يلدا آمده است، همانكه بوي تمام مهربانيهاي مادربزرگ را ميدهد، همانكه در انتهاي پاييز پلك بر هم نميزند تا شاهد پيروزي روشنايي بر تاريكي باشد و همانكه تو را از دل شبي بلند به باغ صبح و مهماني سپيده ميبرد.
ديوان حافظ را در دست گرفته و براي شادي روح شاعر بلند آوازه ايراني فاتحه ميفرستادند. معمولاً در هنگام تفأل از ديوان حافظ، او را به عزيزترين كسانش يعني به خداوند و معشوقهاش (شاخ نبات) قسم ميدادند.
«صحبت حكام ظلمت شب يلداست...نور زخورشيد خواه، بو كه برآيد»
پيروزي روشنايي بر تاريكي
آخرين شب پاييز، شب يلداست. شبي كه از تمام شبهاي سال طولانيتر بوده و در نزد ايرانيان از جايگاه خاصي برخوردار است.
انگار آخرين شب پاييز نميخواهد دل بكند و جاي خود را به زمستان دهد. گرچه بارش برف آن هم چند روز قبل از شب يلدا، خبر از آمدن ننه سرما ميدهد.
شب يلدا بلندترين شب سال، شب اول برج جدي و شب چله بزرگ زمستان است. واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است، در زبان پارسي نيز يلدا به معناي زايش است و گفته ميشود در اين شب خورشيد متولد شده است.
در فرهنگ معين عنوان ميشود يلدا برگرفته از ريشه سرياني (زبان مردم روزگار باستان سوريه " كلده و آشور" ) است كه به معناي «ميلاد» است.
در لغتنامه دهخدا آمده است: «يلدا لغت سرياني به معني ميلاد عربي است و چون شب يلدا را با ميلاد مسيح تطبيق ميكردهاند، از اين رو، بدين نام ناميدهاند.»
علامه محمد قزوينى در «برهان قاطع» نوشته است: «يلدا لغت سريانى است و در آن لسان، همان كلمه ميلاد عربى است.»
پيشينيان بر اين باور بودند كه در اين شب طولاني، روشنايي با تاريكي در نبرد است، نبردي سخت و طولاني كه در نهايت روشنايي پيروز و خورشيد زاده ميشود و روزها رو به بلندي ميرود.
يلدا در ادبيات فارسي ايران
شعراي ايراني در ابيات خود به يلدا اشاره داشتند و شهرت اين شب در ادبيات فارسى بيشتر به دليل طولانى ترين شب سال بودن آن است.
همانطور كه سعدي ميسرايد: «روز رويش چو برانداخت نقاب شب زلف...گويى از روى قيامت شب يلدا برخاست ...ياد آسايش گيتي بزند بر دل ريش...صبح صادق ندمد تا شب يلدا نرود».
همه شبهاي غم آبستن روز خراب است.... يوسف روز، به چاه شب يلدا بيند (خاقاني)
قنديل فروزى به شب قدر به مسجد...مسجد شده چون روز و دلت چون شب يلدا (ناصر خسرو)
تو جان لطيفي و جهان جسم كثيف است...تو شمع فروزنده و گيتي شب يلدا (معزي)
اكنون مرا كه شام جواني صبوح كرد...شبهاي رنج چو شب يلدا دراز شد (قاضي حميدالدين)
غنيمت دان حضور نعمت الله ....كه دشمن را شب يلداست امروز(نعمت الله ولي)
روز فراق تو كه نبينم جمال تو...با من حكايت شب يلدا كند همي (اديب صابر)
شگفت نسيت اگر داده اي عنان خرد...به روز خوش و طره شب يلدا (مجير بيلقاني)
سنايي نيز به تقارن شب يلدا و ميلاد حضرت عيسي (ع) اشاره دارد و چنين سروده است: به صاحب دولتي پيوند، اگر نامي همي جويي... كه از پيوند با عيسي چنان معروف شد يلدا
يلدا و رسوم ايراني
در قديم رسم بود كه مردم در هواي سرد از كرسي استفاده كنند و عموماً از اواسط پاييز در خانهها كرسي برپا ميشد و اقوام به خانه بزرگترها ميرفتند و به دور كرسي مينشستند و تا پاسي از شب به گفتوگو ميپرداختند.
يكي از رسمهاي شب يلدا، گرفتن فال حافظ است. «اي حافظ شيرازي! تو محرم هر رازي! تو را به خدا و به شاخ نباتت قسم مي دهم كه هر چه صلاح و مصلحت ميبيني برايم آشكار و آرزوي مرا برآورده سازي».
بزرگ فاميل در شب يلدا براي جوانان فال حافظ ميگيرد و تعبير ميكند.
در شب يلدا، ميوههاي مختلفي براي پذيرايي استفاده ميشد كه هندوانه و انار از ميوههاي عمده و اصلي اين شب هستند.
مردم قديم معتقد بودند كه تمام ميوههاي شب يلدا بايد خورده شود به همين دليل تمام ميوههايي كه براي اين شب در نظر گرفته ميشد، خورده ميشد.
آجيل شب يلدا شامل تخمههاي آفتابگردان، كدو و هندوانه، دانههاي برشته يا آرد شده گندم، بادام، پسته، فندق، كشمش، انجير، توت خشك، برگه آلو، آلو خشك و لواشك است.
در شب يلدا، لبو و باقالي و شلغم پخته شده نيز صرف ميشود.
در قديم رسم بود كه مراسم شب يلدا بعد از شام آغاز شود و خانوادهها پس از صرف شام به خانه بزرگ فاميل ميرفتند و دور هم جمع ميشدند.
در اين شب به تازهها عروسها نيز از سوي بزرگترهاي فاميل هدايايي داده ميشود. آذربايجانيها در شب يلدا براي تازه عروسها، هدايايي مي فرستند كه اطرافش با هندوانه و شال قرمز تزئين شده است زيرا معتقدند شال قرمز باعث خوشبختي و بخت زيباي عروس ميشود.
در شمال كشور نيز تمام وسايل شب يلدا را با تزئين به همراه ماهي بزرگ تزئين شدهاي براي عروس پيشكش ميبرند.
شب يلدا در آيينهاي ديگر
مهر پرستان آريايي، به دنيا آمدن خورشيد را در شب يلدا كه ابتداي انقلاب زمستاني است، جشن ميگرفتند. ضمن اينكه ميلاد مسيح، مقارن آن قلمداد شد. البته در حال حاضر نيز برگزاري جشنهاي كريسمس در روزهاي نزديك شب يلدا، نشان از ارزش اين روز دارد.
در حدود 4 هزار سال پيش در مصر باستان جشن «باز زاييده شدن خورشيد » مصادف با شب چله، برگزار ميشد. مصريان در اين هنگام از سال به مدت 12 روز به نشانه 12 ماه سال خورشيدي، به جشن و پايكوبي ميپرداختند و پيروزي نور بر تاريكي را گرامي ميداشتند.
در يونان قديم نخستين روز زمستان، روز بزرگداشت خداوند خورشيد بوده است و آن را خورشيد شكست ناپذير، ناتاليس انويكتوس، ميناميدند.
هماكنون در بخشهايي از روسيه جنوبي جشنهاي مشابهي به مناسبت چله برگزار ميكنند كه ميتوان به فالگيري، پختن نان شيريني محلي و برگزاري مسابقات محلي اشاره كرد.
يهوديان نيز در اين شب جشني با نام «ايلانوت» (جشن درخت) برگزار ميكنند و با روشنكردن شمع به نيايش ميپردازند.
آشوريان نيز در شب يلدا، آجيل مشكل گشا ميخورند و تا پاسي از شب به شب نشيني ميپردازند.
|