در نشست رسیدگی به این پرونده که دوشنبه در شعبه 71 دادگاه کیفری تهران به ریاست قاضی عزیزمحمدی برگزار شد رضوانفر ـ نماینده دادستان ـ به تشریح کیفرخواست پرداخت: ظهر 27 بهمن 83 حمید 30 ساله جنازه همسرش سولماز را به بیمارستانی در فیروزکوه منتقل کرد و مدعی شد او خود را حلقآویز کرده است.
رضوانفر ادامه داد: به دنبال تحقیقات پلیس مشخص شد، حمید و سولماز با یکدیگر اختلاف کهنه داشتهاند و حال با توجه به نظریه پزشکی قانونی که علت اصلی مرگ را فشار بر عناصر حیاتی گردن سولماز اعلام کرده، همچنین اختلافات خانوادگی او و شوهرش و تقاضای اولیای دم، از محضر دادگاه برای حمید تقاضای اشد مجازات اسلامی دارم.
سپس پدر و مادر سولماز در جایگاه اولیای دم قرار گرفتند و برای قاتل دخترشان تقاضای قصاص کردند. مادر سولماز به قاضی عزیزمحمدی گفت: دخترم بارها به من گفته بود از سوی شوهرش تهدید به مرگ شده است. دختر و دامادم با هم اختلاف شدید داشتند تا جایی که یک روز سولماز قهر کرد به خانه پدرش در شهریار آمد و بعد از مدتی طی تماس تلفنی که با حمید داشت متوجه حضور چند زن در خانه او شد و به یکباره تصمیم گرفت که به فیروزکوه باز گردد. گزارش ایسکانیوز حاکی است، مادر داغدار توضیح داد: من و شوهرم، آن روز به همراه سولماز به فیروزکوه رفتیم اما کسی در را باز نکرد و به یکباره دیدیم که دو دختر ناشناس از پشت بام خانه به پایین آمدند. به دنبال این مساله، دخترم از حمید شکایت کرد و رابطه پنهانی دامادم با دختران اثبات شد.
قاضی عزیزمحمدی از مادر سولماز پرسید: آیا دخترت حرفی از خودکشی زده بود؟ که پاسخ شنید: هرگز. مادر سولماز گفت: دخترم بچه 5 ماههای داشت که به او بسیار علاقهمند بود و حتی به خودکشی فکر هم نمیکرد اما بعد از جلسات دادگاه، چند بار به من گفت: شوهرش او را به مرگ تهدید کرده است.
با پایان اظهارات مادر قربانی، حمید در جایگاه ویژه قرار گرفت و منکر آدمکشی شد.
وی در دفاع از خود عنوان کرد: روز حادثه ساعت 9 صبح از خانه خارج شدم و حدود 15 دقیقه بعد با خرید نان و پنیر به خانه بازگشتم. آن موقع با سولماز بر سر مبلغ قبض تلفن درگیر شدم، تلفن را جمع کردم و گفتم حق تلفن زدن ندارد. بعد به محل کارم رفتم و ساعت 14 که بازگشتم متوجه شدم زنم خودش را در پلهها حلق آویز کرده و بچهام مهرناز نیز در کنار او ایستاده است.
متهم اضافه کرد: گرههای طناب را باز کردم، جنازه را پایین آوردم و از یکی از همسایهها کمک خواستم اما جواب رد شنیدم. بنابراین مهرناز را به او دادم و سولماز را به بیمارستان رساندم که... گزارش ایسکانیوز میافزاید: رییس شعبه 71 دادگاه کیفری پایتخت از حمید پرسید: آیا زنت برای خودکشی انگیزهای داشت؟ حمید پاسخ داد: نه.
هنگامی که قضات شعبه درباره نحوه آویزان بودن جنازه و گرههای طناب از متهم سوال کردند. پاسخ قانع کنندهای نشنیدند و متهم مدعی شد چیزی به خاطر ندارد.
در این میان قاضی عزیزمحمدی به تشریح مندرجات موجود در پرونده پرداخت: ماموران آگاهی یک وزنه 15 کیلویی را به نحوی که خودت در بازسازی صحنه تشریح کردهای از سقف آویزان کردهاند و در نتیجه آن بر اثر کشیده شدن طناب به گچهای دیوار، مقدار زیادی از آنها ریزش کرده اما به دنبال آویزان شدن همسرت که وزنی حدود 60 کیلوگرم داشت هیچ گچی از دیوار ریزش نکرده و هیچگونه اثر خوردگی به دنبال سایش طناب به دیوار ایجاد نشده است، این مساله را چگونه توجیه میکنی؟ متهم پاسخ داد: در این زمینه حرفی برای گفتن ندارم. به گزارش ایسکانیوز، در پایان نشست امروز، قاضی عزیزمحمدی از متهم خواست برای اثبات بی گناهی اش سوگند یاد کند و حمید که دست خود را بالا گرفته بود قسم خورد بی گناه است و سولماز خودکشی کرد. بدین ترتیب رییس شعبه 71 و چهار مستشارش وارد شور شدند تا با توجه به مدارک موجود انشای رای بپردازند.
|