عبد الصمد خرمشاهي وكيل مدافع متهم رديف اول در گفت و گو با خبرنگار اجتماعي فارس با اعلام اين خبر افزود: رييس شعبه 107 دادگاه ويژه اطفال رشت پس از دو جلسه محاكمه دل آرا را براي دومين بار به قصاص محكوم كرد.
وي افزود: همچنين متهم رديف دوم به نام اميرحسين به اتهام معاونت در قتل به 10 سال حبس و به خاطر مشاركت در قتل به 3 سال حبس محكوم كرد.
اين حكم در حالي صادر شد، كه قرار بود صحنه قتل با توجه به دست چپ بودن دل آرا براي دومين بار بازسازي شود اما دومين جلسه دادگاه بدون بازسازي صحنه قتل برگزار و حكم صادر شد.
ساعت 20:45 هفتم دي سال 82 ، مرد ميانسالي در تماس با پليس 110 رشت راز قتل پيرزن ثروتمندي به نام مهين را براي كارآگاهان فاش كرد ، اين مرد در حالي كه بسيار هراسان و سراسيمه بود ، گفت : لحظاتي قبل پس از بازگشت دخترش دل آرا به خانه ، خواستگار سابق او به نام سعيد به مقابل خانه آنها آمده و گفته است دخترش و پسر جواني به نام امير ، دختر عموي او به نام مهين را كه پيرزني تنهاست به خاطر تهيه پول ازدواجشان در خانه اش به قتل رسانده اند.
لحظاتي بعد از اين تلفن ، كارآگاهان پليس با حضور در خانه پيرزن با جسد غرق به خون وي در داخل يكي از اتاقها روبرو شدند و بررسي هاي پليسي خود را در اين باره آغاز كردند.
با انتقال جسد به پزشكي قانوني ، بررسي هاي متخصصان نشان داد مقتول پس از آنكه با وارد آمدن ضربات شيء سنگين به سرش بيهوش شده ، با 14 تا 16 ضربه چاقو به قتل رسيده است ، كالبد شكافي حاكي از آن بود كه دو ضربه به شكم ، 6 ضربه به پشت و كمر و 6ضربه به قفسه سينه مقتول وارد آمده بود.
با توجه به اظهارات پدر دل آرا، كارآگاهان پليس، وي ، سعيد و امير را تحت بازجويي هاي فني و پليسي قرار دادند ، سعيد در بازجويي ها با بيان اينكه دخالتي در قتل پيرزن نداشته به كارآگاهان گفت : روز جنايت دل آرا در حالي كه به شدت هراسان بود به جلوي خانه ما آمد و از من خواست به خانه مقتول رفته و كيف او را كه پس از جنايت در آنجا جا مانده بود بعد از اطمينان از مرگ پيرزن براي او بياورم من هم از آنجايي كه به دل آرا علاقه زيادي داشتم پذيرفتم و به داخل خانه رفته و كيف را براي او آوردم.
با اظهارات سعيد ، دختر جوان هنگامي كه دريافت كارآگاهان از راز جنايت مطلع شده اند ، ادعا كرد به خاطر قرص هايي كه پسر مورد علاقه اش به وي خورانده از حالت عادي خارج شده است و چيزي به خاطر نمي آورد.
او در توضيح انگيزه خود از جنايت گفت : چند ماه قبل با امير آشنا شدم و قرار ازدواج با او گذاشتم ، امير از لحاظ وضعيت مالي در وضع خوبي قرار نداشت بنابراين تصميم گرفتيم تا با انجام سرقت از پيرزن ثروتمند خرج عروسي مان را تهيه كنيم و بنابراين به خانه پيرزن رفتيم ، بعد از ورود به خانه زماني كه من در حال صحبت كردن با صاحبخانه بودم ، امير يكباره با چوب بيسبال چند ضربه به او زد ، در حالي كه تحت تاثير قرصهايي كه امير به من داده بود قرار داشتم امير با فرياد زدن از من خواست چاقويي از آشپزخانه بياورم من هم گيج و منگ به آشپزخانه رفتم و با چاقويي كه آوردم ضرباتي به او زدم ، پس از قتل پيرزن ، امير گاوصندوق را بازكرد و طلا و جواهرات و پولهاي مقتول را به سرقت برديم و از خانه خارج شديم اما بعد از خروج از خانه يادم آمد كيفم را جا گذاشته ام و بنابراين درحالي كه به شدت ترسيده بودم از امير كمك خواستم اما او قبول نكرد و به ناچار به سراغ سعيد كه قبلا نامزدم بود رفتم كه او كيفم را آورد ولي موضوع را به پدرم گفت.
در ادامه بررسي ها (دل آرا) ديماه سال 82 در مقابل قاضي شعبه دهم دادگاه عمومي ، بار ديگر به قتل اعتراف كرد و قاضي دادگاه ، وي را به دليل اقرار به قتل به قصاص و پسر جوان را به اتهام معاونت به 10 سال حبس محكوم كرد.
با گذشت 2 سال از زمان جنايت و صدور حكم ، قضات شعبه 33 ديوان عالي كشور ، با بررسي اعتراض "دل آرا" به حكم صادره ، خواستار بررسي هاي بيشتر و مشخص شدن نقاط تاريك پرونده و خصوصا تاثير قرص هايي شدند كه "دل آرا" ادعا كرده بود با تحريك پسر مورد علاقه اش قبل و بعد از جنايت مصرف كرده است.
با اين درخواست ، پرونده بعد از مراحل قانوني در اختيار قاضي جاويد نيا رئيس شعبه 107 دادگاه ويژه اطفال رشت قرار گرفت تا وي بررسي هاي دقيقتري را درباره اين پرونده آغاز كند.
دل آرا پس از انتقال پرونده اش به شعبه 107 دادگاه رشت در جلسه محاكمه گفت: مى پذيرم من و امير حسين به خانه مهين رفتيم و قبل از آن امير حسين به من قرص هايى خورانده بود كه كاملاً بى اراده بودم وقتى او خودش را پشت سر مقتول رساند و با چوب بيسبال ضرباتى زد دهانش را گرفت و با تهديد فرياد زد كه چاقويى برايش ببرم، ترسيده بودم رفتم آشپزخانه و براى امير حسين چاقوآوردم، او چاقو را گرفت و ضرباتى به مهين زد، من هيچ ضربه اى نزده ام.
با دو جلسه محاكمه قاضي دل آرا را به قصاص و همدستش را نيز به به 13 سال حبس محكوم كرد. |