هوا بشدت سرد بود. سوز و سرماي هوا نفس هر آدمي را ميگرفت. بالاخره به كوچه 47 رسيدم. سربالايي خيابان يك طرف و سربالايي كوچه از طرف ديگر خستگي را دوچندان ميكرد. به هرحال بايد اين سربالايي را پشت سر ميگذاشتم تا به لوكيشن برسم. از دور تاكسي سمند زردرنگي را ميبينم كه چهرهاي آشنا از آن پياده شد.
كميكه دقت ميكنم، متوجه حضور آتنه فقيه نصيري ميشوم. به نيمههاي كوچه ميرسم و از سربالايي كوچه به نفس نفس ميافتم. از دور كسي با دست اشاره ميكند كه نزديك نشوم و من خود را پشت درختي ميرسانم تا مزاحم ضبط آن سكانس نشوم. دقايقي بعد از شنيدن اين جمله كه «الان ميتوانيد رد شويد» به گروه ملحق شدم.
هوا آنقدر سرد بود كه حتي چاي داغ ديشلمه هم نميتوانست گروه را گرم كند و تنها عامل گرمابخش در سر صحنه سريال نشاني، صميميتي بود كه بين اعضاي گروه وجود داشت. اگر اين سريال به پخش نوروزي برسد نتيجه تلاش گروه را ميبينيد.
در انتهاي كوچه 47 مغازهاي نسبتا كوچك قرار داشت كه يكي از لوكيشنهاي مجموعه بود. پس از سكانس پياده شدن آتنه فقيه نصيري از ماشين، زمان استراحت كوتاهي ميان گروه اعلام شد.
فرصت را مغتنم ميشمارم و گفتگويي با مجيد اوجي، تهيهكننده مجموعه انجام ميدهم. اوجي در ابتدا درباره داستان نشاني ميگويد: «اين سريال زندگي دو خانوادهاي را روايت ميكند كه درگير مسائلي ميشوند كه لحظات تلخ و شيريني را رقم ميزند».
وي با اشاره به لوكيشنهاي مجموعه گفت: «لوكيشنهاي مجموعه تلويزيوني «نشاني» در سه بخش رامسر، تهران و خارج از كشور قرار دارد. سكانسهاي مربوط به رامسر تمام شده و تصويربرداري در تهران هم ادامه دارد».
تهيهكننده مجموعه تلويزيوني نشاني با اشاره به سريالهاي مناسبتي تصريح كرد: «نشاني يكي از سريالهاي مناسبتي به شمار ميرود، اما شرايط كار مناسبتي را ندارد؛ چرا كه بسياري از كارهاي مناسبتي در دقيقه 90 شروع به كار ميكنند، اين در حالي است كه اين سريال از چند ماه زودتر كار خود را آغاز كرده تا در فرصت بيشتري كار را آماده كند».
هماهنگي نسبتا خوبي در تركيب بازيگران وجود داشت. دليلش را كه پرسيدم اوجي پاسخ داد: «تركيب مناسب بازيگران به دليل هماهنگي ميان من و رامبد جوان است كه سعي كردم شرايط حضور بازيگران مورد نظر وي را فراهم كنم كه خوشبختانه مشكلي در اين باره نداشتم».
اوجي در پاسخ به اين پرسش كه چرا گاهي اوقات برخي بازيگران هميشه در نقشهاي مثبت يا منفي ظاهر ميشوند، گفت: البته اين موضوع شامل بازيگران و شخصيتهاي مجموعه ما نميشود به عنوان مثال رامبد جوان كه هميشه شاهد حضورش در نقشهاي طنز بوديم، در سريال نشاني ايفاگر نقش يك شخصيت جدي است و در مقابل داوود رشيدي و پرويز پورحسيني كه هميشه در كارهاي جدي حضور داشتند، در اين مجموعه نقشهاي طنز را ايفا ميكنند.
وي افزود: «البته گاهي اوقات چهره و نوع نگاه به بازيگر هم در ايفاي نقش كمك ميكند. برخي از چهرهها مهربان است و نميتوان از آن چهره انتظار خشونت را داشت و حتي براي مخاطب هم غيرقابل باور است و اين اتفاق در همه جاي دنيا مرسوم است».
حرفهاي فلسفي
بيش از اين وقتش را نميگيرم و به سراغ ديگر عوامل ميروم كه مشغول صرف ناهار هستند.
داوود رشيدي در گوشه سمت راست بنگاه املاكي پشت ميز نشسته است. جلو ميروم و احوالپرسي ميكنم. وي با اشاره به نقش خود گفت: «نقش پدر خانوادهاي را با عنوان «حميدي» ايفا ميكنم كه بازنشسته ارتش است و در حال حاضر به كمك دامادش يك آژانس املاك را اداره ميكند».
وي با اشاره به ويژگيهاي هر نقش گفت: «اين يك بحث پيچيده و فلسفي است و سالها فيلسوف بزرگ فرانسوي ديدرو به بررسي درباره آن پرداخته بود، اين كه بازيگر زماني كه در قالب نقش خود قرار ميگيرد، آيا شخصيت خود را فراموش ميكند يا اين كه اگر اين نقش را فرد ديگري ايفا كند، به چه صورت بازي ميكند، در هم آميختن اين دو پيچيده است».
اين بازيگر تصريح كرد: «در هر نقشي محدوديت و آزاديهايي وجود دارد كه اين محدوديتها بايد بسيار با دقت انجام شود و نقش را به گونهاي ايفا كند كه براي مخاطب قابل باور باشد. به اين معنا كه مخاطب متوجه محدوديتهاي نقش نشود كه به نظر بحث پيچيدهاي است».
وي عنوان كرد: «در وهله اول كارگردان بايد دقت بسياري بر ايفاي نقش بازيگران داشته باشد، به اين معنا كه كارگردان چشم بيدار كار است و سپس بازيگر قبل از ايفاي نقش خود بايد تحقيق كند و شناخت لازم را از نقشاش داشته باشد كه البته كار سختي نيست». رشيدي تاكيد كرد: «در همه حال هر دو نقش مثبت و منفي را تجربه كردهام كه هيولاي درون تجربه من در نقش منفي بود. معتقدم چهره از جمله مواردي است كه باعث ميشود به بازيگر نقشهاي مثبت و يا منفي را پيشنهاد دهند. البته گاهي اوقات هم استثنايي وجود دارد كه برخي بازيگران هر دو نقش مثبت و منفي را تجربه ميكنند».
سكانس 57، نگاه روز، داخلي
حميدي: اومد... بشين سر جات... خودتو مشغول نشون بده فكر نكنه ما مشتري نداريم.
(محسن پشت ميز كارش مينشيند و خود را مشغول كار نشان ميدهد، حميدي گوشي تلفن را برداشته و صحبت ميكند)
حميدي: بله... مورد رو پسنديديد؟
(ليلا وارد مغازه ميشود)
ليلا: hi
محسن: hi
حميدي كه همچنان به ظاهر با تلفن حرف ميزند، به علامت سلام براي ليلا دستي تكان ميدهد.
حميدي: براي عقد قرارداد؟ .... صبح نه وقتمون پره... بعدازظهر تشريف بياوريد.... بله .... خدانگهدار.
ليلا: (رو به محسن) آقامحسن.... امروز چيزي هست ببينم يا نه؟
كات. از اول نور مناسب نبود.
برداشت دوم... سوم... چهارم... وسواسهاي رامبد جوان برداشت اين سكانساش را كمي طولاني ميكند. از آنجا كه او كارگردان خوشاخلاقي است، با روي باز ميگويد: دقت كنيد. نور، صدا، تصوير، شروع... .
كات.... انگار مشكلي پيش آمده كه دقايقي استراحت اعلام ميشود.
به بيرون از پنجره نگاه ميكنم. فلورا سام را ميبينم كه از شدت سرما داخل ماشين نشسته است. از لوكيشن مغازه بيرون ميروم تا با او درباره نشاني گپ كوتاهي بزنم. مرا به داخل ماشين دعوت ميكند. سر صحبت را باز ميكنم و ابتدا از طرح اوليه فيلمنامه ميپرسم. فلورا سام نويسنده و يكي از بازيگران سريال است.
او ابتدا از نحوه نگارش فيلمنامه چنين گفت: «هدف از نوشتن فيلمنامه نشاني اين بود كه نشان دهم چگونه فرهنگهاي مختلف در كنار هم قرار گرفته و از خوبيهاي هم تاثير ميگيرند. وي افزود: بسياري از فرهنگهاي ايراني همچون احترام به بزرگترها و... كمرنگتر شده و بايد به نوعي بتوانيم اين گونه فرهنگها را در داخل و خارج از كشور احيا كنيم».
نويسنده مجموعه تلويزيوني «نشاني» تصريح كرد: «قلم پرنيروترين سلاحي است كه در دنيا وجود دارد و حتي در قرآن هم خداوند به قلم قسم خورده است. در واقع قلم از كارايي بالايي برخوردار بوده، به همين دليل كسي كه به سوي نگارش، پژوهش و تحقيق ميرود، رسالت بزرگي را به عهده دارد».
وي با اشاره به وجه تمايز اين فيلمنامه با ديگر فيلمنامههايش گفت: «اگر فيلمنامه «نشاني» را با «مشق عشق» مقايسه كنيم، ميبينيم كه مشق عشق ملودرام خانوادگي بود اما نشاني داراي مايههاي طنز است».
سام تصريح كرد: «در اين فيلمنامه شخصيتها را به گونهاي چيدهام كه در عين جدي بودن كارهايي را انجام دهند كه اين اتفاقات لحظات طنزي را به وجود بياورد. وي تاكيد كرد: در مجموعه نشاني هيچ اجباري به خنداندن مخاطب نداريم و با ايجاد موقعيتهاي طنز خنداندن را به عهده مخاطب گذاشتهايم كه هر وقت دوست داشت، بخندد».
سام با اشاره به نقش خود در اين مجموعه گفت: «ليلا شخصيت اصلي داستان است و در اطراف ليلا شخصيتهاي مختلفي وجود دارد كه من يكي از اين شخصيتها هستم كه خودم هم با مشكلات خانوادگي دست به گريبانم، اما سعي ميكنم ليلا را در حل مشكلاتش كمك كنم». وي در ادامه تاكيد كرد: «متاسفانه كارگردانهاي ما در انتخاب بازيگران تنبل هستند و بيشتر به سراغ بازيگراني ميروند كه تجربه بازي در يك نقش را دارند».
گروه همچنان مشغول هستند، اميرحسين صديق در حال گريم شدن است. از او ميخواهم درباره نقشاش در سريال نشاني برايمان بگويد.
وي در اين باره گفت: «من نقش محسن، داماد خانواده حميدي را ايفا ميكنم كه البته مشابه اين نقش را در سريال «داستان يك شهر» كه چند سال پيش از شبكه تهران پخش شد، ايفا كردهام».
وي افزود: «به عنوان بازيگر همه تلاش خود را به كار ميبندم تا مخاطب نقش مرا باور كند، البته سعي نميكنم خودم را به شخصيت محسن نزديك كنم، بلكه تلاشم اين است براساس تشابهي كه اين نقش با اطرافيانم دارد، شخصيتسازي كنم».
بازيگر نقش داماد خانواده حميدي در مجموعه نشاني تصريح كرد: «به نقش منفي بيش از نقش مثبت علاقهمندم، چرا كه نقشهاي مثبت سفارشي، سانسورشده و كليشهاي هستند، به همين دليل نقش منفي جاي كار بيشتري دارد و از جذابيت خاصي برخوردار است. اين را هم بايد بگويم كه شخصيت محسن هم مثبت است و هم منفي».
صديق تاكيد كرد: «كارهاي طنز را دوست دارم و اميدوارم ويژگي كار طنز را در ايفاي نقشم داشته باشم، به هرحال جامعه با توجه به اوضاع و احوالي كه دارد، نيازمند ديدن كار طنز است و اگر كار طنز از تركيب بازيگران مناسب، كارگرداني صحيح و فيلمنامه پرمحتوايي برخوردار باشد، ميتواند جذاب باشد».
گريم چهره صديق به پايان ميرسد. رامبد جوان به گروه آمادهباش ميدهد و كمكم گروه براي ضبط آماده ميشود.
در سريال نشاني بازيگراني همچون داوود رشيدي، پروانه معصومي، رامبد جوان، آتنه فقيه نصيري، اميرحسين صديق، فقيه سلطاني، برزو ارجمند، فلورا سام، پرويز پورحسيني و كورش تهامي ايفاي نقش ميكنند.
از ديگر عوامل سازنده اين سريال ميتوان به تصويربردار: سهيل نوروزي، تدوين: سيامك مهماندوست، صدابردار: محمد عليزاده، طراح صحنه و لباس: پيام حسينسوري، طراح چهرهپردازي: احسان روناسي، شيوا پاكنيت، عكاس: فريال اوجي، مديرتوليد: امير ملكي و مدير تداركات: عباس دقاقي اشاره كرد.
مفرح و البته شاد
در فرصت كوتاه بين گرفتن دو پلان با رامبد جوان، كارگردان مجموعه گفتگويي ميكنم. آخرين كاري كه از رامبد جوان در تلويزيون شاهد بوديم، مجموعه تلويزيوني «گمگشته» بود كه حدود چند سال پيش از شبكه سوم سيما پخش شد.
وي در ابتدا گفت: دو مجموعه تلويزيوني با عنوان «جاده باريك» و «باغ بلور» را در سال 81 ساختم كه به دلايلي پخش نشد. اين كارگردان تصريح كرد: دو سريال مذكور بنا به سفارش ستاد كاهش تقاضاي مواد مخدر تهيه و توليد شد، اما متاسفانه پخش آن متوقف گرديد.
وي در ادامه درباره سريال نشاني گفت: مجموعه تلويزيوني «نشاني» كار مفرح و شيريني است كه از متن روان و بازيگران توانا برخوردار است.
جوان تاكيد كرد: لودگي و هجو گونهاي از نمايش است و نبايد گفت كه سخيف است، شايد ما اين گونه از نمايش را نپسنديم، اما دليلي بر نفي آن وجود ندارد. گروه در حال آماده شدن است كه ناگهان فريادي از سوي رامبد جوان بلند ميشود. نگاهها به سمت او ميرود و وي تنها يك لبخند نثار همه ميكند كه چيزي نيست، قسمتي از شلوارم به بخاري خورد و سوخت و همه يكدفعه زير خنده ميزنند.
|