قاتل زن صیغه ای و پسرش به اعدام محکوم شد
دوشنبه 10 دي 1386 - ساعت 22:56

وکیل خانواده داغدار در جایگاه ویژه قرار گرفت و به نمایندگی از مادر فاطمه و پدر مجتبی برای «مسیح» حکم مرگ خواست.

 

مردی که زن صیغه ای و پسر شش ساله اش را کشت امروز در دادگاه کیفری تهران به دوبار اعدام محکوم شد.
در تازه ترین نشست رسیدگی به این پرونده که امروز در شعبه 74 دادگاه کیفری تهران به ریاست قاضی «حسینی کوه کمره ای» و با حضور چهار مستشار برگزار شد ابتدا نماینده دادستان به تشریح کیفرخواست پرداخت.
«محمدرضاحیدری» اعلام کرد:مسیح 28 ساله که شواهد نشان می دهد به طور پنهانی با فاطمه 40 ساله و پسر شش ساله اش مجتبی در یک خانه شهرک محلاتی زندگی می کرد شامگاه 23 شهریور 85 آنها را خفه کرد، جنازه ها را داخل سفره پیچید و در کمد جاسازی کرد و گریخت.
وی ادامه داد:مجرم اما یک روز بعد با تلاش پلیس تهران ردیابی و دستگیر شد و جنایت را گردن گرفت.اکنون با توجه به اعتراف صریح مسیح، نظریه پزشکی قانونی و همچنین درخواست اولیای دم برایش اشد مجازات خواهانم.
سپس وکیل خانواده داغدار در جایگاه ویژه قرار گرفت و به نمایندگی از مادر فاطمه و پدر مجتبی برای «مسیح» حکم مرگ خواست.
وقتی نوبت تبهکار رسید، جرمش را پذیرفت و در تشریح جزییات ماجرا گفت: دانشجوی رشته علوم آزمایشگاهی بودم، چند سال قبل به تهران آمدم تا طرح پزشکی ام را در یک بیمارستان بگذراندم. آنجا بود که با فاطمه آشنا شدم.از همکارانم شنیدم شوهرش هشت ماه پیش او و پسر شش ساله اش را رها کرده و فاطمه می خواهد غیابی طلاق بگیرد.
«مسیح»اضافه کرد:«فاطمه» زن باحجابی بود و به همین خاطر تصمیم گرفتم با او ازدواج کنم اما وقتی این مساله با خانواده ام مطرح کردم مخالفت کردند.مادرم حتی به خانه «فاطمه»زنگ زد و فحاشی کرد و این موضوع مرا برای عملی کردن تصمیمم مصمم تر کرد.
وی توضیح داد:یک خانه کوچک اجاره و «فاطمه» را صیغه کردم.بدین ترتیب زندگی ام را پنهانی با فاطمه و پسرش ادامه دادم.یکسال از این ماجرا می گذشت تا اینکه شب قبل از جنایت فاطمه خاطرات گذشته اش را برایم تعریف کرد.می گفت زمانی که شوهر داشت با مردان غریبه رفت و آمد می کرد.
وقتی عصبانی شدم فریاد زد و گفت آزاد است و هر کاری دلش بخواهد انجام می دهد.
مجرم ، اظهار داشت:از حرف هایش شوکه شده بودم اما حرفی نزدم. شب بعد وقتی از سرکار به خانه آمد، شام خوردیم و خوابیدیم. ساعت یک نیمه شب بود که «فاطمه» را با دستهایم خفه کردم و چادرش را دور گردنش پیچیدم.
«مسیح»یاد آور شد:خانواده ام را به خاطر زن صیغه ای از دست داده بودم. من عاشق او و پسرش بودم، باور کنید بعد از کشتن «فاطمه» پشیمان شدم اما فایده ای نداشت فکر می کردم زندگی بدون مادر برای «مجتبی»خیلی سخت است. به همین خاطر او را هم خفه کردم. جنازه ها را داخل سفره پیچیدم و در کمد گذاشتم.
*قاضی: چرا در کمد؟
مسیح: می خواستم آنها متعلق به خودم باشند.تصمیم داشتم کمد را به خانه پدری ام ببرم.
*قاضی: فاطمه باردار بود؟
مسیج: نه؛ چند ماه قبل بچه ام را سقط کرده بود.من حالا از کشتن «فاطمه» پشیمان نیستم و اگر دوباره به آن زمان برگردم همین کار را تکرار می کنم .فقط از اینکه مجتبی کوچولو را کشتم پشیمانم.
گزارش ایسکانیوز می افزاید، با پایان حرف های جانی جوان، رییس و چهار مستشار شعبه 74 وارد شور شدند و با توجه به مدک های موجود «مسیح» را به دو بار اعدام محکوم کردند.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news93301.html