احمد نجفي :بودجه، نقش منفی بازی کرد
خانواده سبز , سه شنبه 7 اسفند 1386 - ساعت 14:05

در آخرين روزهاي سال پشت صحنه سريال «كارآگاه علوي 2» تنها جايي است كه مي‌توان با احمد نجفي به گفت‌وگو نشست.

 

به قول خودش به تاريخ و بازي در مجموعه‌هاي تاريخي علاقه‌مند است. اين روزها نيز بار ديگر اين بازيگر بلندقد را در لباس و در صحنه‌اي قديمي از سريال تاريخي «كارآگاه علوي» مي‌بينيم. احمد نجفي كه با مجموعه موفق «كارآگاه علوي» به خوبي در دل مردم جاي گرفت، مدتي پيش با نقش سرشاپور ريپورتر در مجموعه تلويزيوني «پدرخوانده» مهمان خانه‌هايمان بود
در آخرين روزهاي سال پشت صحنه سريال «كارآگاه علوي 2» تنها جايي است كه مي‌توان با احمد نجفي به گفت‌وگو نشست. بازي او در «پدر خوانده» بهانه خوبي بود تا به سراغش برويم و آخرين گفت‌وگوي مطبوعاتي سال اين بازيگر را از آن خود كنيم.

سوابق كاري شما حكايت از اين موضوع دارد كه به مجموعه‌هاي تاريخي علاقه‌مند هستيد. بازي در مجموعه تلويزيوني «پدرخوانده» نيز به همين دليل بود؟
بله، اولين دليل قبول اين نقش، تاريخي بودن آن بود چون من به آثار تاريخي مخصوصاً تاريخ معاصر ايران بسيار علاقه‌مند هستم اما دليل دومي كه باعث شد در اين نقش ظاهر شوم، اين بود كه شخصيت شاپور ريپورتر براي مردم كشور ما وجود خارجي نداشت و خيلي‌ها فكر مي‌كردند كه اين شخصيت بازسازي شده است، در صورتي كه اصلاً اينطور نيست و نه‌تنها شاپور ريپورتر، بلكه پدرش اردشير نيز تصميمات بسيار مهمي در تاريخ ايران گرفته‌اند و در اصل گرداننده اصلي كشور اين دو شخصيت پشت پرده بوده‌اند. به همين دليل دوست داشتم كه اين چهره معرفي شود تا مردم ما بدانند كه چه اتفاقاتي افتاده تا ما توانستيم به اين انقلاب برسيم و حالا با اين دانش كاري كنيم تا استقلال‌مان حفظ شود.

مثل اينكه تاريخ معاصر را زياد مطالعه مي‌كنيد، تا قبل از بازي در اين مجموعه درباره سرشاپور ريپورتر چقدر مي‌دانستيد؟
به دليل علاقه خاصي كه به تاريخ معاصر دارم، از سال‌ها قبل مطالعاتي در اين خصوص داشتم و اتفاقاً در خلال اين مطالعات به اين شخصيت برخورد كرده بودم و مدام به اين موضوع فكر مي‌كردم كه چرا در مورد اين شخصيت فيلمي ساخته نمي‌شود.
در سينماي غرب و اروپا شخصيت‌هاي زيادي هستند كه خلق شده‌اند و طوري به تصوير كشيده شده‌اند كه تمام و كمال باور شده‌اند. در حالي كه در تاريخ ما به شخصيت‌هايي مثل ريپورتر پرداخته نشده است. شناخت من در مورد اين شخصيت تقريبا كامل بود، ولي تدوين نهايي متني اين شخصيت توسط آقاي ورزي انجام شده بود.

پس پايه‌ريزي شخصيت ريپورتر تنها براساس نوشته‌هاي كتاب‌هاي تاريخي بود؟
ريپورتر جزو افراد نادري است كه هنوز در قيد حيات است. 96 سال سن دارد و بازنشسته ارتش انگلستان است. به همين دليل هم انگليسي‌ها به او لقب سر (sir) داده‌اند. شخصيت مرموز و درون‌گرايي كه آن طور كه بايد بازگو نشده است و متاسفانه اطلاعات كمي از اين شخصيت در دسترس است. افرادي هم كه در دوران او زندگي مي‌كرده‌اند و اطلاعات كاملي از وي داشته‌اند، به دلايل نامعلومي از بازگو كردن اين اطلاعات خودداري كرده‌اند. شايد فكر مي‌كردند، به دليل اينكه ريپورتر آنها را به قدرت رسانده است با بازگو كردن خصوصيات و زندگي وي در طول تاريخ زيرسوال مي‌روند به هر حال تا آنجايي كه تصورات اجازه مي‌داد و در تاريخ قابل لمس بود شخصيت اين مرد را پياده كرديم.

وقتي اطلاعات كمي از ريپورتر در دسترس بوده، نويسنده چطور به اين الگوي تصويري رسيده است؟
اين شخصيت به دليل هوش ذاتي و زندگي مخفي كه داشته، كمتر جلوي دوربين عكاسي و فيلمبرداري رفته است. ما الگوي تصويري از اين شخصيت نداشتيم. ولي با اين وجود مي‌دانستيم كه درشت اندام، داراي شانه پهن و قد بلندي است.

مي‌شود گفت علت انتخاب شما براي اين نقش نزديكي چهره‌تان بود؟
از نظر ظاهري خيلي از من دور نبوده، اين نكته هم برايمان مشخص بود، كه سرشاپور چشم سبز نبوده است. در كل شباهت‌هايي داريم. شايد آقاي ورزي به همين دليل مرا براي اين نقش انتخاب كردند.

چرا از لنز براي رفع اين ايراد استفاده نكرديد؟
چون مهارتي در استفاده از لنز ندارم، در نتيجه ترجيح دادم اين كار را نكنم.

پس شخصيت شاپور ريپورتر از نظر چهره و ظاهر تفاوتي با احمد نجفي ندارد؟
سعي شده بود كه تمام بازيگران از نظر ظاهري به شخصيت‌هاي اصلي داستان نزديك باشند. در مورد من هم مي‌شد از چند گزينه ديگر استفاده كرد. ولي شايد جنس بازي‌شان با آن چيزي كه آقاي ورزي مي‌خواستند، متفاوت بود.

شما انتخاب اول آقاي ورزي براي اين نقش بوديد؟
بله، تا جايي كه مي‌دانم نقش نامزد ديگري نداشت.
به نوعي شبيه اين كم‌توجهي در بخش انتخاب بازيگر هم ديده مي‌شد، مثلاً بازيگر نقش فرح كه كوتاه قدتر از شاه بود و...
اگر دقت كنيد اغلب بازيگران ما چندان بلندقدنیستند. دوم اينكه به هر حال بين چهره و اندام بايد يكي را انتخاب كرد و شايد آقاي ورزي تمايل بيشتري داشتند كه چهره به فرح نزديك‌تر باشد.
البته براي رفع اين مشكل هم توجيهاتي مي‌توانيم داشته باشيم، مثلا انتخاب درست زاويه دوربين يا ...
اين مسائل فني است و اتفاقاً به فيلمبردار مربوط مي‌شود. متاسفانه در ايران در بخش فيلمبرداري خيلي وقت‌ها كارگردان است كه مي‌گويد تصوير كجا و در چه زاويه‌اي گرفته شود. ولي به‌نظر من اگر مخاطب بازيگر و صحنه و داستان را ببيند و ذهن خود را روي ايراد اثري متمركز كند پس واي به حال آن اثر. در ضمن موضوع ديگري هم به اسم بودجه مطرح است در حال حاضر با 200 ميليون تومان امكان خريد يك دستگاه آپارتمان 50 متري در يك مكان مناسب وجود ندارد اما با اين مبلغ يك گروه فيلمسازي 6 ماه سركار هستند، در چنين اوضاعي بايد سريع كار كنيد، پس احتمال اينكه خطايي هم در اثر ديده شود وجود دارد.

يعني علت سبز بودن چشم‌هاي ريپورتر يا تفاوت فاحش قد اين دو نقش به دليل كمبود بودجه بوده است؟
يكي از آنها مي‌تواند باشد مثلاً اگر به خود من يك ميليون دلار داده مي‌شد، بازيگري با قد 180 سانتيمتر پيدا مي‌كردم كه براي ايفاي اين نقش مناسب باشد.
ما از نظر بازيگر و پيدا كردن بازيگري كه فيزيك مناسبي براي نقش مورد نظرمان داشته باشد، فقير هستيم و همين عوامل كيفيت يك اثر را پايين مي‌آورد. اينها موانعي است كه حتماً بايد در نظر گرفته شود.

حال با توجه به امكانات و بودجه موجود ايفاي اين نقش تا چه حدي شما را راضي كرده است؟
70 درصد، به‌نظر من اگر بودجه و زمان كافي در اختيارمان گذاشته شده بود شايد اين رضايت تا صد درصد هم مي‌رسيد. در آن زمان گروه روزي 12 تا 16 ساعت كار مي‌كرد تا بتواند جوابگوي بودجه موجود باشد. با چنين اوضاعي مردم نبايد توقع بيشتري داشته باشند البته اين را هم بگويم كه ما وظيفه خود را انجام مي‌دهيم ولي يك بازيگر هم بايد فرصت فكر كردن داشته باشد تا صدا و نگاهش تازه باشد تا چهره‌اي سرحال داشته باشد چون اگر خسته باشد نمي‌تواند آن‌طور كه بايد روي شخصيت كار كند.

معمولا در مورد شخصيت‌هاي مستندي كه از نظر تاريخ خيلي از زمان ما دور نيستند، دست بازيگر از جهت مانور روي شخصيت بسته است،‌در مورد شخصيت ريپورتر به دليل اينكه مدارك كمي از او در دست بوده است چقدر مي‌توانستيد خلاق باشيد و چقدر قدرت مانور روي اين شخصيت را داشتيد؟
خيلي زياد. آقاي ورزي دست مرا باز گذاشته بودند و سعي مي‌كردند تا جايي كه ممكن است با حذف يكسري محدوديت‌ها، به لحاظ بازي اين شخصيت آزادانه‌تر كار كنم. من هم چون با ديدگاه ايشان آشنا بودم براي ساختن شخصيت ريپورتر راحت بودم.

بعد از خواندن فيلمنامه قطعا در خصوص تغييرات شخصيتي ريپورتر با كارگردان گفت‌وگو داشته‌ايد در اين مرحله حين تبادل اطلاعات چه مواردي دستخوش تغيير شد؟
اصولا بايد بين كارگردان و بازيگر پيوندي باشد و يك بازيگر هر اطلاعاتي كه در مورد نقش خود دارد بايد به كارگردان منتقل كند حتي اگر كافي و كامل نباشد و به قول معروف نبايد خست به خرج دهد. چون ممكن است هر كدام از اين اطلاعات جرقه‌اي باشد. در مورد اين شخصيت هم قطعا صحبت‌هايي شد و عمده تغييرات روي ديالوگ‌ها انجام مي‌گرفت نكته ديگري هم كه سعي شد روي آن بيشتر متمركز شويم خشونت ذاتي و دروني اين آدم بود. چون در طول داستان مي‌بينيم كه اين آدم ضمن اينكه از رفتار و كلام آرامي برخوردار بوده و در بين دوستانش بخشايندگي خاصي داشته است خشن بوده و اين خشونت به دليل روحيه قدرت‌طلبي و ديكتاتوري اين شخصيت است.

با اين صحبت‌ها خود شما كدام وجه شخصيت ريپورتر را دوست داشتيد؟
در تاريكي بودن و مرموز بودن اين شخصيت را بسيار دوست دارم. چون به نظر من اين خيلي مهم است كه در قدرت باشي و خودت را نشان ندهي. اين يعني خوددار بودن و يك كنترل عجيب و غريب در كار حرفه و در شخصيت دروني خودت.

در شكل‌گيري اين شخصيت و پيدا شدن خصوصيات دروني سر شاپور ريپورتر تا چه حد از كارگردان كه نويسنده فيلمنامه هم بودند كمك گرفتيد؟
اين مجموعه دومين همكاري من با آقاي ورزي بود. در فيلم سينمايي «كاخ تنهايي» كه در خصوص زندگي ثريا نوشته شده بود به شخصيت شاپور ريپورتر برخورد كرديم و اين جرقه باعث شد تا داستان «پدرخوانده» شكل بگيرد. آقاي ورزي هم كارگردان آرام و با معلوماتي است كه به بازيگرش اعتماد مي‌كند. چنين شيوه‌اي باعث مي‌شود كه شما به عنوان بازيگر شخصيت‌تان را پيدا كنيد كه اگر اين اتفاق بيفتد ديگر مهم نيست كه شما چه زماني اين نقش را ايفا كنيد. يك سال ديگر يا 5 سال ديگر. وقتي بستر شخصيتي در شما شكل بگيرد، موارد ظاهري مثل راه‌رفتن، حرف‌زدن و نزديك‌بودن به سن آن شخصيت مي‌ماند.

صحبت از نزديك بودن سن شد، گريم اين شخصيت چقدر به شما كمك كرد؟
اولا مسووليت گريم با من نبوده كه بخواهم جوابگو باشم، ثانيا به‌دليل نبودن الگوي تصويري مجبور بوديم كه ريپورتر را به اين شكل نشان دهيم. حتي در سنين پيري اين شخصيت هم به‌دليل نبودن عكس و الگوي مناسب همه چيز فرضي بود چون شاپور ريپورتر آن زمان هم كه در اوج قدرت بوده، هيچ‌گاه در ديد نبوده است و چقدر حيف كه چنين شخصيتي باعث وارد‌آمدن ضربه‌هاي سنگين به كشور شده است.

كمي هم در مورد صدا صحبت كنيم. باتوجه به اينكه خود شما صداي بكر و خوبي داريد، چرا براي شخصيت ريپورتر از صدايتان استفاده نشد و آقاي بهرام زند به‌جاي اين شخصيت صحبت كرد؟
قبلا هم كار دوبلاژ انجام داده‌ام ولي براي يك بازيگر كه دوبلور حرفه‌اي هم نيست، سخت است كه مثلا بعد از يك سال در كنار يك گروه دوبلاژ حرفه‌اي قرار بگيرد و بخواهد جاي خودش صحبت كند چون بازيگر قبلا حسي براي بازي گرفته و حالا براي دوبلاژ مي‌خواهد همان حس را تكرار كند و اين مساله فشار زيادي به بازيگر وارد مي‌كند، چون يك دوبلور آن شخصيت را بازي نكرده است و به‌راحتي تصوير را مي‌بيند و ديالوگ‌ها را بيان مي‌كند ولي يك بازيگر در عين اينكه دوبله مي‌كند، مي‌خواهد همان حس و حال زمان كار را هم برگرداند. در نتيجه خودش و اطرافيانش را خسته مي‌كند.

يعني خودتان علاقه نداشتيد كه به‌جاي اين شخصيت صحبت كنيد؟
من دوست داشتم كه اين كار اصلا دوبله نمي‌شد و صداي سر صحنه داشتيم ولي متاسفانه به‌دليل همان معضلات مالي كه صحبت كرديم، اين امكان به‌وجود نيامد.

باتوجه به اين موضوع، صدا چقدر شما را راضي كرده است؟
حس را مي‌رساند ولي صداي من ميانه است، يعني نه خيلي زير است و نه خيلي بم ولي صداي آقاي بهرام زند، نسبت به خودم كمي بم‌تر بود و همين موضوع بازي مرا کند كرده بود.

يعني فكر مي‌كنيد اگر خودتان صحبت مي‌كرديد، بهتر مي‌شد؟
به‌نظرم بهتر مي‌شد ولي اگر خود من مي‌خواستم اين كار را انجام دهم، 4 برابر آن دوبلور دستمزد مي‌خواستم كه باز هم معضل مالي اين اجازه را نمي‌داد.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news96862.html