ليگ فوتبال ايران به نيمفصل خود رسيد، شايد بد نباشد نگاهي به کارنامه اين تيمها که هرکدام درگوشه گوشه کشور و در ميان خانوادههاي مختلف، طرفداران خاص خود را دارند بيندازيم.
پرسپوليس
همه چيز براي قرمزها رويايي پيش ميرود، روزي که «افشين قطبي» با آن موهاي مرتب و کت و شلوار اتو کشيده در ميان استقبال طرفداران پرسپوليس وارد فرودگاه مهرآباد شد، منتقدين پرسپوليس او را با «اريک زوبل»، «آريهان» و «مصطفي دنيزلي» مقايسه کردند که به زودي مجبور ميشود بليط برگشت را رزرو کند، اما او هر روز توانست با رفتار موقر و بازيهاي نتيجهگرايانه خود جاي بيشتري را در دل هوادران پيدا کند، شايد او پس از «علي پروين» که همواره به «سلطان» تشبيه ميشود اولين مربي پرسپوليس باشد که هواداران، سخاوتمندانه لقب «امپراطور» را به او بخشيدند. گرچه برخي کوشيدند تا بين او و «استيلي» اختلاف بيندازند و گاه «شيث رضايي» و بار ديگر «عباس آقايي» را تيتر کردند اما آنها در اين نيمفصل چنان به صدر جدول چنگ زدهاند که شايد پائين کشاندن آنها کار آساني نباشد.
آنها با گلزنيهاي «محسن خليلي» اسب خود را براي قهرماني زين کردهاند. شايد بسياري از کارشناسان فوتبال که گاه با لحني طعنهآميز «قطبي» را به جاي سرمربي، تنها يک «آناليزور» موفق خطاب ميکنند در انتظار روزي هستند که پرسپوليس مغلوب از زمين بيرون بيايد و آنوقت ببينند آيا «افشين قطبي» به همين اندازه خواهد مودب بود؟! (قطبي همواره با افعال آينده مشکل دارد، مثلا ميگويد ما در بازي فردا خواهيم برنده بود!)
فولاد مبارکه اصفهان
سپاهانيها با «لوکا بوناچيچ» مربي عبوس و تندخوي خود توانستند سال 2007 ميلادي را با خاطراتي خوش و شايد تکرار ناشدني پشت سر بگذارند، آنها گرچه در ليگ فوتبال ايران هم کارنامه مطلوبي از خود به جاي گذاردند اما تمام هوش و حواس زردپوشهاي ديار گز و پولکي، معطوف به جام قهرمانان باشگاههاي آسيا بود، جايي که در آن توانستند پس از مدتها عيار برتر فوتبال ايران را به رخ کشورهاي حاشيه خليج فارس بکشانند اما در مصاف نهايي مقابل الماسهاي سرخ سرزمين آفتاب تابان تن به شکست دادند تا به نايب قهرماني بسنده کنند، گرچه همين عنوان کفايت ميکرد تا آنها براي نخستين بار در تاريخ فوتبال کشورمان روانه مسابقات قهرماني باشگاههاي جهان شوند و در کنار نامهاي بزرگي چون آ.ث.ميلان و بوکاجونيور شانس خود را جستجو کنند اما باز هم چشم باداميهاي ژاپني در يک بازي تکراري نه تنها سپاهان را شکست دادند بلکه مانع از رويارويي نماينده ايران با قرمز و سياهپوشان ايتاليايي شدند، جايي که تماشاگران خيال پرداز ايران در روياهاي خود جنگهاي ميانه ميدان ميان «کاکا» و «محرم نويدکيا» و گريزهاي «محمود کريمي» و تکلهاي «گنارو گاتوسو» را تصور کردند سپاهان با داشتن «عبدالوهاب ابوالهيل» سرسخت، «عماد رضا»ي دوباره احيا شده و «هادي عقيلي» خوش استيل بار ديگر شانس خود را در ليگ ايران و جام قهرمانان آزمايش خواهد کرد.
صبا باتري
تيم صباباتري متولد سال 1381 است، اين تيم را مقايسه کنيد با سپاهان که در سال 1323 تاسيس شده است، پدربزرگ و نوه ليگ در کنار هم جا خوش كردهاند، صباباتري با «ضيايي»در بازي جنجالي با پرسپوليس چنان کارنامهاي در اعتراض از خود به جاي گذاردند که کميته انضباطي تا مدتها درگير پرونده آنها بود، حتي مدير باشگاه قضاوت ضعيف داور را که يک ضربه پنالتي عجيب و غريب را به سود آنها اعلام کرد «قضاوتي اروپايي» عنوان کرد! صباباتري به لطف شکار بهترين بازيکنان ليگ فصل قبل، توانست خود را در قامت يکي از مدعيان قهرماني معرفي کند، «عادل کلاهکج» با ظاهر منحصربه فرد، «محمدنوري» هافبک خلاق و «فريدون فضلي» گلزن تمام ناشدني ستارگان اين تيم هستند که آرزوهاي بزرگي را در سر دارند، اين روزها «عليرضا عباسفرد» که سبک بازيش به «زلاتان ابراهيموويچ» نزديک است جاي خالي «فضلي» مصدوم را پر کرده است، شاگردان «ضيايي» به خوبي ميدانند که چگونه از جيب تيمهاي بزرگ امتيازات لازم را بدزدند.
ملوان انزلي
همواره انزليچيها به داشتن ستارهاي خوشنام اما در خاک خفته به نام«سيروس قايقران» و سه قهرماني در جام حذفي ايران دلخوش بودند تا اينکه «احمدزاده» با گردآوردن جمعي از جوانان سفيدپوش بارديگر قوي سپيد انزلي را به پرگشودن در بالاي جدول واداشت. آنها با بهره بردن از جوانان آيندهداري چون «عليرضا رمضاني»، «مازيار زارع» و«سيدجلال رافخايي» و دروازهباني کمحرف و سر به زير به نام «مسعود غلامعليزاده» در هفتههاي مياني نيمفصل اول چنان پرانگيزه و باقدرت ظاهر شدند که خود را به سکوهاي اول تا سوم جدول هم نزديک کردند. هواداران پرشور ملوان انزلي سرمايهاي هستند که هر تيمي آرزوي داشتن آنها را ميکند.
ملوانيها با ارائه بازيهاي درگيرانه و رد و بدل کردن پاسهاي کوتاه هر حريفي را دچار دردسر کردند، اگر در نيمفصل دوم، زمين چمن شهر انزلي به باتلاقي تبديل نشود و بازيکنان اين تيم اشباع نشوند ميتوانند يکي از بهترين نتايج خود را در تاريخ ليگ فوتبال ايران رقم بزنند.
پاس همدان
اکباتان تهران ديگر در ورزشگاهش ستارگان سبز و سفيدپوش خود را نميبيند، تيمي که روزگاري با «علي اصغر مديرروستا»، «اکبر يوسفي»، «بهزاد غلامپور»، «محمد خاکپور»، «مارکارآقاجانيان» و... همواره در قامت يک مدعي ظاهر ميشد و آخرين تيم ايراني است که جام قهرماني باشگاههاي آسيا را به ايران آورد در حرکتي عجيب به همدان هديه شد. ستارگان اين تيم جملگي از اين تيم کنار کشيدند، اما مردم خونگرم همدان و «وينگو بگوويچ» مربي احساساتي و جوانگرا، تيمي مقتدر و پرانرژي را ساختند که در پايان نيمفصل عملکرد شگفتآوري از خود به جاي گذارد و برخلاف تمام پيشبينيها در سکوي پنجم قرار گرفت. گرچه روزنامه «پاس جوان» تعطيل شد اما انگيزه جوانان اين تيم با حمايت مرد سرد و گرم کشيدهاي به نام «منصور پورحيدري» تمام ناپذير نشان ميدهد.
«محمد علوي» يکي از بازيکنان محبوب برانکو، «اميدخورج» بلند قامت و«مصطفي چترابگون» گلزن گريزپا، خود را در قامت ستارگان ليگ نشان دادند. پاس همدان علاوه بر اين بازيکنان و مربيان چهره خاص ديگري را روي نيمکت خود دارد که بسياري از ايرانيان او را هيچوقت از خاطر نخواهند برد، «رضا چلنگر»!
برق شيراز
گرچه سرهنگ «محمود ياوري» هميشه به عنوان مربي سنتگرا از سوي جوانترها متهم ميشد اما او تيم يکدست و سرسختي را روانه ليگ برتر کرد که در نيمفصل به سختي امتياز از دست ميداد. آنها جمعي از تحصيلکردهترين ورزشکاران کشور را در اختيار دارند و تماشاگران شيرازي به داشتن چنين تيمي افتخار ميکنند، برق شيراز که پس از سپاهان قديميترين تيم فوتبال ليگ برتر (1325) است با داشتن بازيکنان جوان و آتيهداري چون «شهرام گودرزي»، «مهدي شيري» پا به توپ و برادران «کريميان» چشم به ردههاي بالاي جدول دوختهاند، گرچه رده ششم نيز براي مديران اين تيم مطلوب به نظر ميرسد.
نکته حيرتانگيز در مورد اين تيم آن است که برق شيراز با تفاضل گل (3-) به اين عنوان دست يافته است. سرهنگ بايد فکري به حال خط دفاع خود کند چون«مارتين رائول» دروازه بان اروگوئهاي اين تيم به تنهايي قادر به حفظ دروازه نيست.
پيکان
هرگاه در برنامههاي ورزشي تصاويري از بازيهاي اين تيم در ورزشگاه خانگي نمايش داده ميشود، بينندگان در گوشه تصوير، قطار مترو را در حال عبور ميبينند!! آنها با «ساموئل دارابينيان» مربي کلاه به سر خود توانستند بازيهاي خوبي را ارائه دهند، پيکانيها که در آغاز فصل با صحبت از جذب «روماريو»ي افسانهاي و «تاريبو وست» موبافته، خود را به تيتر اول روزنامههاي ورزشي تبديل کرده بودند «ترائوره» بازيکن آفريقايي را به خدمت گرفتند که با زدن گلهاي زيبا سطح کيفي بسيار بالايي را از خود به نمايش گذارد. در کنار او «ميثم رضاپور» خود را به عنوان پيستون چپ کلاسيک و گلزن به خوبي معرفي کرد. آنها يکي از قديميترين، کمطرفدارترين و کمحاشيهترين تيمهاي ليگ برتر هستند که توانستند در جدول ردهبندي روي سکوي هفتم جاخوش کنند. گرچه توليد خودروي پيکان متوقف و به بايگاني سپرده شد اما تيم پيکان هنوز گربه سياه تيمهاي بزرگ است آنها در بازي دراماتيک و فراموش ناشدني در حاليکه با دو گل از استقلال تهران عقب بودند در پايان، 2-3 پيروز شدند.
استقلال تهران
حتي بدبينترين طرفدار استقلال هم فکر نميکرد که با خريدن جمعي از بهترين بازيکنان ليگ و آمدن «ناصر حجازي» که تيفوسيها او را «دواي درد آبي» لقب دادهاند در پايان نيمفصل جايگاه استقلال اين باشد آنها که فصل را با دلخوش کردن به سانترهاي کم نقص «محمد نوازي» آغاز کرده بودند با گل نزني و فرصتسوزي «آرش برهاني» روبرو شدند، تيم، بدترين نتايج ممکنه را کسب کرد تا اينکه «ناصرحجازي» به سکوها رفتانده شد و سيستم مربيگري با موبايل پايهگذاري شد، اما به يکباره آقاي خاص فوتبال ايران که ادبيات گفتارياش او را برنده مسابقه فيلم مستند ورزشي هم کرد بعد از کش و قوسهاي بسيار زياد بر روي نيمکت داغ استقلال نشست، «فيروز کريمي» اولين بازياش را در آزادي به شاگردان ديار بوعلي سينا باخت، در اصفهان به لطف گل به خودي، مچ «دکتر ذوالفقارنسب» را خواباند، اما در ورزشگاه آزادي، آبادانيها برزيلي بازي کردند و در پايان بازي، فيروزخان در مقابل چشمان ناباور همه، چند بازيکنش را با دويدن دور زمين تنبيه کرد!! از عکسهاي او در جريان اين بازي ميتوان نمايشگاه بسيار پرطرفداري را برپا کرد. شوخترين و جديترين مربي فوتبال ايران قول داده است که در نيمفصل دوم، تمام امتيازات ممکنه را کسب کند، او ميداند که در استقلال و پرسپوليس اسطورهها يکشبه ميشکنند و شعار «حيا کن و رها کن» ورزشگاه را پر ميکند.
استقلال اهواز
آبيهاي شهر اهواز که فصل قبل تا لمس جام قهرماني پيش رفتند بيشک تکنيکيترين بازيکنان ليگ را در اختيار دارند، هر مربي آرزو ميکند ستاره انرژيکي چون «ميلاد ميداوودي» يا جوان سيريناپذيري مانند «روحا... بيگدلي» را در اختيار داشته باشد، آنها با «فيروز کريمي» روزهاي خوشي را ميگذراندند تا اينکه فيل فيروز ياد تهران کرد و تيم را رها کرد.
مديران دبينشين باشگاه پس از مجادله بسيار جدايي کريمي را پذيرفتند اما هواداران خوزستاني اين تيم او را به سادگي نميبخشند، وقتي «صمد مرفاوي» و «مجيد جلالي» که لقب کامپيوتر را يدک ميکشند به جمع آبيهاي اهوازي اضافه شدند آرامش به تيم برگشت. گرچه تلاطم ايجاد شده در تيم باعث از دست رفتن امتيازهاي بسياري شد اما آنها با ارائه بازيهايي يکدست و بهرهگيري از ضدحملات برقآسا هر تيمي را تسليم ميکنند.
پاهاي برهنه بچههاي خوزستاني با خيابانهاي آسفالت آشناست، «جلالي» ميداند که براي اين مردم فوتبال چيزي است مثل نان شب! آنها تئوري نميخواهند، فوتبال زيبا و برنده شدن را ميخواهند، فقط همين!
ابومسلم خراسان
رفتن «خداداد عزيزي» که همه را ياد «مارک بوسنيچ» و آن بازي خاطره انگيز با استراليا ميانداخت نه تنها به ضرر سياهپوشان خراساني تمام نشد بلکه با آمدن «پرويز مظلومي» اين تيم جان تازهاي گرفت و امتيازات بيشتري را کسب کرد، «عرفان اولروم» آقاي گل ليگ قبل که در اين فصل طلسم شده بود نتوانست کارنامه درخشاني از خود به جا بگذارد، آنها با دو ماجراي جالب هم مواجه شدند، شکايت باشگاه استقلال باعث فاش شدن تقلبي بودن کارت پايان خدمت يکي از بازيکنان اين تيم شد و محروميت او را منجر شد، هافبک ديگر اين تيم نيز که از نوشتههاي انتقادي يکي از خبرنگاران شاکي شده بود اقدام به ضرب و شتم اين خبرنگار نمود که در نوع خود پديده کمنظيري بود. ابومسلم در ورزشگاه ثامن ميتواند هر تيمي را با شکست مواجه کند اگر «مهدي هاشمينسب» پنالتيهاي اين تيم را هدر ندهد، «ايوان پتروويچ» با آن شوتهاي سهمگين و پاي چپ کلاسيک اگر بتواند کمي بيشتر بر اعصابش مسلط باشد ابومسلم، روزهاي خوشتري را در پيش خواهد داشت.
راهآهن
بيترديد وجود سرمربي پرحاشيهاي چون«اکبر ميثاقيان» باعث شده است که همه نتايج اين تيم را دنبال کنند، «محمدحسن انصاريفرد» پس از کنارهگيري از پرسپوليس مديريت راهآهن را برعهده گرفت و تلفيق او و «ميثاقيان» نيز در نوع خود جالب است، راهآهن در اولين بازي فصل 0-2 قهرمان سال قبل را شکست داد و تيرهروزيهاي سايپا از همين روز آغاز شد.آنها پرسپوليس اوج گرفته را با بازي منسجم و فداکارانهاي متوقف کردند، اما دوربينهاي تلويزيوني در خلال بازي، صحنه جنجالي را شکار کردند، آنجا که «ميثاقيان» با بطري آب معدني ضربهاي به سر يکي از بازيکنان ذخيره خود زد و پس از آن نيز لگدي را نثار او کرد، گرچه بازيکنان راهآهن کوشيدند با جملاتي چون رابطه پدري و فرزندي و... اين موضوع را فيصله ببخشند اما تصوير ناخوشايندي از اين تيم در ذهنها نقش بست.
آنها به لطف گلزنيهاي «هادي اصغري» و بازيهاي خوب «احمدتقوي» و «عليرضا محمد» بيست امتياز را جمع کردند. «ميثاقيان» که در سردترين روزها هم پيراهن آستين کوتاه مشکي رنگ خود را از تن به در نميآورد روزهاي دشواري را درپيش دارد گرچه اين بار هيچ قولي مبني بر پريدن از برج ميلاد نداده است.
مقاومت سپاسي
«غلامحسين پيرواني» و يا چنان که فوتباليها او را خطاب ميکنند، «شاغلام»، مثل هميشه تيمش را در کمرکش جدول نگه داشت، او که همواره در مصاحبههايش از «بضاعت» پايين تيمش سخن ميگويد، در مقابل پرسپوليس و استقلال دو چهره کاملا متفاوت را از خود نشان داد، زردپوشان شيرازي در ورزشگاه آزادي بازي 1-3 باخته را با تساوي 3-3 به پايان بردند و چه بسا اگر خوش شانس هم بودند ميتوانستند پيروز از ميدان بيرون بيايند اما در ورزشگاه خانگي خود 1-2 مغلوب استقلالي شدند که آن روزها فاقد سرمربي بود، پس از اين بازي بود که بين «شاغلام» و مديران ارشد باشگاه اختلافاتي پيش آمد و ممکن است فصل ديگر او را از اين تيم بازيکن ساز دور کند، گرچه در خط حمله همه چشم به سرزني«بهمن طهماسبي» و تحرک «رضا خالقيفر» دوختهاند اما «هاشم بيگزاده» با شوتهاي راه دور و دوندگي بيامانش ستاره بيهمتاي «غلامحسين پيرواني» است. هنوز هم هرکدام از بازيکنان در جريان بازي، گلي به ثمر ميرساند خود را دوان دوان به نيمکت ذخيرهها ميرساند و در آغوش «شاغلام» آرام ميگيرد، رابطه او با شاگردانش در ليگ کمنظير است.
ذوبآهن
وقتي فصل پيش «رسول کربکندي» از سمت مربيگري ذوبيها خداحافظي کرد گزينههاي بسياري براي جانشيني او مطرح شد اما سرانجام «جورجوويچ» روي اين نيمکت نشست، مربي احساساتي و پرحاشيهاي که در گرمترين روزهاي سال نيز زيپ گرمکن ورزشي سبز رنگش را بالا ميکشيد، گريه کردن او پس از گلزني «محسن مسلمان» بازيکن جوان اين تيم و خبر درگيري فيزيکياش در تمرينات از اتفاقات خاص ليگ برتر در نيمفصل بود، او از اين تيم کنار گذارده شد تا «بيژن ذالفقارنسب» براي نجات تيم از قعر جدول به ديار نصف جهان برود، او با ترکيبي از بازيکنان جوان و باتجربه توانست نسخه مطلوبي را بپيچد و ذوب آهن را کمي بالا بکشد، دکتر که لقب «آقاي مساوي صفر-صفر» را به او دادهاند خوب ميداند که براي نجات اين تيم از سقوط بايد اميد و انگيزه را به تيمش تزريق کند، «وحيد امرايي«بازيکن جوان و پا به توپ در کنار «محسن مسلمان» فرصتطلب بيش از سايرين به چشم آمدهاند و دکتر به ساقهاي آنان چشم اميد دوخته است.
سايپا
شايد تنها دلخوشي نارنجي پوشان شهر کرج، دعوت سرمربي آنها براي حضور در بالاترين گردهماييهاي فوتبالي جهان بود، آنجا که «علي دايي» با کروات و کت و شلوار در کنار «کريستين کارمبو» و «کيسي کلر» مراسم قرعه کشي دور انتخابي جام جهاني 2010 را انجام دادند. سايپا در اين فصل با از دست دادن مثلث هجومي و تاثيرگذار «داريوش يزداني»، «احمد مومنزاده» و«محسن خليلي» نمايش مطلوبي را ارائه نکردند، گرچه «علي دايي» در چند مورد داوران را عامل شکست تيم خود قلمداد کرد ولي در نيمفصل کمتر تيمي از رويارويي با قهرمان فصل پيش هراس به دل راه داد.
شايد در نقاط ديگر دنيا شنيدن واژه «جادوگر» همه را به ياد قبايل آفريقايي بيندازد اما در ايران «جادوگر»همه را به ياد سايپا مياندازد، کسي که گفته ميشود با «دايي» تماس گرفته و عنوان کرده که او تيم سايپا را جادو کرده است، آنچنان که «علي دايي» به ديدار مراجع قم رفت و شگفت آنکه آنها در ديدار بعدي خود موفق شدند پيکان سختکوش را 0-2 واژگون کنند و پس از هفتهها ناکامي طعم شيرين پيروزي را بچشند، حافظ شيرين سخن راست ميگفت: دعاي نيم شبي دفع صد بلا کند...
مس کرمان
کرمانيهاي خونگرم با زمين مصنوعيشان خداحافظي کردند اما بازي در ورزشگاه تازه تاسيس برايشان شگون نداشت و 2-3 شکست خوردند تا «فرهاد کاظمي» مربي اين تيم که همواره به لوطيمنشي شهره دارد از اين تيم استعفا داده شود! او وجود چنددستگي در سکوهاي ورزشگاه را عامل عدم نتيجهگيري مس عنوان کرد. «علي مولايي» ستاره تکنيکي اين تيم نيز با مصدوميت روبرو شد تا ناکاميهاي کرمانيها تکميل شود، «زالدرون» مهاجم برزيلي اين تيم نيز نتوانست آنچنان که از بازيکنان برزيلي انتظار ميرود نمايش مطلوبي از خود ارائه دهد تا مس کرمان در جمع تيمهاي چراغ به دست بيتوته کند، مديران مس رايزنيهاي بسياري را براي جانشيني «فرهادکاظمي» که به تيم علي پروين- استيل آذين- پيوست بيابند، حتي«اميرقلعهنوعي» روانه کرمان شد اما مذاکرات به دليل عدم توافق بر سر مسايل بيارزش مالي!! نيمهتمام رها شد. کرمانيها به خوبي ميدانند که سقوط کردن به دسته پايين بسيار آسان است اما بازگشت به ليگ برتر ممکن است يك رويا باقي بماند.
صنعت نفت آبادان
آبادان، برزيلته! آبادانيها مثل هميشه با پيراهنهاي طلايي و گاه در دست داشتن پرچمهايي از برزيل، تيمشان را بيامان تشويق کردند،صنعت نفت نيمفصل را خوب شروع نکرد، بد ادامه داد و رويايي به پايان رساند.
«ابراهيم قاسمپور» که چند بار در ميان اعتراضات و گاه اشکهاي ناشي از شکست هواداران تا استعفا پيش رفت، بازيکنانش را به کمکاري متهم کرد. «صابرميرقرباني» گلزن اين تيم زير سايه مهاجم برزيلي و محبوب آبادانيها «پيمنتا» قرار گرفت، «پيمنتا» که پيش از اين چند صباحي کم و بيش شاگرد «خوزه مورينيو» بوده است واقعيترين بازيکن برزيلي اين سالهاي ليگ برتر نشان داد و علاوه بر ارائه بازيهاي دلنشين، تمام پنالتيهاي فصل را جهت خلاف حرکت دروازهبانان به گل تبديل کرد تا خود را به عنوان يکي از مدعيان آقاي گلي ليگ مطرح کند.
آبادانيها در بازي آخر نيمفصل استقلال ميزبان را چنان نقرهداغ کردند که غم ناشي از قعرنشيني در جدول را فراموش کردند و براي نيمفصل دوم روياهاي زيادي را در سر پروراندند. آبادانيها آرزو دارند که بازيکنانشان همه تيمها را به سرنوشت آبيپوشان بخت برگشته پايتخت دچار کنند.
شيرينفراز کرمانشاه
روزي که درميان جنجالهاي بسيار شاگردان «کمال فرازوند» موفق شدند تراکتورسازي را همراه با سرمربي مو نقرهايشان «فرشاد پيوس» شکست دهند و به ليگ برتر صعود کنند همه ميدانستند که اين پايان ماجرا نيست، «فراز کمالوند»، «اصغر شرفي»، «ستار همداني»، «محمود فکري»، «يسيچ» و... هر کدام چند صباحي مربيگري اين تيم را برعهده گرفتند اما سودي نبخشيد و آنها گرفتار مسائل حاشيهاي بسياري شدند، درگير شدن «ستار همداني» با داور مسابقه در آبادان و تعقيب و گريز او از زشتترين اتفاقات نيمفصل بود، غيربومي بودن بسياري از بازيکنان تيم نيز به مزاج برخي هواداران خونگرم و پرتعداد اين تيم خوش نيامد.«روحا... عطايي» و «محمدباقر زعفراني» دو برگ برنده شيرينفرازيها بودند که عليرغم ارائه بازيهاي درخشان نتوانستند تيم را از رده هفدهم بالاتر بکشند. آنها روزهاي سختي را در پيش دارند، کُردها پس از سالها اين شانس را يافتهاند تا علاوه بر کشتي و مشت زني در فوتبال هم خودي نشان دهند، شايد اگر بازيکنان اين تيم نجنبند سال آينده بازيکنان تيمهاي ليگ برتر از ديدن شهر زيباي کرمانشاه و بيستون زيبايش محروم شوند.
پگاه گيلان
سالهاست که گيلانيها و انزليچيها در مسابقات فوتبال، کُري تند و تيزي با هم دارند، اما امسال وضعيت اين دو در جدول رده بندي به هيچ وجه قابل قياس نبود، آنها با «مجيد جهانپور» ليگ را شروع کردند اما نتايج به گونهاي رقم خورد که عذر اين مربي محجوب را خواستند و چند بازي را با دستيار او پيگرفتند و سرانجام «نادر دست نشان» سکان رهبريشان را به دست گرفت اما درحسرت گلزني و پيروزي ميسوختند تا اينکه در بازي پرحاشيهاي توانستند در شهر کرج سايپا را شکست دهند و طلسم را بشکنند.گرچه هر جا سخن از گلهاي زيباست نام «ساشا ايليچ» ميدرخشد ولي او در اين فصل بازيهاي خوبي را انجام داد اما از سوي «دستنشان» نيمکتنشين شد و ترجيح داد باشگاه را ترک کند، آنها پاي ثابت ته جدول باقي ماندند، در 17 بازي نيمفصل تنها 9 گل به ثمر رساندند و صاحب بدترين خط حمله ليگ شدند اما نکته جالب اينجاست که خط دفاعي پگاه از خط دفاعي استقلال تهران کارنامه بهتري دارد!! پگاهيها اگر دوست دارند ديگ فوتبال در شمال ايران جوشان باقي بماند بايد در فصل دوم ليگ توپهايشان را به گل بدل کنند آنها به اندازه کافي در نيمفصل موقعيتهايشان را هدر دادهاند.
|