قتل پسر بچه 14 ساله توسط 6 نفر از دوستانش
چهارشنبه 1 مهر 1383 - ساعت 18:21

یکی از تلخ‏ترین حوادث اخیر در آمریکا قتل پسر بچه 14 ساله‏ای بود که به شدت جامعه آمریکا را لرزاند. این پسر که کلاس سوم راهنمایی درس می‏خواند، توسط 6 نفر از دوستانش به قتل رسید و مرگ او باعث سروصدای بسیاری در آمریکا و بخصوص کالیفرنیا شد.

 

«تراس دشام ویلیام» از مدت‏ها قبل دلش می‏خواست عضو گروه سرشناس مدرسه‏شان باشد. گروه مورد علاقه او متشکل از 6 پسر همسن وسال او بود که هیچ‏کس بجز خودشان را تحویل نمی‏گرفتند و قوانین خاص خودشان را داشتند. تراس پسر سربه‏راه و نجیبی بود که همیشه دلش می‏خواست عضو اکیپ آنها باشد. از نظر او بچه‏های اکیپ پسرهای با حال و سرزنده‏ای بودند که همه مدرسه از آنها حساب می‏بردند. مدرسه «مورفیس» مدرسه‏ای بود که اکثر بچه‏های آن دسته‏بندی شده بودند و هر کدام از آنها عضو یک گروه خاص بودند. مدیر مدرسه آقای «کیبونس» چندین بار بچه‏ها را تهدید کرد که عضو هیچ گروهی نباشند و همه با هم دوست باشند؛ اما بی‏فایده بود. ترکیب مدرسه طوری بود که هر کس وارد آن می‏شد ناخداگاه باید عضو یک گروه خاص می‏شد. «تراس که بچه‏ آرام و سربه‏راهی بود، دلش می‏خواست عضو گروهی باشد که شر و شوری دارند و روحیه او را عوض کنند. تراس از این که پسر آرام و بی‏سروصدایی بود خسته شده بود و می‏خواست او هم مثل بقیه پسر شیطانی باشد تا همه از او حساب ببرند.
تراس مدت‏ها با 6 عضو گروه دلخواهش در تماس بود؛ اما آنها اصلا تراس را تحویل نمی‏گرفتند و معتقد بودند تراس پسر ترسو و بزدلی است که حضور او در گروه آنها باعث ضرر و افت گروه می‏شود. تراس هرچه سعی می‏کرد آنها را متقاعد کند، بی‏فایده بود و آنها به هیچ صورت او را نمی‏پذیرفتند.
کم‏کم تراس به پسر گوشه‏گیر و تنهایی تبدیل شد که هیچ دوستی نداشت و هیچ کس با او رابطه برقرار نمی‏کرد.
او تصمیم خودش را گرفت و برای بار آخر پیش اکیپ دلخواهش رفت.
رئیس گروه جاناتان که از همه افراد گروه بزرگتر بود 15 سال داشت و تراس را بار دیگر نپذیرفت. او تنها به تراس گفت که اگر بچه شجاعی باشد، می‏تواند عضو گروه آنها شود.
چند روز گذشت؛ تراس فکرهایش را کرد. او تصمیم گرفت پسر شجاعی شود که دیگر لازم نباشد، به اعضای گروه التماس کند تا او را به عضویت گروهشان دربیاورند.
صبح روز بعد تراس بار دیگر سراغ اعضای گروه رفت. همه 6 نفر اعضای گروه در حیاط ایستاده بودند و با دیدن تراس شروع به مسخره کردن او کردند. آنها مثل همیشه تراس را بزدل و ترسو نامیدند و به او گفتند که او ترسو‏تر از آن است که وارد اکیپ قلدر و نترس آنها شود. تراس به آنها گفت تصمیمش را گرفته و برای این که به عضویت این گروه در بیاید حاضر است همه کار بکند.
رئیس گروه به او گفت: اولین شرط عضویت در گروه این است که اوهم خوب کتک بزند و هم از اعضای دیگر گروه کتک بخورد.
تراس آمادگی خود را اعلام کرد و گفت که حاضر است از اعضای گروه کتک بخورد. بچه‏ها 6 نفری روی سر تراس ریختند و کتک مفصلی به او زدند. کتک‏کاری آنها حدود 5 دقیقه طول کشید تا این که ناظم مدرسه آنها را از هم جدا کرد.
پس از اتمام دعوا تراس هنوز روی زمین بی‏حرکت افتاده بود. همه بچه‏ها ابتدا فکر کردند او خود را به بی‏حالی زده؛ اما ظاهرا تراس بیهوش شده بود. چند دقیقه بعد آقای «کیبونس» مدیر مدرسه در محل حاضر شد و بعد از دیدن تراس بلافاصله آمبولانس خبر کرد.
تراس به بیمارستان منتقل شد؛ اما پس از دو ساعت براثر شدت جراحات وارده در گذشت. ظاهرا ضربه بسیار محکمی به قلب او زده شده بود و باعث پاره شدن رگ‏های قلب تراس شده و او به قتل رسیده بود.
دادگاه 6 نفر عضو گروه تشکیل شد. رئیس گروه و دوتن از دوستان صمیمی‏اش به جرم قتل عمد به حبس ابد محکوم شدند. آنها چون بین 13 تا 15 سال سن داشتند رای قطعی برای آنان امکان‏پذیر نبود ودادگاه رای داد تا زمانی که آنها 18 ساله شوند باید در حبس بمانند و در 18 سالگی بار دیگر برای آنان پرونده تشکیل خواهد شد؛ اما به احتمال زیاد سه تن از آنها به حبس ابد و سه تن دیگر به حداقل 20 سال زندان محکوم می‏شوند.




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news10027.html