مردی که به دنبال وسوسههای پسری راکشت و برادرش را زخمی کرد ، در شعبه 71 دادگاه کیفری تهران به مرگ و همدستش نیز به 15 سال زندان محکوم شد.
در جریان رسیدگی به این پرونده که 24 مرداد در شعبه 71 دادگاه کیفری تهران، به ریاست قاضی عزیزمحمدی برگزار شد؛ دلداری ـ نماینده دادستان ـ به تشریح کیفرخواست پرداخت: غلامرضا 28 ساله، معروف به رضا کلاهی که دارای پیشینه متعدد کیفری است شامگاه 5 مرداد 84 به خانه نادر رفت و با ضربات متعدد قمه او را از پا درآورد.
دلداری ادامه داد: کبری 36 ساله، معروف به فریبا هم به عنوان مجرم ردیف دوم، با طراحی نقشه جنایت و قراردادن مواد روان گردان در اختیار رضا، او را به کشتن نادر تحریک کرده است، حال با توجه به محرض بودن جرم این دو تبهکار از محضر دادگاه برای آنها تقاضای اشد مجازات اسلامی دارم.
سپس لعیا، مادر نادر در جایگاه اولیای دم قرار گرفت و به تشریح ماجرا پرداخت: ساعت یک نیمه شب بود که رضا و یک مرد دیگر با شکستن شیشه پنجره وارد خانه ما شدند و با قمه و چاقو به جان نادر افتادند. بعد از زخمی کردن پسر کوچکم ـ عباس ـ پا به فرار گذاشتند از محضر دادگاه برای رضا و فریبا تقاضای حکم مرگ دارم.
قاضی عزیزمحمدی نوبت را به غلامرضا داد تا به دفاع از خود بپردازد: من و فریبا از قبل با هم آشنا بودیم و من به خانه او رفت و آمد میکردم آن روز فریبا گفت: دخترش الناز اسیر وسوسههای یک پسر به نام ناصر شده و باردار است.
مجرم جوان ادامه داد: فریبا گریه و زاری کرد، از من کمک خواست و گفت ناصر دخترم را 20 روز است که به خانهاش برده و من جز تو پشتیبانی ندارم. از شنیدن این حرفها عصبانی شدم و چون شیشه مصرف کرده بودم و حال خودم را نمیفهیمدم با یکی از دوستانم به نام علی به خانه ناصر رفتم و پس از شکستن شیشهها وارد اتاق شدم.
وی اضافه کرد: از آنجا که لباس ناصر بر تن برادرش ـ نادر ـ بود نتوانستم چهرهاش را تشخیص دهم، چند ضربه چاقو به او زدم و...
قاضی عزیزمحمدی به رضا گفت: در آخرین بازجوییها در دادسرا مدعی شدهای خودت فریبا را فریب دادی و به خاطر گریههای او دست به آدمکشی زدی. آیا اظهاراتت را قبول داری که پاسخ شنید: بله من با شنیدن حرفهای فریبا غیرتی شدم و به خاطر اینکه موادمخدر مصرف کرده بودم کنترلم را از دست دادم اما حالا از مادر داغدار نادر میخواهم که مرا ببخشد. گزارش ایسکانیوز میافزاید: وقتی فریبا روبه روی پنج قاضی این شعبه قرار گرفت اعلام کرد: ناصر دخترم را 20 روز بود که با خود به خانهشان برده بود، من فقط از رضا خواستم تا او را بازگرداند. اما هرگز قصد آدمکشی و جنایت نداشتیم.
قاضی عزیزمحمدی از فریبا پرسید، تو که خودت معتاد و از عوارض ناشی از مصرف شیشه مطلع بودی پس چرا گذاشتی رضا بعد از مصرف مقدار زیادی مواد روانگردان به سراغ ناصر برود؟ فریبا پاسخ داد، قصد تحریک رضا را نداشتم و او خودش از من خواست تا شیشه در اختیارش بگذارم. به گزارش ایسکانیوز با پایان دفاعیات دو مجرم این پرونده رییس شعبه 71 دادگاه کیفری تهران و چهار مستشارش وارد شور شدند و امروز غلامرضا را به مرگ و فریبا را به 15 سال زندان محکوم کردند.
|