خدا هم برای انتظام جهان رشوه نمی‏گیرد
هموطن , سه شنبه 8 آذر 1384 - ساعت 12:40

حسین‏خان حاضر است پانصد تومان رشوه بدهد که پسرش را از پیش چشمش در زندان خارج کنند.

 

«فرماندهان کرمان»- چیکده‏های تاریخ - مهدی آملی -آن روز که فرمانفرما، حسین خان بلوچ و فرزند خردسالش را در زندان انداخت و طفل در زندان دیفتری گرفت، افضل الملک به فرمانفرما گفت: حسین‏خان حاضر است پانصد تومان رشوه بدهد که پسرش را از پیش چشمش در زندان خارج کنند. فرمانفرما نپذیرفت و گفت: فرمانفرمای کرمان انتظام مملکت خود را به پانصدتومان رشوه سردار حسین خان بلوچ نمی‏فروشد! طفل پیش چشم پدر درگذشت.
چند روز بعد پسر فرمانفرما هم دیفتری گرفت و کوشش‏ها سودی نداد و با این که پانصد گوسفند نذر کرد افاقه نکرد ومرد.
فرمانفرما در حزن آن نونهال خانواده شوکت هیچ روز و شب نیارمیدی. یک روز که افضل پیش او رفت فرمانفرما از فرط خشم گفت: افضل چه بگویم، توگویی خدایی نیست و پیغمبری نیست و هیچکس نیست وگرنه اگر به خاطر ریش سفید من نبود لااقل به خاطر خانواده‏های فقیری که از پانصد گوسفند فربه‏ ما سیر شدند می‏بایست طفل من نجات یابد. افضل گفت: حضرت والا این فرمایشات را نفرمایند که هم خدایی هست، هم پیغمبری هست و همه چیز هست، منتهی بدانید که: فرمانفرمای کل عالم انتظام مملکت خود را به پانصد گوسفند رشوه فرمانفرمای کرمان نمی‏فروشد...!




روزنامهء هموطن سلام http://www.hamvatansalam.com
آدرس خبر : http://www.hamvatansalam.com/news48291.html