 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
هموطن , سه شنبه 8 آذر 1384 |
|
خدا هم برای انتظام جهان رشوه نمیگیرد
|
| | | |
 | حسینخان حاضر است پانصد تومان رشوه بدهد که پسرش را از پیش چشمش در زندان خارج کنند. | «فرماندهان کرمان»- چیکدههای تاریخ - مهدی آملی -آن روز که فرمانفرما، حسین خان بلوچ و فرزند خردسالش را در زندان انداخت و طفل در زندان دیفتری گرفت، افضل الملک به فرمانفرما گفت: حسینخان حاضر است پانصد تومان رشوه بدهد که پسرش را از پیش چشمش در زندان خارج کنند. فرمانفرما نپذیرفت و گفت: فرمانفرمای کرمان انتظام مملکت خود را به پانصدتومان رشوه سردار حسین خان بلوچ نمیفروشد! طفل پیش چشم پدر درگذشت.
چند روز بعد پسر فرمانفرما هم دیفتری گرفت و کوششها سودی نداد و با این که پانصد گوسفند نذر کرد افاقه نکرد ومرد.
فرمانفرما در حزن آن نونهال خانواده شوکت هیچ روز و شب نیارمیدی. یک روز که افضل پیش او رفت فرمانفرما از فرط خشم گفت: افضل چه بگویم، توگویی خدایی نیست و پیغمبری نیست و هیچکس نیست وگرنه اگر به خاطر ریش سفید من نبود لااقل به خاطر خانوادههای فقیری که از پانصد گوسفند فربه ما سیر شدند میبایست طفل من نجات یابد. افضل گفت: حضرت والا این فرمایشات را نفرمایند که هم خدایی هست، هم پیغمبری هست و همه چیز هست، منتهی بدانید که: فرمانفرمای کل عالم انتظام مملکت خود را به پانصد گوسفند رشوه فرمانفرمای کرمان نمیفروشد...!
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|