در روز سوم جماديالثاني سال 11 هجري، حضرت بتول عذرا، فاطمه زهرا(س) به شهادت رسيدند؛ امام رضا(ع) درباره اين بانوي بزرگ اسلام ميفرمايد: «همانا فاطمه راستگو و شهيد است.»
بعد از شهادت و دفن پيامبر(ص)، سه بار به منزل اميرالمؤمنين(ع) و فاطمه زهرا (س) هجوم آورده، و در هر بار به طريقي به اهل بيت(ع) جسارت شد. در يكي از اين دفعات، كه در منزل آن حضرت را آتش زدند و به زور وارد منزل شدند، حضرت صديقه (ع) پشت در بودند. مهاجمين با اينكه ميدانستند آن حضرت پشت در است، با لگد و فشار در را باز كردند، و ميخ در سينه آن مخدره را آزرد و محسن(ع) سقط شد و پهلوي آن حضرت شكست.
*روزهاي حزن فاطمه(س)
بعد از اين وقايع و فجايع آن حضرت بعضي روزها با دلي شكسته و محزون كنار قبور شهداي احد ميرفت و ميگريست، و مرگ خود را از خداوند طلب ميكرد، تا اينكه آهسته آهسته درد و جراحتهاي بدن بيشتر شد، و از آن به بعد نزديك مدينه زير درختي مينشست و گريه و ناله ميكرد. منافقين آن درخت را بريدند. بعد از آن اميرالمؤمنين (ع) در آنجا سايباني ساختند كه مشهود به «بيتالاحزان» شد.
روز به روز بر شدت بيماري حضرت زهرا(س) افزوده ميشد. سينه شكسته و مجروح، بازوي ورم كرده، صورت نيلي، محسن سقط شده، غم پيامبر(ص)، مظلوميت اميرالمؤمنين(ع)، كار به جايي رساند كه آن حضرت در بستر بيماري افتاد، و وصيتهاي خويش را به اميرالمؤمنين(ع) فرمود: «شبانه مرا از زير پيراهن غسل بده و كفن كن و دفن نما. قبرم مخفي باشد و كسي در تشيع و نماز من حاضر نشوند.»
* مدينه در شهادت فاطمه(س)
روز شهادت آن حضرت، مدينه مثل روز شهادت خاتمالانبياء(ص) شده بود. كوچك و بزرگ از زن و مرد، نالان و گريان بودند. بدن مطهر آن حضرت شبانه غسل داده شده و هنگام غسل، اميرالمؤمنين و حسنين و زينبين(ع) و فضه خادمه و اسماء بنت عميس حاضر بودند.
سپس عدهاي از بهترين اصحاب اميرالمؤمنين(ع) چون سلمان، ابوذر، مقداد و عمار حاضر شدند و بدن را دفن كردند. در بقيع، چهل صورت قبر ترتيب دادند و بر آنها مقداري آب ريختند.
احتمالات در محل دفن آن حضرت متعدد است، ولي زيارت آن حضرت در مسجد النبي(ص) حجره خود آن حضرت -كه در زمان ما جزء صحن مسجد است - بين محراب و منبر، و در بقيع وارد شده است.
مدت عمر آن مخدره مظلومه 18 سال و 60 روز يا 90 روز است.
|