در کارنامه سیدرضا میرکریمی که این روزها فیلم سینمایی "به همین سادگی "را بر پرده سینماها دارد، میتوان نوعی تجربهگرایی در انتخاب مضمون و ارتقاء مهارتهای فیلمسازی را در کنار حضور مذهب و سنت و تعامل آن با جامعه روز مورد توجه قرار داد.
میرکریمی فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه تهران است و سینما را از سال 75 با ساخت فیلم کوتاه آغاز کرد. اولین فیلم سینمایی کارنامه او سال 78 با نام "کودک و سرباز" ساخته شد که هر چند مورد توجه قرار گرفت، اما سالها از اکران عمومی دور ماند.
در کارنامه پنج فیلمی میرکریمی برجستهترین وجه آن نوعی تجربهگرایی در انتخاب مضامین و ارتقاء مهارتهای فیلمسازی در کنار حفظ مولفههایی درونی و ریشهای در کلیت کار است. مذهب و سنت و تقابل آن با جامعه روز را میتوان مهمترین دغدغه میرکریمی در مجموعه آثارش دانست که هر بار نمودی خاص و متفاوت پیدا کرده است.
او با بسط یک رابطه انسانی بین یک سرباز وظیفه و نوجوانی بزهکار آغاز کرد و پس از آن به مسائل قشر روحانی پرداخت. رابطه انسان سادهدل با اجتماع که به زعم او برای ظهور امام عصر (عج) هنوز آماده نیست، مکاشفه یک پزشک با ماوراء و نهایتاً بحران و تردیدهای زنی خانهدار مجموعه روابط و شخصیتهایی هستند که نگاه میرکریمی شامل حال آنها شده است.
کودک و سرباز" با فیلمنامه محمد رضایی راد فیلمی ساده و روان است آن هم در سالی که تب همراهی شخصیتهای متضاد با بار دراماتیک کمرنگ اینچنین داغ نشده بود و تازگی خاص خود را داشت. فیلم با انتخاب مقطع روزهای پایانی سال به نوعی نیاز سرباز وظیفه را برای گذران شب تحویل سال در کنار خانواده در تضاد با وظیفه تحویل نوجوان بزهکار به پاسگاه قرار میدهد
الگویی آشنا البته در سینمای جهان که برای سینمای ایران نو بود و در این همراهی به تأثیرگذاری بطئی این دو آدم بر یکدیگر میانجامید نه تحولی چشمگیر. این فیلم در کارنامه میرکریمی هم مهجور واقع شد و با دور ماندن از اکران عمومی، هفت سال را در انتظار گذراند تا بالاخره در دیماه 85 به نمایش عمومی در چند سینمای محدود درآمد.
از جوایز این فیلم میتوان به جایزه ویژه هیئت داوران به عنوان بهترین فیلم بخش مسابقه سینمای ایران و دیپلم افتخار بهترین بازیگر نوجوان بخش مسابقه بینالملل جشنواره فیلم کودک، دیپلم افتخار بهترین کارگردان هجدهمین جشنواره فیلم فجر، کتاب زرین و 30 سکه از سیامین جشنواره فیلم رشد و جایزه بهترین بازیگر نوجوان و فیلم از جشنواره سهقاره نانت اشاره کرد.
"زیر نور ماه" محصول سال 79 با فیلمنامهای از میرکریمی است. فیلمی که هم در زمان خود و هم در حال حاضر از معدود آثاری است که فرصت سرک کشیدن به زندگی قشر روحانی را پیدا کرده البته در نقطه مقابل فیلم "مارمولک" که با نگاه کمدی به این موقعیت و قشر نزدیک شد.
فیلم تردیدهای یک طلبه را در آستانه ملبس شدن به لباس روحانیت تصویر میکند که باعث میشود زندگی روزمرهاش در حوزه به نقاط خاص اجتماع پیوند بخورد. میرکریمی در فیلم به نوعی دغدغههای شخصی خود را در باب مذهب شفاف طرح و انتقادات ظریفش را در لحظات کاری وارد میکند تا این بار قشر روحانی نه از موضع قدرت بلکه از جایگاه شخصی به تصویر درآید.
او در "زیر نور ماه" دیدگاه خود را از گره خوردن زندگی مردم عادی، حاشیهای و گاه سیاه جامعه با قشر روحانی آسیبشناسی میکند و میتواند با پایان دادن به تردیدهای شخصی طلبه جوان، به نوعی تصویری ایدهآل از همراهی این قشر با اجتماع پیرامون ارائه دهد.
"اینجا چراغی روشن است" محصول سال 81 با فیلمنامه میرکریمی ساخته شد. این فیلم هم مانند "کودک و سرباز" پس از نمایش در جشنواره فیلم فجر از اکران عمومی دور ماند و سال گذشته در اکرانی همزمان با فیلم اول توانست با مخاطب ارتباطی بیواسطه برقرار کند.
فیلم داستان جوانی سادهدل و رویاپرداز است که تولیت امامزاده روستا چند روز به او سپرده میشود و او تحت تأثیر خوابهایش برخوردی غیرمتعارف را با امامزاده در پیش میگیرد. انتخاب یک قهرمان سادهدل در کنار روستایی با آدمهای محدود به نوعی کمک میکند روابط و مسائل آدمها ملموس و واقعی و فرصتی برای عینی شدن دغدغههای ذهنی جوان سادهدل فراهم شود.
چوب حراجی که قدرت به امامزاده میزند به طوری که در، پنجره، پارچهها، وسایل و حتی سقف امامزاده از مکانی که به آنها نیازی بیشتر است سر درمیآورند و نهایتاً اسکلت امامزاده که مأمنی برای گوسفندان سرمازده میشود، در انتها به تصویری به شدت نمادین از تعبیر فیلمساز از تعامل دین و مذهب و نشانههای عینی آن در زندگی روزمره مردمان میانجامد.
از جوایزی که این فیلم کسب کرده میتوان به کسب جایزه بینالمذاهب از بخش مسابقه و سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی، فیلمبرداری و نقش اول مرد از جشنواره بیست و یکم فیلم فجر، جایزه بهترین فیلمبرداری از دوره سی و سوم جشنواره بینالمللی فیلم رشد و جایزه بهترین فیلم از دوره چهل و هشتم جشنواره بینالمللی آسیا پاسیفیک اشاره کرد.
"خیلی دور، خیلی نزدیک" محصول سال 83 با فیلمنامهای از میرکریمی و محمدرضا گوهری است. فیلمی که به نقطه اوج کارنامه فیلمساز بدل شد و توانست به نوعی ارتقادهنده مهارت فیلمسازی او شود و نگاه متعادل به باور و آموزههای دینی مذهبی را رقم بزند.
سفر عینی قهرمان فیلم که یک جراح ماهر است برای رسیدن به پسرش در کویر، در عین حالی که دارای کدگذاریهای عینی و واقعی است میتواند با تکیه بر یکسری جزئیات طراحی شده، به سفری نمادین و درونی تعبیر شود. سفری که منزلگاههای میانی در آن نقش حیاتی دارند و نویسنده و فیلمساز توانستهاند از این مهم بهره کافی ببرند.
"خیلی دور، خیلی نزدیک" حضور مسعود رایگان را در سینمای ایران تثبیت و بازیگری تئاتری و معتبر به آن هدیه کرد که در این فیلم بهتر دیده و بدل به چهره شاخص چند سال اخیر شد. این فیلم در بخش مسابقه ملی و بینالملل بیست و سومین جشنواره فیلم فجر جوایز بهترین طراحی صحنه و لباس، صداگذاری، گریم، موسیقی، فیلمبرداری، بازیگر مکمل مرد و بهترین فیلم را برد.
"به همین سادگی" محصول سال 86 با فیلمنامه شادمهر راستین است. فیلم داستان یکروز معمولی از زندگی زنی خانهدار را روایت میکند و هنگامه قاضیانی، مهران کاشانی، صفا آقاجانی، نیره فراهانی، هاله هماپور، نسترن همدمعلی و ... در آن بازی کردهاند. "به همین سادگی" برای نگاه جزئینگرانه به حضور زن سنتی در اجتماع جایگاهی ویژه در پرونده میرکریمی دارد.
فیلمنامه فیلم در بخش مسابقه سینمای آسیا و سینمای ایران جشنواره فیلم فجر سیمرغ بلورین را برد و جایزه بهترین فیلم و بهترین بازیگر زن در بخش سینمای ایران و بهترین کارگردانی مسابقه سینمای آسیا را هم از آن خود کرد. این فیلم همچنین جایزه دوم انجمن روزنامهنگاران مسلمان را به دست آورد.
"به همین سادگی" از سهشنبه 29 اسفند در سینماهای آزادی، استقلال، ایران، فرهنگ، اریکه ایرانیان، سپیده و مرکزی و همزمان در رشت و همدان اکران شده است.
|