ميراث روشنفكري تركيه مديون شريعتي است
فارس , چهارشنبه 30 خرداد 1386 - ساعت 10:53

گرچه شريعتي آثارش در جهان به ويژه كشورهاي عربي خيلي طرفدار داشته است اما بيش از هرجا در تركيه تاثير گذاشته و در واقع مي‌شود گفت كه ميراث روشنفكري تركيه مديون شريعتي است.

 

استاد علوم سياسي دانشگاه تهران گفت: گرچه شريعتي آثارش در جهان به ويژه كشورهاي عربي خيلي طرفدار داشته است اما بيش از هرجا در تركيه تاثير گذاشته و در واقع مي‌شود گفت كه ميراث روشنفكري تركيه مديون شريعتي است.
نشست «شريعتي در عصر ما» با حضور مهدي حجت، استاد دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران، ‌حميد احمدي، استاد علوم سياسي دانشگاه تهران، بيژن عبدالكريمي، استاد فلسفه، مهدي فرخيان، مسئول پژوهشگاه مؤسسه امام موسي صدر، عصر سه‌شنبه در محل شهر كتاب مركزي برگزار شد.

*احمدي: هيچ نويسنده‌ ايراني به اندازه شريعتي جهاني نشده است
احمدي كه تحقيقاتي را درباره تأثير و جايگاه شريعتي در جهان امروز انجام داده است، گفت: در ايران معاصر و شايد در جهان سوم به طور كلي، به افراد به صورت مطلق نگاه مي‌شود و معمولا افراد يا بدند يا خوبند. مثلا در ايران تقي‌زاده و ملكم‌خان كاملا منفورند و بعضي ديگر كاملا خوبند. ما به ميراث خودمان كاملا سياسي نگاه مي‌كنيم به شريعتي هم به اين گونه نگاه شده است. نياموخته‌ايم كه ويژگي‌هاي مثبت و منفي شخصيت‌هاي‌مان را با هم ببينيم. انسان آميخته‌اي از نسبي‌گرايي است
وي افزود: تقريبا شخصيتي در تاريخ معاصر ايران به اندازه شريعتي محبوب نبوده است و آثارش اينقدر مورد توجه قرار نگرفته است. شريعتي از اين نظر بي‌نظير است. پرفروش‌ترين نويسندگان ما قابل مقايسه با شريعتي نيستند. اما مد شده است كه به جاي اينكه او را تحليل كنند، بي‌مطالعه درباره او نظر مي‌دهند.
احمدي گفت: چهار نظر درباره شريعتي وجود دارد. اول ديدگاه چپ ماركسيستي است. از نظر چپ ماركسيستي شريعتي مسئول آوردن ارتجاع به ايران است. ديدگاه دوم، ديدگاه سنتي مذهبي است كه شريعتي را مسئول همه نگرش‌هاي منفي به روحانيت مي‌داند و رواج جنبه‌هاي ضد مذهبي را بر عهده شريعتي مي‌گذارد. ديدگاه ديگر، ديدگاه ملي‌گرايان است كه شريعتي را مسئول كشاندن مذهب به صحنه و بي‌تفاوت كردن جوانان به مليت مي‌دانند. و ديدگاه آخر نيز ديدگاه روشنفكران مذهبي است كه شريعتي را مسئول ايدئولوژيك كردن اسلام مي‌دانند و وضع حاكم را تلقي از انديشه‌هاي او مي‌دانند.
وي ادامه داد: شريعتي جزو معدود روشنفكران مذهبي است كه به تمام معنا ملي‌گرا و ميهني بود. اگر شريعتي مي‌گفت كه اسلام ايدئولوژيك شود، منظورش رسيدن به حكومت نبود، بلكه مي‌خواست اسلام چراغ راهي شود و چارچوب فكري قرار گيرد. شايد كساني كه او را نقد مي‌كنند به درستي آثارش را نخوانده‌اند. شريعتي در بعضي از كتاب‌هايش نژاد آريايي را به گونه‌اي ستايش‌برانگيز توصيف كرده است. او چطور مي‌تواند ملي‌گرا نباشد.
اين استاد علوم سياسي دانشگاه تهران اضافه كرد: شريعتي امروز گرچه مخاطب وسيع ديروز را ندارد، اما كهنه هم نشده است. مي‌توان امروز شريعتي را از چند وجه بررسي كرد: يكي، جست‌وجو براي سياست‌گذاري هويتي كه شريعتي در اين زمينه حرف‌هاي بسياري دارد. ديگري، از نظر جنبه‌هاي ديني شريعتي. گرچه امروز به خاطر مسائل سياسي ممكن است نسبت به اين وجه شريعتي، به گونه‌اي ديگر نگاه شود، اما مسلما در آينده استقبال بيشتري به دين مي‌شود و آثار شريعتي در اين ميان مي‌تواند مورد استفاده قرار گيرد.
احمدي گفت: رابطه دين و سياست يكي ديگر از وجوه مورد توجه در آثار اوست. او نمي‌خواست كه دين پايه حكومت قرار گيرد و بين اين دو تفكيك قائل بود. نكته آخر نيز نبوغ او بود كه در سن جواني با تلاش خود تواسنته بود در زمينه‌هاي مختلف اظهارنظر كند. شريعتي به لحاظ شخصيتي هم قابل توجه است.
وي درباره ابعاد جهاني تأثير شريعتي گفت: هيچ نويسنده‌ ايراني به اندازه شريعتي جهاني نشده است، چون شريعتي بر مسايلي تاثير گذاشت كه جهان‌مشمول بود و آثارش به اغلب زبان‌هاي دنيا ترجمه شده است. تاثير شريعتي بر افكار جهاني متفاوت است. يكي از جاهايي كه شريعتي بيشترين نفوذ را داشته است تركيه است. گرچه شريعتي آثارش در جهان به ويژه كشورهاي عربي خيلي طرفدار داشته است اما بيش از هرجا در تركيه تاثير گذاشته است. در واقع مي‌شود گفت كه ميراث روشنفكري تركيه مديون شريعتي است.
احمدي اظهار داشت: متأسفانه اطلاعات ما درباره تاثير شريعتي در بعد جهاني كم هست و نيازمند حمايت مالي از طرف سفارت‌خانه‌هاي ايران در خارج هستيم.
وي در پايان افزود: آثار شريعتي در دو گروه تاثير دارد: يكي روشنفكران اسلامي، و ديگري مردماني كه به دين به عنوان يك علاقه قلبي نگاه مي‌كنند. اما اسلام سياسي به شريعتي توجه ندارد.

* حجت: روش شريعتي امروز هم قابل استفاده است
همچنين در اين نشست، حجت به بيان خاطراتي از دوران همراهي با شريعتي پرداخت و درباره روش علي شريعتي در آگاهي اجتماعي اظهار داشت: روشي كه شريعتي در زمان خود براي طرح مباحث انتخاب كرد، يك روش اتفاقي نبود. مجموعه افاضاتي كه شريعتي در ايران داشت در كيفيت پيروزي انقلاب و مشاركت طبقات مختلف اجتماعي مؤثر بود.
وي افزود: در آن زمان در حوزه روشنفكري و مديران بخش‌هاي دولتي و خصوصي وضع ويژه‌اي حاكم بود و خيلي صحبت از دين مطرح نبود و جريان قوي ماركسيستي در دانشگاه‌ها شكل گرفته بود. مجموعه كساني كه در آن زمان با مسائل فرهنگي سر و كار داشتند نسبت به مباحث ديني كم توجه شده بودند و درك درستي نيز از جامعه ديني نداشتند. نشانه‌اش هم مقاله‌اي است كه عليه امام خميني (ره) در روزنامه اطلاعات نوشتند. در آن زمان در دانشگاه هم اغلب افراد كاري به چيزي نداشتند. اما روش شريعتي در بيان افكار خود روش ويژه‌اي بود كه امروز هم مي‌توان آن را مورد استفاده قرار داد.
اين استاد دانشگاه ادامه داد: شريعتي به درستي فكر مي‌كرد كه امكان ايزوله كردن كشور نسبت به افكار امروز عالم وجود ندارد. به همين خاطر افكار مهم دنيا را شرح مي‌كرد. بهترين شرح‌ها را به افكار چپ و راست در آن زمان شريعتي مي‌نوشت و بعد از اينكه با جديت به اين كار مي‌پرداخت، آن‌ها را نقد مي‌كرد. اين امر براي مخاطبان او اين امكان را به وجود مي‌آورد كه بفهميم گنجينه فكري ما نسبت به افكار چپ و راست چقدر است. جوانان ضمن اينكه با انديشه‌هاي خارجي آشنا و درگير مي‌شدند، پادزهر آن را نيز دريافت مي‌كردند.
حجت اضافه كرد: شريعتي يك نوع استقلال و بلوغ شخصيتي ايجاد مي‌كرد كه شاگردانش را دچار هيچ مشكلي نمي‌كرد و آنها را از مواجهه با غرب و شرق محافظت مي‌كرد. مجموعه كساني كه مخاطب آثار شريعتي قرار مي‌گرفتند، روشنفكران و صاحبان انديشه بودند. در آن زمان چون رسانه‌ها به اين گستردگي نبود، امكان اين نبود كه مواد فكري در سطح گسترده پخش شود.
آنچه كه امروز قابل توجه است اين است كه ما امروز هم با همين موضوع مواجه هستيم، با اين تفاوت كه امكان دسترسي به اطلاعات جهاني ساده‌تر شده است.
وي افزود: متأسفانه دو روش در جامعه ما معمول است، يكي اينكه در همه چيز را به سوي ايران ببنديم و روش دوم اين است كه ما در همه چيز را به سوي ايران باز كنيم. اين دو روش در هيچ جاي دنيا معمول نيست و نمي‌تواند قابل اجرا باشد. آنچه كه به نظر مي‌رسد بايد انجام شود اين است كه روالي را ايجاد كنيم كه جوانان ما در جريان افكار جهاني قرار گيرند، اما مطلب به ميزاني انعكاس داده شود كه آنها فرصت واكنش در مقابل آن داشته باشند و در كنارش آنچه را كه مربوط است به فرهنگ و اعتقادات ما طرح شود.
وي افزود: به اين ترتيب جوانان ايراني ضمن اينكه با فرهنگ جهاني آشنا مي‌شوند، عكس‌العمل فرهنگ بومي خودشان را هم مي‌بينند. ميان تهاجم فرهنگي و تبادل فرهنگي تفاوت است. اگر مقدار ورود فرهنگ خارجي به فرهنگ خودي به حدي زياد باشد كه نتوان آن را هضم كرد، تهاجم فرهنگي صورت مي‌گيرد. وقتي مقدار تبادل فرهنگي از ميزان خودش خارج شود، تهاجم فرهنگي صورت مي‌گيرد.
حجت در پايان اظهار داشت: من تصور نمي‌كنم كه در بعد از انقلاب به شريعتي بي‌مهري شده است، زيرا مجموعه توليدات ذهني شريعتي مخاطبان خاص خودش را داشت، در صورتي كه انقلاب مخاطبان عام داشت. اكنون شاهد اين هستيم كه توجه به شريعتي دارد بيشتر مي‌شود و خيلي طبيعي بود كه در بعد از انقلاب كمي حضور ايشان كمرنگ‌تر شود.

* عبدالكريمي: خلوص شريعتي او را به اسطوره تبديل كرده است
در ادامه اين نشست، عبدالكريمي درباره تاملي بر ميراث فكري و فلسفي شريعتي گفت: شريعتي يكي از نوادر فرهنگ و تاريخ ما است و علي‌رغم اينكه سي سال از درگذشت شريعتي مي‌گذرد اما گذشته آن چيزي نيست كه رفته، بلكه ‌گذشته در حال و آينده حضور دارد و شريعتي هنوز هم بين ماست.
وي افزود: ما و نسل ما بر دوش چهره‌هايي مثل شريعتي ايستاده‌ايم. اگر امروز از آگاهي حرف مي‌زنيم به يمن تجربه‌هاي شريعتي و ديگر بزرگان ما است.
وي كه با عنوان «جهان بي‌متافيزيك يا تأملي بر انديشه‌هاي شريعتي در عصر حاضر» سخنراني مي‌كرد، گفت: يك معضلي براي بحث درباره شريعتي وجود دارد و آن اين است كه وقتي يك سوالي درباره او مطرح مي‌شود، سوءتفاهم پيش مي‌آيد. هر سؤالي كه مطرح مي‌شود، از اجزايي تشكيل شده و مقدماتي دارد كه از اين قرار است: موضوع پرسش چيست؟ پرسش‌گر كيست؟ و اين سوال در چه كانتكسي مطرح مي‌شود؟ چه پاسخي به آن مي‌دهيم و پاسخ در چه جهتي حركت مي‌كند؟ و مخاطب اين پاسخ كدام است؟ اين‌ها پنج مقدمه پرسش است كه شبكه پيچيده‌اي را تشكيل مي‌دهد.
عبدالكريمي گفت: همچنين بين پاسخي كه مي‌دهيم با وجود پرسش‌گر و معناي پرسش ارتباط تاريخي وجود دارد و وجود پرسش‌گر جهتي به پرسش مي‌دهد و پاسخ ما هم به پرسش‌گر هويتي خاص مي‌دهد. اين ملاحظه هرمنوتيكي به زبان ساده‌تر به اين معنا است كه شريعتي داراي شخصيتي پيچيده است. جنبه‌هاي سياسي، اجتماعي، ديني، فرهنگي، علمي، اخلاقي، عرفاني و ادبي در او ديده مي‌شود و بر اساس اين وجوه گوناگون،‌چهره‌هاي گوناگون از شريعتي وجود دارد.
وي يادآور شد: كساني كه با شريعتي زيست كردند و آثارش را در آن زمان مطالعه كردند، مي‌دانند كه او چه خلوصي داشت و به همين دليل شريعتي براي آنان به اسطوره تبديل شده است. هر كسي كه بخواهد درباره شريعتي صحبت كند، پيشاپيش دچار شكست شده است، زيرا تمام جنبه‌هاي او را دربر نمي‌گيرد و فهم هر يك ما از شريعتي بر اساس مسايلي است كه از شريعتي داريم.
عبدالكريمي گفت: ما در گفتمان‌هاي گوناگوني مي‌توانيم درباره شريعتي سخن بگوئيم. هر يك از ما بر اساس ارزش‌هايي كه پيشاپيش پذيرفته‌ايم، فهمي از شريعتي داريم. بي‌ترديد براي پاسخ‌گويي به اين پرسش كه ميراث شريعتي براي عصر حاضر چيست؟ بايد به مفهوم عصر حاضر بپردازيم. دوران ما با عصر شريعتي چه تفاوتي دارد؟ ‌و چرا به طرح اين پرسش مي‌پردازيم؟ مسلما امروز ديروز نيست و مهم‌ترين ويژگي دوران حاضر بي‌متافيزيك بودن جهان است. يعني در سه دهه اخير بشر جديد به جايي رسيده است كه هيچ يك از نظام‌هاي فلسفي نمي‌توانند، او را در فهم جهان ياري بدهند و همه اينها به طريقي شكست خورده‌اند. نظام‌هاي تئوريك با مبدا خودشان فاصله گرفته‌اند و ديگر از سرچشمه‌هاي زاينده ديني بهره‌اي نمي‌برند، لذا به باورهاي تاريخي تبديل شده‌اند. امروزه ايمان‌ها به فرهنگ تبديل شده‌اند و فرهنگ يعني پيكر بي‌جان تفكر.
وي گفت: نظام‌هاي تئولوژيك مدعي حقايق ازلي و ابدي مطلق هستند، اما بشر امروز دريافته است كه حقايق مطلق وجود ندارد. امروز ديگر ناسيوناليسم، ليبراليسم، دموكراسي‌هاي غربي و ديگر مكتب‌هاي روشنفكري رنگ باخته‌اند. مفاهيم ايدئولوژيك هم از جوامع رخت بربسته است. در دوران ما ديگر نظام منسجم ارزشي وجود ندارد كه بتواند زيربناي اخلاق قرار بگيرد. در واقع امروز هيچ ايماني قلب انسان امروزي را گرم نمي‌كند.
وي افزود: انسان در چنين شرايطي نياز به يك تفكر و نگرشي به جهان دارد. انسان جديد هيچ اتوپياپي ندارد و جامعه ايراني نمي‌تواند از جامعه جهاني خودش را جدا كند. دوران ما دوران گذار تاريخي است و نيازمند عزيمت جدي در حوزه تفكر هستيم و براي اين كار بايد تمام مفروضات پيش را مورد ترديد قرار دهيم.
اين استاد فلسفه در پايان گفت: براي پاسخ به ميراث شريعتي در دوران حاضر بايد به اين پرسش پاسخ داد كه اگر مفروضات ايدئولوژيك را از شريعتي بگيريم، چه چيزي از او مي‌ماند.

* فرخيان: شريعتي و امام موسي صدر اشتراكات زيادي داشتند
سخنران پاياني مراسم فرخيان بود. وي به اشتراكات فكري امام موسي صدر با شريعتي پرداخت و گفت:‌ هر دو شخصيت براي خرافه‌زدايي از اسلام و مبارزه عليه عوام زدگي تلاش مي‌كردند.
وي افزود: معرفي اسلام به صورت مكتبي توانا، انتقاد از جمود و قشري‌گري، زمان‌شناسي و شناخت عصر جديد، تبين نسبت اسلام و مكتب‌هاي جديد، معرفي اسلام به صورت دين شخصي و اجتماعي، نقد حوزه، درك خطر ماركسيسم از ديگر اشتراكات ايشان است.
فرخيان ادامه داد: هم شريعتي و هم امام موسي صدر غرب را ديده بودند و هيچ‌كدام آن را كاملا نفي نكرده و كاملا هم نپذيرفته بودند. هر دوي آن‌ها دين را براي دنيا مي‌خواستند و تاكيد مي‌كردند كه ديني كه به درد دنيا نخورد به درد آخرت هم نمي‌خورد.
وي در پايان گفت: اشتراك بارز ديگر آن‌ها اين است كه هر دو شخصيت از طرف جريان‌هاي مختلف، خيلي مورد اتهام قرار گرفتند.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news83041.html