انسانها هميشه در جستجوي رسيدن به خواستههايشان هستند، اين طبيعت انسان است. شايد به دست آوردن خواستهها به اندازه نگهداري از آنچه به دست آمده، مهم نباشد. بارها و بارها براي هرانساني پيش آمده كه براي رسيدن به اهداف و خواستههاي خود بسيار تلاش ميكند و در اين راه با رنجها و زحمات زيادي روبهرو ميشود ولي پس از آنكه مطلوبش را به دست ميآورد، براي حفظ و نگهداري آن هيچ كوششي نميكند، حال بعضي از اين اهداف و خواستهها در يك مجموعه وسيعتر و براي يك ملت و يك جامعه ارزش دارد ولي همين جامعه پس از به دست آوردن آنچه براي آن كوشش و سرمايهگذاري فراوان كرده، ديگر آن را به خاطرهها ميسپارد و حتي نيمي از كوششي كه براي به دست آوردنش كرده، براي حفظ و نگهداري از آن صرف نميكند.
محبوبيت استاديوم آزادي
استاديوم آزادي ايران كه به گفته فيفا، سومين استاديوم محبوب جهان محسوب ميشود، از همين موارد است. به گزارش فيفا اين استاديوم از لحاظ محبوبيت و از اين نظر كه بازيهاي حساس و معروفي در آن انجام شده، در سطح جهان از محبوبيت خاصي برخوردار است و پس از برزيل و اسكاتلند، در مقام سوم قرار دارد.به گزارش روابط عمومي استاديوم آزادي كه از سايت اين مجموعه دريافت شد، ملاك فيفا از انتخاب برترين استاديوم جهان، براساس شكل ظاهري و ظرفيتهاي يك استاديوم نيست بلكه شاخصههاي ديگري در اين خصوص مهمتر جلوه كردند. مثلا استاديوم ملي برزيل به آن دليل مطرح شده كه اسطورههاي بزرگي در آن بازي كردهاند.گوشههايي از گزارش فيفا به صورت زير است: «برزيل و اسكاتلند مورد تعريف و تمجيد قرار گرفتند. بيش از 250 كارشناس به پرسش در مورد انتخاب برترين استاديوم جهان پاسخ دادند و تعداد زيادي استاديوم از نقاط مختلف جهان در اين رقابت شركت كردند. در نهايت گزينه پيروز اين رقابت، برزيل بود؛ جايي كه در واقع استاديوم اسطورهاي «ماراكانا» برزيل بالاتر و برتر از «سائوپائولو» و «مورومبي» (ديگر استاديومهاي اين كشور) قرار گرفت.برجستهترين استاديومهاي برزيل، توانايي برتر نشان دادن خود را در جهان دارند اما در ادامه شهري وارد اين رقابت جالب شد و آن گلاسكو اسكاتلند بود. پايتخت فوتبال اسكاتلند سه عرصه و ميدان فوقالعاده در زمينه اين ورزش دارد: سلتيك پارك، ايبروكس و استاديوم ملي همپدن كه تعدادي از كارشناسان به آنها راي دادند.» اما در ادامه اين گزارش، فيفا به استاديوم يكصدهزار نفري آزادي اشاره كرده و مينويسد: «همچنين تعداد زيادي راي و حمايت به لحاظ جو حاكم بر استاديوم به يكي از مهمترين ميادين مسابقات در جهان وجود دارد و آن استاديوم آزادي در تهران است.» يكي از كارشناسان در خصوص استاديوم ملي ايران نوشت: «زماني كه ايران و ژاپن در سال 2005 در اين استاديوم با هم مسابقه دادند، حداقل 120 هزار نفر از ساعت ده صبح در آزادي حضور داشتند در حالي كه زمان برگزاري مسابقه ساعت پنج عصر برنامهريزي شده بود، در ضمن بيش از دويست هزار نفر از صبح پشت درهاي بسته مانده بودند.» نكته قابل توجه در اين نظرسنجي از كارشناسان جهان كه به مدت يك هفته به طول انجاميد، اين است كه در بين بيش از 250 رايدهنده، سيزده كارشناس از كشورهاي آمريكا، كانادا، اسكاتلند، مالت، پرتغال، انگليس و ايران، استاديوم آزادي را برتر و محبوبتر دانستند اما با توجه به اين نظرسنجيها سوال اين است كه تا چه حد تماشاچيان و مسئولان امر، قدر اين مجموعه ارزشمند را ميدانند و در حفظ آن كوشش ميكنند؟
وجود ضعف
البته نبايد فراموش كرد كه با وجود چنين نظرسنجي، اين ورزشگاه داراي نقاط ضعف فراواني است كه نبايد آنها را ناديده گرفت بلكه بايد با برطرف كردن يا حتي كم كردن تعداد آنها اين ورزشگاه را به محبوبترين ورزشگاه جهان تبديل كنيم چرا كه بهترينها بايد خواستار بهترينها باشند.همانطور كه همه ما ميدانيم، از 26 بهمن تا سوم اسفند امسال چهار بازي پياپي در استاديوم آزادي برگزار شد. همين موارد و بازيهاي پياپي اينچنيني ميتواند استهلاك زمين آزادي را بيشتر كند. آقاي حسن ضياءآذري، مدير مجموعه ورزشي آزادي طي نامهاي اين مسئله را به اطلاع كفاشيان، رييس فدراسيون فوتبال ميرساند . متن اين نامه كه برگرفته از سايت مجموعه ورزشي آزادي است، به صورت زير است:
بسمه تعالي
جناب آقاي كفاشيان
رييس محترم فدراسيون فوتبال
سلام عليكم
احتراما همانطور كه استحضار داريد برنامه مسابقات ليگ حرفهاي فوتبال به گونهاي تنظيم شده كه از مورخ 26/11/86 الي 3/12/86 (طي يك هفته) چهار مسابقه در استاديوم يكصد هزار نفري اين مجموعه برگزار ميشود، صرفنظر از ورود به اين موضوع كه اين تعداد مسابقه در زميني كه تمام هويت استاديوم فوتبال است و شرايط رطوبتي و برودتي شديد تهران نيز مزيد بر علت است، به عرض ميرساند كه اين مجموعه از قبول برنامه مذكور معذور بوده و امكان نگهداري و ارائه خدمات را با اين روش نخواهد داشت. اين منطق كه قبل از برنامهريزي و ايجاد توقع و انتظار در تيمها و علاقهمندان ورزش بايد هماهنگي لازم با استاديوم وجود داشته باشد امري مسلم به نظر ميرسد. لذا انتظار ميرود دستور فرماييد نسبت به لغو برنامه اعلام شده اقدام و مراتب را از طريق رسانههاي عمومي اعلام فرمايند.بديهي است مسئوليت عواقب اينگونه برنامهريزيها كه كوچكترين هماهنگي و توجهي به نظرات مجموعه در آن لحاظ نشده، به عهده آن فدراسيون خواهد بود.
حسن ضياءآذري
مدير مجموعه ورزشي آزادي
اين نامه يا امثال چنين نامههايي نشانه دلسوزي مسئولان امر نسبت به مسئوليتهاي محوله خود است و مسئولان بلندپايه مملكتي نيز بايد به چنين دلسوزيهايي احترام بگذارند.مسئله چمن مجموعه ورزشي آزادي، ما را بر آن داشت تا سري به اين مجموعه بزنيم و با آقاي حسن ضياءآذري مدير اين مجموعه گفتگويي داشته باشيم.
براي اولين سئوال يك تاريخچه از استاديوم آزادي برايمان بگوييد.
آذري: در طول سالهاي 1352 مطالعاتي براي احداث اين استاديوم و اين مجموعه ورزشي شروع شد و اين استاديوم از سال 1353 تا 1355 ساخته شد و براي بازيهاي 1974 آسيايي ميزباني پذيرفت .
آيا زمين چمن آزادي كه شما مديريت آن را برعهده داريد، با استانداردهاي جهاني برابري ميكند؟
آذري: قطعا همينگونه است.استاندارد دين 35-0-18آلمان در اين زمين اجرا شده، نگهداري و متدهاي نگهداري هم اگر در حد استانداردهاي دنيا و چه بسا بالاتر از استانداردهاي جهاني نبود، مسلما اين زمين با اين كيفيت حتي پنج سال هم دوام نميآورد.
با توجه به اينكه زمين ورزشي مخارج و استهلاكاتي را به همراه دارد، دولت نهم چه بودجهاي را براي شما در نظر ميگيرد؟
آذري: مقوله فوتبال، هفت دوره است كه به نام حرفهاي خوانده ميشود. يك تعامل و رفتار حرفهاي نبايد به صورت آماتور و غيرحرفهاي باشد يعني بايد سازوكارهايش هم حرفهاي باشد. آنچه را كه ميتوان مطرح كرد، اين است كه چنين مجموعه اي نبايد به دولت و زيرمجموعههاي دولتي وابسته باشد. بايد خودش درآمد ايجاد كند و بتواند خودش را سرپا نگه دارد. البته بحث نگهداري چمن زمين فوتبال يك مقوله جداست و بحثهايي مانند نگهداري خود استاديوم فوتبال و نگهداري مجموعه ورزشي آزادي هم مقولههاي جدايي هستند. اينها مكمل يكديگرند يعني تا چمن، خوب نگهداري نشود، استاديوم مفهومي نخواهد داشت. در سال 1381 چمن مجموعه آزادي در حال بازسازي بود و چيزي حدود يك سال و حتي بيشتر زمان صرف آن شد و چون چمن آمادگي برگزاري مسابقات را نداشت، يك استاديوم كه چندين ميليارد تومان ارزش داشت، معطل و بيكار مانده بود.از سوي ديگر اطراف زمين شماره 2 آزادي كه از يك چمن فوقالعاده مرغوب برخوردار است سكويي وجود ندارد. همه اينها لازم و ملزوم يكديگرند و هريك بدون ديگري بيمفهوم است. حتي اگر چمن باشد سكو هم باشد ولي بقيه امكانات مانند پاركينگ، معابر، دسترسيهاي ترافيكي و... نباشد، بازهم مفهوم ندارد. پس به طور كلي همه مواردي كه در بالا گفته شد، لازم و ملزوم يكديگرند. ما سعي داريم از طريق نگهداري چمن استاديوم يكصد هزار نفري براي بازيهاي ليگ حرفهاي و در آمد حاصل از آن اين مجموعه را سرپا نگه داريم و قرار نيست دولت در اين امر به ما كمك كند. اين منطق بايد در فوتبال و مسئولان ما جا بيفتد كه هزينههاي محل برگزاري بايد در سبد هزينههايشان در نظر گرفته شود مثلا اينكه دولت بايد هزينهاي متقبل شود تا يك بازيكن از ليگ يك كشور وارد تيم ايران شود، اصلا وظيفه دولت نيست، ليگ بايد از دل خودش هزينههايش را استخراج كند.
به نظر شما اين هزينهها از دل ليگ درميآيد و اگر پاسخ مثبت است به چه صورتي؟
آذري: اگر منطقي عمل شود، بله. اگر درآمدها درست تحصيل شود و واقعي ديده و وصول شود و نگرش مديران به فوتبال در باشگاهها و در فدراسيون، همه حرفهاي شود ليگ هزينههاي خودش را درميآورد تا جايي كه حتي سود هم ميدهد.
آيا استاديوم آزادي جزو استاديومهاي مطرح جهان است؟
آذري: بله، استاديوم آزادي طبق نظرسنجي كه فيفا اعلام كرده، جزو استاديوم هاي رده بالا است.
ويژگيهاي يك استاديوم خوب بالاخص در امر فوتبال چه چيزهايي است؟
آذري: رضايتمندي بازيكن و رضايتمندي تماشاگر.
آيا اين رضايتمندي وجود دارد؟
آذري: قطعا رضايتمندي بازيكن وجود دارد. رضايتمندي تماشاگر هم حدود پنجاه درصد وجود دارد، البته با يك ديد بدبينانه. من خود را مكلف به اين ميدانم كه امكانات رفاهي را در اين مجموعه ايجاد كنيم تا مردم رضايتمندي بالايي را از بودن در اين مجموعه پيدا كنند، البته ما نميتوانيم رضايتمندي تماشاگر را صددرصد فراهم كنيم. مثلا مسير رفت و آمد افراد از لحاظ دوري و نزديكي در اين رضايتمندي تاثير دارد همچنين وضعيت حمل و نقل شهري در رضايتمندي بسيار مهم است يعني اگر مثلا فرد با اتومبيل شخصي خود و با يك اعصاب و روان آرام به اين مكان بيايد، بدون شك از آمدن به اينجا احساس رضايت ميكند اما اگر در مسير دچار تنش شود، همين تنش را با خود به اين مكان منتقل ميكند پس همه اينها به نوعي در رضايتمندي تماشاچيان موثر است. بحث حمل و نقل شهري در رضايتمند شدنشان بسيار موثر است. پس آرامش رواني انسانها به تنهايي خيلي موثر است.
نظر شما در مورد اينكه در بعضي از بازيها تيم بازنده يا طرفداران آن، زمين بازي را علت باخت ميدانند، چيست؟
آذري: ما حدود پنج، شش سال است كه در ورزشگاه آزادي چنين صحبتهايي را نداريم، شايد اين حرف براي زمينهايي غير از زمينهاي ورزشي شهر تهران باشد. اگر هم ما ميگوييم بازيها را زياد پشت سر هم نگذاريم، به خاطر اين است كه ميخواهيم زمينها از بين نرود تا دوباره چنين صحبتهايي به ميان نيايد چون يادمان نرفته كه تيمهاي بزرگي با رهبري مربيهاي بزرگ قبل از اينكه اين زمينها را اصلاح كنيم، در اين زمينها باختند و همه اين تيمها پس از بازي گفتند ما به تيم مقابل نباختيم، ما به زمينها باختيم. اگر نتوانيم اين زمين را خوب نگه داريم، دوباره ممكن است آن اتفاقات بيفتد.
به نظر شما فاصله زماني براي نگهداري زمين بين دو بازي چقدر است؟
آذري: ما گفتيم كه بين هر بازي، يك هفته زمان لازم است يعني اگر بخواهيم تضميني از آن نگهداري كنيم، يك هفته زمان لازم داريم. در حالي كه ميبينيم از 26/11/86 تا 3/12/86 در طول يك هفته، چهار بازي انجام ميگيرد. وقتي بازيها به اين صورت انجام شود، خودمان باعث خرابي چمن و زمين ورزشگاه شدهايم و جاي هيچ گلهاي در هيچ رسانهاي نيست.
علت اينكه جايگاه تماشاچيان و صندليهاي طبقه دوم استاديوم آزادي هنوز تكميل نشده چيست؟
آذري: اين قسمت از اول تا به امروز بدون صندلي بوده، يعني هنوز فرصت نشده كه براي تكميل اين قسمت اقدام كنيم و در اولويت ما نبوده. در خيلي از استاديومهاي دنيا براي طبقه دوم صندلي گذاشته نميشود. انشاءا... با گذشت زمان و در فرصت مناسب اين كار را خواهيم كرد.
در مورد خسارتهايي كه در بعضي از بازيها تماشاگرنماها براي استاديوم ايجاد ميكنند، كمي برايمان صحبت كنيد. همچنين بگوييد كه اين خسارتها بيشتر در بازي بين چه تيمهايي به وجود ميآيد؟
آذري: اين خسارتها معمولا توسط طرفداران تيمهاي تهراني و به صورت عمده تيمهاي استقلال و پرسپوليس به وجود ميآيد. آييننامه انضباطي فدراسيون فوتبال در سال 1384 تصويب شد كه از تصويب آن چيزي حدود دو سال ميگذرد. البته اين نام «تماشاگرنما» يك كلمه بيمفهوم است. اين خسارتها را تماشاگران به وجود ميآورند يعني خودمان داريم اين كار را ميكنيم. متاسفانه همه بحثهايي كه گفته شد از قبيل ترافيك، حمل و نقل ، كمبود امكانات رفاهي و از سوي ديگر خوب بازي نكردن بازيكن و عدم داشتن داور مناسب، باعث ميشود كه بعضي رفتارهاي ناهنجار از بعضي انسانها سر بزند. اگر ميخواهيم رفتارهاي ناهنجار خوب شود، بايد شرايط را تغيير دهيم نه اينكه خودمان را فريب دهيم و بگوييم يك عده تماشاگرنما دست به چنين اقداماتي زدهاند. نه، تماشاگران اين كار را نكردهاند، ما خدمات خوب نميدهيم، خوب بازي نميكنيم، خوب داوري نميكنيم، حمل و نقلمان ضعيف است وبا اين كارها در مردم ايجاد تنش كردهايم. به هر حال مردم يك گنجايشي دارند و شايد كاري انجام دهند كه اگر در شرايط عادي به آن كار فكر كنند، از انجام آن پشيمان شوند. پس بياييم به طور واقعي به اين مسئله نگاه كنيم و زمينههاي بروز رفتار ناهنجار را در اين مورد كم كنيم.
به نظر شما چگونه ميتوان از ورود وسايل خطرناك مانند مواد محترقه و... به داخل ورزشگاهها جلوگيري كنيم؟
آذري: بازرسي بدني چيزي است كه در تمام دنيا صورت ميگيرد. البته قبل از هر كاري بايد فرهنگ جامعه را بالا ببريم كه كسي اقدام به چنين كارهايي نكند ولي باز هم عدهاي هستند كه دست به چنين اقداماتي ميزنند كه بايد از طريق بازرسي بدني جلوي چنين افرادي گرفته شود. در كشورهاي غربي به بهانه مبارزه با تروريسم، اين بازرسيهاي بدني را چندين برابر شدت دادهاند. در تمام دنيا اين بازرسيها را با استفاده از وسايل الكترونيكي و حتي با دست انجام ميدهند.
از طرف ديگر با خسارتهايي كه وارد ميشود، بايد طبق آييننامه انضباطي فدراسيون فوتبال برخورد شود. تبصره ذيل ماده 71 (ماده 71 در مورد تنبيهات تخلفات تماشاگران است كه براي باشگاهها و براي طرفداران فوتبال نوشته شده، پس ضمانت اجرايي اين آييننامه به مردم برنميگردد و به باشگاهها مربوط ميشود) ميگويد: بيانضباطي، عدم رعايت مقررات در داخل يا خارج ورزشگاه، قبل، بعد و هنگام برگزاري مسابقه توسط تماشاگران، هجوم يا سعي آنها براي ورود به زمين، پرتاب ترقه و مواد آتشزا يا اشياي خطرناك به داخل زمين يا به تماشاگران ديگر، سر دادن شعارهاي نژادپرستانه و ضداخلاقي و مغاير با شئونات اخلاقي و اسلامي مستوجب تنبيهات موضوع ماده 32 آييننامه عليه تيم منتسب خواهد بود. (درماده 32، جرايم از جرايم سبك مانند تذكر و... تا حذف شدن و رفتن به ليگ دسته دو نوشته شده) در تبصره اين ماده از قانون فدراسيون فوتبال آمده در صورتي كه اعمال فوقالذكر، خساراتي را موجب شود پس از اثبات ميزان آن در كميته انضباطي، باشگاه منسوب ،مكلف به جبران خواهد بود يعني تماشاگران يك تيم مشخص هستند و هيچ باشگاهي نميتواند تماشاگران خود را انكار كند.
اين آييننامه يك آييننامه مترقي است چون سازوكارها را بسته و راه را براي چنين تخلفاتي بسته نگه داشته. البته هركسي دوست دارد كه اين آييننامهها و اين قوانين اجرا شود چون منافع همه ما در سايه قانون است.
|