ريچارد ويدمارک که براي بازي در فيلم گانگستري "بوسه مرگ" نامزد اسکار شد و در فيلم "جيببر خيابان جنوب" نقش يک خلافکار خردهپا را بازي کرد هفته گذشته در منزل خود در ايالت کانکتيکات آمريکا در 93 سالگي درگذشت.
سوزان بلنچارد همسر ويدمارک از ارائه جزئيات بيماري او خودداري کرد و گفت مراسم تدفين بازيگر فقيد به طور خصوصي برگزار ميشود.
ويدمارک که عموما در نقش شخصيتهاي متلاطم ظاهر ميشد، سال 1948 براي بازي در نقش يک قاتل رواني در فيلم "بوسه مرگ" به کارگرداني هنري هاتاوي که اولين نقشآفريني او در سينما بود نامزد اسکار بهترين بازيگر نقش مکمل مرد شد. او در اين فيلم با ويکتور ماتيور همبازي بود و بخاطر حضور در اين فيلم جايزه گلدن گلوب بهترين بازيگر آيندهدار آن سال را برد.
ويدمارک که تماشاگران سينما او را بيشتر با نقشهاي منفي به ياد مي آورند، سال 1948 نيز در فيلم نوآر "رستوران بين راه" به کارگرداني ژان نگولسکو بار ديگر نقش شخصيتي آشفته را بازي کرد، اما با حضور در نقش قهرمان بدبين فيلم "جيببر خيابان جنوب" (1953، ساموئل فولر) بود که نام خود را به عنوان بازيگري مطرح سر زبانها انداخت.
پرسوناي تلخ ويدمارک به خوبي با فيلمهاي وسترن سازگار بود که نمونه آن دو فيلم مطرح "دو نفر با هم تاختند" (1961، جان فورد) و "پاييز قبيله شاين" (1964، ج. فورد) بود. او در فيلم پليسي "مديگان" (1968، دان سيگل) که داستان آن در محله هارلم منهتن روي ميداد، نقش کارآگاه دانيل مديگان را بازي کرد.
ويدمارک 26 دسامبر 1914 در سانرايز ايالت مينهسوتا به دنيا آمد و در شهر پرينستن در ايالت ايلينويز بزرگ شد. او بعدها در کالج ليک فورست در شمال شيکاگو ثبتنام کرد و در آنجا بود که به بازيگري علاقهمند شد. ويدمارک سال 1938 دانشآموخته شد و سپس شروع به فراگيري دروس بازيگري کرد.
او پس از مدتي در يک نمايش راديوي به نام "داستانهاي واقعي عمه جني" در نيويورک شغلي به دست آورد و پنج سال بعد و در 1943 با نمايش "بگو" براي اولين بار در برادوي ظاهر شد. ويدمارک به خاطر پارگي پرده گوش از خدمت سربازي معاف شد که همزمان با جنگ جهاني دوم بود.
ويدمارک چهار سال بعد و در 1947 با بازي در نقش تامي اودو، جاني رواني فيلم "بوسه مرگ" پا به هاليوود گذاشت و به دنبال موفقيت اين فيلم با کمپاني فاکس قرن بيستم قراردادي هفت ساله امضاء کرد. او پس از بازي در نقش منفي فيلم "رستوران بين راه"، در فيلم "بن بست" (1950، جوزف ال. منکه ويتس) نيز بار ديگر نقشي منفي و اين بار نقش يک نژادپرست کثيف را ايفاء کرد که براي پزشکي سياهپوست و جوان با بازي سيدني پواتيه مشکل ايجاد ميکرد.
او استاد بازي در نقش شخصيتهاي فولادين بود و در ژانرهاي مختلف به تناوب در چنين نقشهايي ظاهر شد که نمونه آن فيلم جنگي "تالارهاي مونتهزوما" (1951، لوييس مايلستون)، کمدي رومانتيک "تونل عشق" (1958، جين کلي) و دو فيلم وسترن "آسمان زرد" (1948، ويليام اي. ولمن) و "نيزه شکسته" (1954، ادوارد دميتريک) بود.
ويدمارک در دهه 1950 با تاسيس کمپاني هيث پروداکشنز به تهيهکنندگي روي آورد که درام دادگاهي "محدوده زماني" 1957 و تريلر جاسوسي "شيوههاي مخفيانه" 1961 حاصل اين دوره هستند. او در همان سالها در فيلمهايي چون "محاکمه در نورمبرگ" (1961، استنلي کريمر) و "حادثه بدفورد" (1965، جيمز بي. هريس) نقشآفريني کرد.
موقعيت کاري ويدمارک در دهه 1970 دچار افت شد، هرچند او در اين سالها نيز در مجموعه تلويزيوني "مديگان" 73-1972 که بر مبناي فيلم سينمايي تحسينشده با حضور خود وي ساخته شد و فيلمهايي مانند "جنايت در قطار سريعالسير شرق" (1974، سيدني لومت) و "رولر کوستر" (1977، جيمز گلدستن) نقشهايي مهم به عهده داشت.
ويدمارک سالهاي آخر عمر خود به طور پراکنده در سينما و تلويزيون نفشآفريني مي کرد. او در 1987 به مجله پاريد گفت: "پيري باعث شده کل روند ساخت يک فيلم براي من به نظر آزارنده بيايد. ديگر تحمل ندارم. چند سال ديگر بيشتر زنده نيستم. ديگر نميخواهم براي دو دقيقه فيلم، 12 ساعت سر صحنه فيلمبرداري باشم."
ويدمارک مواقع بيکاري را کنار همسرش در يک مزرعه پرورش اسب در هيدن ولي در کاليفرنيا يا مزرعهاي در کانکتيکات ميگذراند. او با فيلم "رنگهاي واقعي" (1991، هربرت راس) با بازي جان کيوساک و جيمز اسپيدر براي هميشه با دنياي سينما خداحافظي کرد.
|