یکشنبه 13 جمادیالاخر 1326-"تاریخ بیداری ایرانیان" – ناظمالاسلام کرمانی
-امروز در خانه مشغول نوشتن و اصلاح کتابخانه خود میباشم. برادرم شمسالحکماء رفت تا برگردد خبری بیاورد و نوشته شود یا آن که خودم طرف عصری بروم بیرون آنچه مسموع افتاد بنویسم.
مقتدر نظام وضیع حضرت که از مقصرین ملت بودند و در کلات محبوس بودند و روز "یوم التوپ" تلگراف مرخصی آنها و سایر محبوسین کلات مخابره شده بود، امروز به احترام فوقالعاده وارد شدند.
تقریبا پانصد کالسکه و درشکه به استقبال آنها رفت. بچههای چاله میدان به هواداری ضیع حضرت اجتماعی کردند.
بچههای سنگلج به هوای مقتدر نظام دویست یدک جلو آنها بردند به همان لباس سفر حضور اعلیحضرت مشرف شده و مورد مرحمت شاهانه واقع شده و مراجعت به شهر نمودند.
صد نفر قزاق هم به استقبال آنها رفته بود مردم در جلو آنها این شعر را میخواندند:
مجلس شورای ملی تا ابد پرکنده باد – تیغ استبدادیان تا ابد برنده باد و دست زنان و هلهله گویان با نهایت عیش و خرمی آنها را و سایر محبوسین را وارد کردند.
خاک بر سر این مردم جاهل غیر قابل، اگر این بیچارهها بیتقصیر بودند، پس چرا آنها را حبس کردند؟ و اگر تقصیر داشتند پس این استقبال چه بود؟ دیروز آصف الممالک رئیس پست خانه شد به این معنی که پست خانه را دادند به امینالملک و او هم واگذار نمود به آصف الممالک کرمانی.
امروز بحرالعلوم کرمانی که در زمان مشروطه خود را قاتل شاه میدانست و به این خیال شب را میخوابید، ظاهر شد و از مستبدین شد. به حدی تملق و چاپلوسی میکند که مافوق آن متصور نیست.
|