منشی مدرسه ساز سرشناس وسه همدستش که او را قربانی دستبرد کردند با تلاش پلیس تهران دستگیر شدند و به جنایت اعتراف کردند.
9 بامداد 19 آذر 85 زنگ تلفن بازپرس کشیک دادسرای جنایی تهران به صدا درآمد و خبر رسید مدیرعامل 80 ساله یک شرکت آسانسورسازی درخیابان ایرانشهر کشته شده است.
این مقام قضایی به همراه افسران تجسس دایره 10 اداره آگاهی خیلی زود به قربانگاه رفتند و با جنازه غلامرضا مردانی – مدرسهساز سرشناس – که دهانش با چسب پوشیده و روی سرش پلاستیک کشیده شده بود روبه رو شدند.
جنازه درحالی به پزشکی قانونی برده شد که شواهد نشان میداد مرد نیکوکار قربانی دستبرد و دزدیدن ورقهای مشارکت به ارزش افزون بر سه میلیارد ریال شده است.
بدین ترتیب «لیلا» منشی 32 ساله شرکت غلامرضا تحت بازجویی قرار گرفت. این دختر ابتدا خود را بیگناه خواند اما ضد و نقیض گوییهایش کلید معما را به افسران دایره 10 آگاهی مرکز داد و دست او رو شد.
لیلا اعتراف کرد به طمع یک شبه ثروتمند شدن، نقشه کشتن غلامرضا را با همدستش خواستگار پیشینش به نام «حسین» خواهر زاده 22 سالهاش «مجید» و مرد 45 سالهای به نام ناصر اجرا کردهاند.
دختر جنایتکار ادامه داد: سالها بود در شرکت غلامرضا کار می کردم تا اینکه وسوسههای شیطان به جانم افتاد و نقشه کشتن او را با حسین و مجید در میان گذاشتم، آنها هم ناصر را که قوی هیکل بود برای اجرای نقشه دعوت کردند. طبق قرار، غلامرضا را به بهانه تعمیر آسانسور به دام انداختیم و او را غافلگیر کردیم. به دنبال اعرافهای منشی، همدستانش دیروز طی عملیات ویژه کارآگاهان ردیابی و دستگر شدند و بررسیهای جامعتر برای شناسایی کامل اصلی جنایت در حالی ادامه دارد که آدمکشی را گردن یکدیگر میاندازند.
|