ماشين كاميونش خوبه...
هموطن سلام , يكشنبه 5 آذر 1385 - ساعت 09:42

اين برون ريزي احساسات به اشكال و ابعاد مختلف قابل بررسي است. عده يي شعر مي گويند و داستان مي نويسند و از اين راه شهرت كسب مي كنند.

هموطن سلام- سيد ايمان ضيابري- آنقدر در كشتي عشقت نشينم تا سحر/يا به ساحل مي‌ رسم يا غرق دريا مي شوم!
در اوج قدرت مرد باش‌
بوق نزن راننده خوابه!
در طواف شمع مي‌ گشت پروانه يي/جانم نگير سبقت مگر ديوانه يي!؟
درياي غم ساحل ندارد/ سلطان غم مادر
اگه واسه همه لاتي، واسه ما شكلاتي!!
به مدپوشان بگوييد آخرين مد كفن است!
به درويشي قناعت كن كه سلطاني خطر دارد
تند رفتن كه نشد مردي/ عشق است اگر كه برگردي‌
در چاله چوله هاي عشقت، شافنرم شكست!
با ميخ نگاهت چرخ عشقم را پنچر مكن...
راديات قلب من از عشق تو جوش آمدست / گر ندار باورم بنگر به رو آمپرم.
پدرم، مادرم، تاج سرم، هرگز نمي‌ري از برم
مرد زير بارونش خوبه، گريه فراوونش خوبه، ماشين كاميونش خوبه...
اين جملات، تك مصراعها، ابيات و را هركدام از ما بسيار شنيده و خوانده ايم. مي شود گفت امكان ندارد كسي در جاده هاي پرپيچ و خم ايران سفر كرده باشد و در پشت شيشه ي اتوبوسها، ميني بوسها، كاميونها و حتي ماشينهاي سبك و سواري، چنين عباراتي را نخوانده باشد.
رانندگان جاده يي و به ويژه ماشينهاي سنگين كه از ترويج دهندگان اصلي فرهنگ “ماشين‌ نوشته ها يا” Carstickes كه براي اروپاييها يك اصطلاح ناشناخته است به شمار مي روند و تقريبا همگي مرد هستند، با حك كردن چنين اصطلاحات و عباراتي در پشت ماشينهاي خود، ديدگاه و احساسات گاه زمخت و مردانه و گاه لطيف خود در مورد زندگي، عشق، رفاقت، خيانت، مادر، زن، جاده، دردسرهاي راه زندگي، مشكلات تامين معاش و حتي ديدگاه خود در مورد ساير خودروها و ماشينها را به رخ مي كشانند و كمتر كسي پيدا شده كه از خواندن اين عبارات و جملات، ناراحت و رنجيده شده باشد.
شايد دغدغه ي نوشتن در رابطه با ماشين نوشته ها و پرداختن به اين موضوع جالب و در عين حال عميق كه براي عامه ي مردم، بي اهميت و سطحي به نظر مي رسد، مدتهاست در ذهنم وجود داشته اما خواندن چند گزارش در خبرگزاريهاي مختلف و امكان گفت و گو با برخي از محققين و روانشناسان اجتماعي باعث شد تا با ديد باز و تصور بهتري بتوانم به استقبال اين سوژه بروم كه كمتر در جامعه مورد توجه قرار مي گيرد و عمدتا به صورت يك رسم قديمي و كهنه شناخته مي شود.
دكتر فرهاد غلامزاده ي اصل، پژوهشگر و مردمشناس مي گويد: آدمي به بيان احساساتش زنده است و خاصيت هر انساني، برون ريختن احساسات نهفته و گاه بكر دروني است. اين برون ريزي احساسات به اشكال و ابعاد مختلف قابل بررسي است. عده يي شعر مي گويند و داستان مي نويسند و از اين راه شهرت كسب مي كنند. عده يي اشك مي ريزند و گريه مي كنند و تخليه ي دروني مي شوند، عده يي آواز مي خوانند يا موسيقي مي نوازند و يا موسيقي گوش مي دهند، عده يي ورزش مي كنند و عده يي از مردم كه قشر خاصي هستند، يعني رانندگان كاميون و ماشينهاي سنگين كه بايد معمولا مسيرهاي كسل كننده و ناهموار جاده يي را بپيمايند نيز با نوشتن احساسات و عواطف خود نسبت به مسايل مختلف در پشت شيشه ها و روي سردر ماشينهاي خود، ضمن اينكه فرصتي براي سرگرم شدن ديگران را فراهم مي كنند، اوج احساسات و تمايلات خود را نيز به رخ مي كشند.
وي افزود: شايد اين اشعار و ابيات و جملات مانند نويسندگان و شعرا، دست ساخته و حاصل تراوشات ذهني خود راننده نباشد اما مطمئنا بهترين بيانگر احساسات و تفكرات وي به شمار مي رود. آنها از بين ابيات و شعارهايي كه مي شناسند، بهترين را براي نوشتن به خط خوش روي بدنه يا شيشه ي اتومبيل خود انتخاب مي كنند به همين دليل است كه اگر راننده‌ي جاده يي در خانواده يا اطراف خود سراغ داشته باشيد، مي بينيد كه با وسواس هرچه تمامتر و با تحقيق و تفحص تمام به همه ي اهالي مي سپارند كه در رساي مادر يا مثلا در وصف عشق هر جمله و بيتي كه يافتند را به شما معرفي كنند. هرچند اين افراد سواد آكادميكي ندارند و معمولا به همين دليل است كه به چنين مشاغلي روي مي آورند و مثلا به كار ترانزيت كالا و ترخيص بار مي پردازند، اما پاي صحبت هر كدامشان كه بنشيني، افرادي بسيار تودار، پرمعنا و پر از حرف در آنها مي يابي.
و واقعا هم اينگونه است. پاي صحبت هر راننده ي كاميون، تريلي و يا وانتي كه بنشيني مي بيني كه يك دنيا حرف نگفته دارند و تنها مشكلشان اين است كه تريبوني براي بيان نظريات و عقايدشان ندارند. عقايدي كه در لفاف سنت و كهنگي، به دست فراموشي سپرده مي شوند غافل از اينكه رازهاي نهان زندگي را به تو مي آموزند.
شعارها، ابيات، مصراعها و جملاتي كه رانندگان سنگين و وانت روي بدنه ي ماشينهاي خود حك مي كنند، معمولا حاكي از دغدغه هاي ملي، ديني و مذهبي، عاطفي، خانوادگي و جاده يي آنهاست.
بسياري از آنها با نوشتن عباراتي مانند “بيمه ي حضرت ابوالفضل”، “يا علي و يا هيچكس”، “فقط خدا” و... سعي مي كنند يك آرامش دروني و معنوي به خود تلقين كنند تا در راههاي پرخطر و پر از دغدغه ي جاده ها كه هر لحظه امكان وقوع يك تصادف، يك سانحه و يك حادثه ي عظيم در آنها وجود دارد، براي خود آرامش و تسكيني پيدا كنند.
اينگونه افراد كه معمولا شاهد سوانح و فجايع رانندگي بودند و ديدند كه چگونه همكيشان و همقطارانشان در آن لحظه، تمامي اهالي خانواده و كل دارايي و حتي جان خود را از دست دادند، معمولا با اين قوت قلبهاي ريشه دار در اعتقادات و باورهاي مردم ايران، به خود اطمينان مي دهند كه با توكل و ذكر ياد ائمه، مي توانند سفري بي خطر و راحت داشته باشند.
همينطور رجزخوانيها و لشگركشيها و جبهه گيريهاي رانندگان سنگين در مورد رانندگان ماشينهاي سواري، ابراز حسرت و دريغ آنها از اينكه چرا نتوانستند به ثروت و به مال فراوان برسند، تحقير كردن منافع دنيوي ثروتمندان و اغنيا با بيان اينكه تمام اين ثروتها روزي از بين مي روند و... همينطور بخش عمده ي ماشين نوشته هاي جاده هاي ايران را تشكيل مي دهد.
رانندگان كه براي خود دنيايي دست ساخته و تازه دارند و در آن گاهي اوقات رقابتها و چشم هم چشميهاي شيرين دوران كودكي را زنده مي كنند، با به رخ كشيدن جثه ي كوچك و يا سرعت كم ماشينهاي ديگر، ضمن اينكه هاله يي از طنز و انعطاف دور شخصيت خود ايجاد مي كنند، حس برتري جويي انساني را نيز به زباني ديگر مطرح مي نمايند.
اين ماشين نوشته ها كه بخش عمده ي ادبيات فولكلوريك و شفاهي مردم ايران را تشكيل مي دهد و ديدن و خواندن آن، براي بسياري از ايرانيان، يادآور خاطرات روزها و ايام گذشته است، نيازمند مطالعه ي دقيق و اصولي به همراه قدرت استدلال و تحليل علمي هستند. شايد از اين راه بتوان به گوشه يي از هزاران بعد شخصيتي و مردمي زندگي ايرانيان رسيد.در پايان هم بد نيست اشاره كنيم كه به گزارش ايرنا، خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران، پايگاه اينترنتي بي‌بي‌سي از خوانندگان فارسي زبان خود خواست تا اگر “ماشين نوشته”اي را خوانده‌اند كه جالب است، براي اين سايت ارسال نمايند.
به گزارش روز سه‌شنبه اين سايت، رانندگان كاميون، وانت بار و تاكسي، مبتكران اصلي ماشين نوشته‌ها هستند.
بنابر اين گزارش، كمتر كسي پيدا مي‌شود كه در جاده‌هاي ايران سفر كرده باشد و بگويد كه هرگز خودرويي را منقش به بيتي شعر يا عبارتي (معمولا به لحاظ ادبي بي‌مايه و گاه زيركانه) نديده باشد.
ماشين نوشته‌ها در گذشته بيشتر باب بود، اما هنوز بسياري از رانندگان كاميون و وانت‌بار و تاكسي براي ابراز مكنونات قلبي خود به اين روش وفادار هستند.
مسافراني كه در پس اين خودروهاي منقش حركت مي‌كنند، با چشم برداشتن از جاده و اطراف آن، كنجكاوانه اين ابيات و عبارات را مي‌خوانند و از خواندن آن گاه مشعوف و گاه از سليقه ادبي خاص آن رنجيده مي‌شوند.
اين نوشته‌ها معمولا ريشه در موضوعات عاشقانه، عاطفي و يا مذهبي دارند. “بزن بر سينه‌ام خنجر، ولي هزگر نمير مادر”، “بگو ماشاء‌الله”، “به كجا چنين شتابان”، “درب و داغون خودتي” و “دنيا محل گذره، ما مي‌گذريم ولي اون نمي‌گذره”، از جمله چند نمونه از اين ماشين نوشته‌ها است.
اخيرا جنبه‌هاي زبان شناختي، جامعه شناسي و روحي صنف و قشر رانندگان جاده‌اي در استفاده از ماشين نوشته ها، مورد توجه متخصصان فرهنگ لغات در ايران قرار گرفته و همچنين نمونه‌هاي آن ثبت و گردآوري شده است.
گرچه برخي از آنها گفته‌اند كه بها دادن به اين نوع ادبيات، آلوده كردن زبان فارسي است.
در پايان اين گزارش نوشته شده كه برخي از ماشين نوشته‌ها بسيار ابتكاري است و مي‌تواند موضوعي جالب براي پيام‌ها و عكس‌ها باشند.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news71935.html