ژانت دختر مسيحي در آستانه ازدواج با آندره قرار دارد، اما تقابل تفكرات او با پدرش و هم زماني آن با يك سانحه رانندگي، زندگي او را به مسير تازهاي ميكشاند. ارتباط و تفاهم ميان اديان هدف اصلي شکل گرفتن يک درام اجتماعي در "مصائب دوشيزه" است.
فيلم «مصائب دوشيزه» حال و هوايي عاشقانه – مذهبي دارد. ژانت دختري مسيحي است. وي با آندره که او هم مسيحي است، نامزد کرده. ژانت با پدرش برسرمسئله هويت مشکل دارد. پدر ژانت و مادرش به علت نازايي زن در جواني، براي بچه دارشدن با ديدن تعزيه اي از امام حسين(ع) نذرمي کنند و نذر آنها ادا مي شود و ژانت به دنيا مي آيد.
آنها اسم او را در شناسنامه "فاطمه" مي گذارند. پدر او هرساله به ياد آن نذر، حياط خانه خود را براي عزاداري در اختيار اهالي محله قرارمي دهد. اما ژانت که ديگر بزرگ شده و در عکاسي دايي خود مشغول به کار است، قصد دارد به ثبت احوال برود و نام خود را در شناسنامه تغيير دهد. در راه با دختري تصادف مي کند اما نمي ايستد و از صحنه تصادف فرار مي کند، اين اتفاق بهانه اي مي شود براي طي کردن سيري که ژانت در آن به دنبال هويت واقعي و اثبات مسيحي بودن خود است. عذاب وجدان ژانت را به بيمارستان مي کشاند تا از حال دختر آگاه شود.
اما با ورود به بيمارستان متوجه مي شود که دختر از دنيا رفته است. ژانت در بيمارستان با نامزد دختر يعني امير مواجه شده و حال نامساعد امير باعث مي شود تا ژانت او را تعقيب کند و نتيجه اين تعقيب رسيدن به کليسايي است که امير در آن مشغول نقاشي تمثال حضرت مسيح(ع) است و... .
کل داستان اين فيلم بر محور پافشاري ژانت بر اعتقادات خود مي گردد. ژانت با پدر و مادرش مقابله مي کند که چرا اسم او را فاطمه گذاشته اند. چرا خانه خود را در اختيار هيئت هاي عزاداري قرار مي دهند. ژانت معتقد است او مسيحي است و مي خواهد اسم فاطمه را از شناسنامه اش پاک کند. او نمي تواند اين قضيه را درک کند که چرا پدر و مادرش با وجود مسيحي بودن، در خانه خود براي امام حسين هم عزاداري مي کنند.
تا نيمه هاي فيلم هم اين اعتقاد را با خود دارد اما در پايان فيلم بر اثر اتفاقاتي که برايش افتاده ديگر نسبت به مسلمانان ديد منفي ندارد و سعي مي کند با آنها زندگي آرام و مسالمت آميزي را تجربه کند.
مسعود اطيابي ،کارگردان اين فيلم سعي کرده ارتباط و تفاهم ميان اديان را به تصوير بکشد. نگاهي که در اين فيلم نسبت به آدم ها وجود دارد، کاملا اجتماعي است. زندگي اقليت هاي مسيحي در جامعه مسلمانان و برخورد آنها با يکديگر. فيلم ساز در اين اثر سعي کرده به دور از شعارهاي کليشه اي رفتار و کردار مسلمانان را با مسيحيان و هم دينان خود طوري نشان دهد که آزادانه بودن زندگي اقليت ها در جامعه اکثريت مسلمان براي تماشاگر قابل باور باشد.
فيلمنامه تقريبا داراي ساختار منسجم و مناسبي است و بازي ها همه در راستاي پيشبرد داستان است، به طور مثال "بهنوش طباطبايي" در نقش ژانت توانسته طوري در صدا و چهره خود تغيير ايجاد کند که با مضمون فيلم هماهنگ باشد، گويي يک دختر مسيحي با همان خصوصيت ها و ويژگي هاي شخصيتي است. «مهدي پاکدل» هم تقريبا توانسته با بازي خوب خود، در خدمت داستان و فضاي کلي آن باشد.
اما در شخصيت پردازي بعضي از آدم هاي داستان کمي سهل انگاري ديده مي شود. به طور مثال شخصيت آندره (پوريا پورسرخ) به نوعي در فيلم رها شده و تا پايان داستان تماشاگر نمي تواند ارتباط درستي با او برقرار کند.
کارگرداني اثر متناسب با فيلمنامه و فضاي فيلم است. اطيابي در بسياري از صحنه ها استفاده زيبا و بجايي از نشانه هاي آوايي و موسيقايي درقاب بندي و تعويض سکانس هايش کرده به طوري که ارتباط بين مکان ها و حرکت از صحنه اي به صحنه ديگر از طريق آواها و صداهاي مختلف صورت مي گيرد.
فضاي کلي داستان لوکيشن ها، نوع لباس ها، تصويربرداري و کنتراستي که بر صحنه ها حاکم است، همه در پيشبرد داستان طراحي شده اند اما در تدوين کار کم سليقگي وجود دارد و در برخي از صحنه ها نوعي پرش وجود دارد و ريتم داستان به هم مي خورد.
يکي از تاثيرگذارترين صحنه هاي فيلم را مي توان دعواي ژانت با پدرش در حياط خانه و بيرون کردن هيئت عزاداري از منزلشان دانست. کارگردان در اين سکانس سعي کرده فضاي را طوري پيش ببرد که ضمن همراهي بيننده با شخصيت هاي داستان، به نوعي ديدگاه برخي از مسيحيان افراطي نسبت به مسلمانان نيز نشان داده شود.
اما سکانس پاياني فيلم که هم زماني روز عاشورا و کامل شدن نقاشي تمثال حضرت مسيح (ع) توسط امير نشان داده مي شود، دلچسب از کار در نيامده است و بيننده با آن ارتباط درستي برقرار نمي کند.
به طور کلي آنچه که درباره اين فيلم مي توان گفت؛ اين است که «مصائب دوشيزه» تجربه اول سيد مسعود اطيابي در مقام کارگردان است و به نظر مي رسد براي ادامه کار راه طولاني را در پيش دارد.
وي کار فيلم سازي را با حضور در جبهه و جنگ تحميلي در کنار گروه فيلمبرداري شروع کرده و بعد به عنوان مدير توليد، برنامه ريز و تهيه کننده در سينما و تلويزيون فعاليت کرده است. اطيابي يک دوره عضو هيئت مديره خانه سينما و سه دوره رئيس انجمن مديران توليد بوده است.
تهيه کنندگي فيلم هاي قناري، خاموشي دريا، حوري، انتهاي زمين و چند سريال تلويزيوني از جمله کارهاي اطيابي محسوب مي شود.
همچنين در "مصائب دوشيزه" احمد رفيعزاده به عنوان فيلمنامه نويس، مدير فيلمبرداري: حسن كريمي، تدوين: حسن ايوبي، موسيقي متن: ناصر چشمآذر، چهره پرداز : محسن ملكي، صدابردار: عباس رستگارپور، صداگذار: محسن روشن، طراح صحنه و لباس: فرامرز بادرامپور، جلوههاي ويژه: عباس شوقي، سيد غلامرضا موسوي را به عنوان تهيه کننده ياري کرده اند.
بهنوش طباطبايي، مهدي پاكدل، پوريا پورسرخ، بهزاد فراهاني، جمشيد شاهمحمدي، فهيمه رحيمينيا و مهسا كرامتي نيز نقش آفرينان "مصائب دوشيزه" هستند.
|