی داد.

 

«تاریخ امپراطوری»-چوپان چون قطعات طلای عنان را بدید، در وقتی که شاه را غافل می‌پنداشت کاردی برآورد و بعضی از آنها را برید و در جیب نهاد.
شاه برای این که چوپان شرمگین نشود، چیزی نگفت و سر بزیر افکند. چون دریافت چوپان بقدر حاجت طلا را ربوده پیش آمد و چنانکه گویی گرد و غبار به چشمانش رفته و چیزی نمی‌بیند چشم‌هایش را مالید و بر اسب نشست و چوپان را بدرود گفت!




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news53723.html