هر ساله برگزاري جشنواره بينالمللي فيلم فجر مجال خوبي براي علاقهمندان جدي سينماي جهان است تا مروري بر بهترين آثار سينمايي قاره داشته باشند.
امسال نيز در بخشهاي متعدد فيلمهاي مطرح سينمايي به نمايش در ميآيند كه در اين ميان اكران چند فيلم غيرمنتظره و بعضاً سؤالبرانگيز است. در بخش جشنواره جشنوارههاي بيستوششمين دوره جشنواره بينالمللي فجر 26 فيلم روي پرده ميرود كه نام چند فيلم بيش از سايرين جلب توجه ميكند.
فيلم چوپان خوب (نگهبان خوب) كه دومين فيلم بلند رابرت دنيرو در مقام كارگردان محسوب ميشود، در اين بخش گنجانده شده است. در اين فيلم كه بر اساس فيلمنامهاي از اريك راث ساخته شد آنجلينا جولي، مت ديمن و خود دنيرو حضور دارند. اين فيلم كه البته محصول سال 2006 است سابقه فعاليتهاي يك مامور سازمان سيا را در دهه 1960 دنبال ميكند.
فيلم دنيرو در گيشه سينماهاي جهان چندان موفقيتي به دست نياورد و در داخل آمريكا نيز با وجود استقبال منتقدان، فروش نااميدكنندهاي داشت كه ميتواند به دليل نگاه انتقادی آن به فعاليتهاي سازمان سيا باشد.
فيلم مطرح ديگر دره الاه (در دره الله) از پل هگیس كارگردان آمريكايي است كه فيلم تصادف ازاو 2 سال قبل برنده جوايز متعددي در مراسم اسكار شد. در اين فيلم تامی لي جونز، سوزان ساراندون و شارليز ترون حضور دارند و فيلم بر اساس داستاني واقعي ساخته شده وجونز و ساراندون نقش پدر و مادر سربازي را ايفا ميكنند كه كمي پس از بازگشت از عراق ناپديد ميشود و تلاش پدر براي پيدا كردن پسرش با همراهي يك كارآگاه پليس عصبي به يك معماي قتل منجر ميشود كه به تدريج پرده از حقايق تلخ جنگ عراق و تأثير منفي آن بر سربازان آمريكايي برميدارد.
اين فيلم 60 ميليون دلاري با تبليغات فراواني همراه بود و به نظر ميرسيد بتواند نگاه مردم آمريكا و جهان را نسبت به جنگ عراق تغيير دهد اما انتخاب زمان نامناسب براي اكران فيلم باعث شد تا فيلم با وجود هزينه 30 ميليون دلاري تبليغات، كاملاً از سوي تماشاگران ناديده گرفته شود، اما در هفته گذشته اين فيلم در ناباوري يك نامزدي اسكار به دست آورد و تامی لي جونز برای اين فيلم نامزد دريافت جايزه اسكار بهترين بازيگر نقش مكمل شد.
فيلم ديگري كه انتظار ميرود مورد توجه علاقهمندان به سينما قرار گيرد فيلم خداحافظ بافانا به كارگرداني بيل آگوست كارگردان باسابقه دانماركي است. فيلم براساس كتاب «خداحافظ بافانا: نلسن ماندلا، زنداني من، دوست من» نوشته جيمز گرگوري زندانبان اوست كه نقش ماندلا را در اين فيلم دنيس هيسبرت بازي ميكند و جوزف فاينس كه براي بازي در فيلم شكسپير عاشق نامزد دريافت اسكار بود در نقش زندانبان او ظاهر ميشود.
اين فيلم يكي از چندين فيلم سياسي جشنواره امسال است كه به دليل اقتباس ناشيانه از كتاب پر فروش گرگوري در گيشه اصلاً موفق نبود. اين فيلم يك محصول اروپايي است و صحت داستان كلي آن از سوي آنتوني سامپسون – يكي از دوستان قديمي ماندلا – زير سؤال رفته است.
اما در اين بخش فيلمهاي كم اهميتتري نيز به نمايش در خواهد آمد كه از آن جمله ميتوان به فيلم اسپانيايي صندلي به كارگرداني جوليودي والووتيس، رودررو با دشمن از اسلواكي به كارگرداني پاتريك لانكاريك و بر اساس كتابي از لئوپولد لاهولا، اشباح سرگردان ساخته سيرو گوئرا از كشور كلمبيا و موشك از شارلي بنيامه و محصول كانادا اشاره كرد.
اما فيلمهاي مهم ديگري هم قرار است در بخش نمايشهاي ويژه آثار داستاني روز به نمايش درآيند. حضور قوي فيلمهاي هاليوودي در اين بخش جلب توجه ميكند؛ با توجه به اينكه لزوماً تمامي اين فيلمها را نميتوان «آثار داستاني روز» دانست.
يكي از فيلمهاي خوب اين بخش بدون شك فيلم «فرزندان انسان» ساخته آلفونسوكوئارون كارگردان مكزيكي است كه برداشتي آزاد از رماني به همين نام نوشته پيوی جيمز است.
در اين فيلم كه كلايو اوون، جولين مور و مايكل كين ايفاي نقش كردهاند، داستان فردي به نام تئو فارون روايت ميشود كه در سال 2027 در شرايطي كه نازايي نسل بشر را در خطر انقراض قرار داده است، بايد راهي براي محافظت از يك زن باردار پيدا كند. اين فيلم كه جزء بهترين فيلمهاي سال 2006 به شمار ميآيد، فروش فراواني نداشت ولي اقتباس خوب از رمان جيمز سبب شد تا فيلم در نهايت در فهرست 10 فيلم برتر سال انستيتو فيلم آمريكا و اكثر منتقدان معتبر جهاني قرار گيرد، هرچند كه به دليل فضاي تيره نتوانست با اقبال عمومي مواجه شود.
اما نبرد بين خير و شر كه با موفقيت سری فيلمهاي ارباب حلقهها از سوژههاي مورد علاقه استوديوهاي هاليوودي به حساب میآید، امسال نيز در قالب فيلم بحثبرانگيزي به نام قطبنماي طلايي مطرح شد. كارگرداني اين فيلم 180 ميليون دلاري بر عهده كريس وايتز بوده كه پيشتر براي ساخت فيلمهاي كمدي شهرت خود را به دست آورده است.
اين فيلم كه نيكول كيدمن و دانيل كريگ هنرپيشگان اصلي آن هستند بيش از آنكه به خاطر ارزش هنري آن مطرح شود، دستمايه جنجال كاتوليكها و پروتستانها در اروپا و آمريكا بوده است كه معتقد بودند قطبنماي طلايي فيلمي است كه ميتواند كودكان را به مطالعه كتابهاي نه چندان خوشنام فيليپ پولمن ترغيب كند. اين جنجالها كه در اواخر اكران فيلم در آمريكا به وجود آمد، باعث شد تا فيلم ناكاميهاي تجارياش در آمريكا را در باقي نقاط جهان جبران كند و فروشي 250 ميليون دلاري داشته باشد.
اما فيلم با ارزش ديگر اين بخش جاده گوانتانامو ساخته مايكل وينتر باتم انگليسي است كه جايزه خرس نقرهاي بهترين كارگرداني از جشنواره بينالمللي فيلم برلين را براي او به همراه داشت. اين فيلم كه داستان بازداشت 3 جوان انگليسي پاكستانيالاصل است كه قصد سفر به افغانستان را دارند اما سفرشان با حمله آمريكا به نيروهاي طالبان همزمان ميشود و در نهايت در مناطق تحت كنترل طالبان دستگير شده و به گوانتانامو منتقل ميشوند. بخشهايي از اين فيلم در ايران فيلمبرداري شد و وينتر باتم براي نظارت بر اين بخشهاي فيلم سفري يك ماهه به كشورمان داشت.
همچنين فيلم وسترن قطار سه و ده دقيقه به يوما از جيمز منگولد ميتواند به لطف حضور هنرپيشگاني چون راسل كرو و كريستين بيل مورد توجه علاقهمندان سينما واقع شود. اين فيلم كه نسخه جديدي از فيلمي با همين عنوان در دهه 1950 است، داستان مزرعهداري به نام دان اوانز است كه در قبال دريافت پولي كه ميتواند او را از ورشكستگي كامل نجات دهد، حاضر است تا يك ياغي را به شهري منتقل كرده و پس از آن با قطار سهو ده دقيقه به زندان يوما در آريزونا بفرستد.
اين فيلم مورد تحسين منتقدان بود ولي پايان ضعيف و بيش از حد كليشهاي آن باعث شد تا تماشاگران آن را پس بزنند و فيلم شكست فاحش تجاري را تجربه كرد در شرايطي كه شايد با فروش خوب امكان مطرح شدن در اسكار را نيز پيدا ميكرد چرا كه داوران آكادمي همواره به فيلمهاي وسترن در دو دهه اخير روي خوش نشان دادهاند.اما گذشته از اين فيلمهاي قابل اعتنا، اكران برخي از فيلمهاي تجاري دست چندم چندان توجيهي نميتواند داشته باشد.
براي مثال فيلم قلبهاي تنها ساخته تاد رابينس با يك دو جين از هنرپيشگان مشهور چون جان تراولتا، جيمز گاندولفيني و سلما هايك يك فاجعه كامل در سينماي تجاري در سال گذشته بود كه فروش آن به 30 ميليون دلار نيز در سطح جهان نرسيد و منتقدان هم به شدت از فيلم كه نسخهاي كليشهاي و تكراري از فيلمهاي پليسي دهههاي گذشته است، انتقاد كردند.فيلم پسران پرواز ساخته توني بيل يكي ديگر از فيلمهاست كه به داستان قهرمان بازيها و شجاعت چند جوان آمريكايي در نيروي هوايي فرانسه در سال 1916 و در اوج جنگ جهاني اول ميپردازد ولي فيلم بهاندازهاي كليشهاي بود كه حتي تماشاگران ميهنپرست آمريكايي(!) نيز استقبالي از آن نكردند و اين فيلم 60 ميليون دلاري خيلي زود فراموش شد.
همچنين فيلم شهر مرزي ساخته گريگوري ناوا صرفاً فيلمي سفارشي با بازي جنيفر لوپز و آنتونيو باندراس است كه داستان تكراري كشف قاتل سريالي در يك شهر دور افتاده را مرور ميكند. حضور چنين فيلمهايي در جشنوارههاي معتبر جهاني ميتواند با حضور بازيگران آنها در اين جشنوارهها و استفاده تبليغاتي از اين حضور توجيه شود ولي قطعا نمايش فيلمي در اين سطح نازل در جشنواره بينالمللي فيلم فجر سؤالبرانگيز است.
اما اوج ابهام را باید در چگونگي اكران فيلم كوكب سياه از برايان دپالما دانست. فيلمي كه با موضوع تحقيق پيرامون مرگ يك هنرپيشه مشهور در دهه 1930 بهطور حتم شانس اكران كامل را در جشنواره نخواهد داشت و قطعاً جرح و تعديل آن نيز گسترده خواهد بود و عملاً دقايق فراواني از آن بايد حذف شود اما اصرار به حفظ آن در برنامه اكران نكتهاي است كه براي تمام علاقهمندان يك علامت سؤال بزرگ را پيش از آغاز جشنواره به وجود آورده است.
|