 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
جام جم , دوشنبه 26 فروردين 1387 |
|
بچهها بياييد تماشا
|
| | | |
 | برنامه كودك در سالهاي اخير تغييرات زيادي كرده است. تفكيك برنامههاي خردسال، كودك و نوجوان از تغييرات بسيار مفيدي بوده كه واقع شده است . |  برنامه كودك در سالهاي اخير تغييرات زيادي كرده است. تفكيك برنامههاي خردسال، كودك و نوجوان از تغييرات بسيار مفيدي بوده كه واقع شده است . در سالهاي گذشته همه گروههاي سني يك نوع برنامه تماشا ميكردند. ساعات برنامه كودك به دليل نبودن شبكههاي مختلف كم بود و تنوع برنامهها از آن هم كمتر. اغلب مجرياي وجود داشت كه با شروع برنامه به صورت رسميپشت ميزي نشسته بود و بعد از سلام و احوالپرسيهاي تكراري و اعلام برنامه، كارتونهاي آن ساعت به ترتيب نمايش داده ميشد.
مجريگري در برنامه كودك تغيير عمدهاي داشته است. ديگر از آن فضاي رسمي كه مجري فقط گوينده يكسري ملزومات برنامه بود خبري نيست. مجريان امروزه در برنامه كودك بيشتر از قبل ويژگيها و نيازهاي بينندگان خود را لحاظ ميكنند. ايجاد فضايي شاد همراه با تحريكات بصري و سمعي جذاب در برنامههاي كودك شبكههاي مختلف ديده ميشود. گنجاندن بخشهاي مختلف مثل بازي، مسابقه و شعر خواني در خلال برنامهها به پربار كردن برنامه كودك كمك شاياني كرده كه نشاندهنده توجه به جنبه آموزشي و تاثير تلويزيون در يادگيري كودكان است و ميتواند مايه خرسندي كساني باشد كه معتقد به تاثيرگذاري تلويزيون بر كودكان هستند. ولي گاهي اوقات تاكيد بيش از حد در برخي از اين بخشها موجبات ملال و خستگي كودكان را فراهم ميكند. آموزش مستقيم به صورت صحبت و توصيه كردن در سنين كودكي توسط مجريان نه تنها موجبات يادگيري را فراهم نميكند، بلكه باعث فرار كودك از مقابل تلويزيون و كنارگذاشتن آن بخش از برنامه ميشود و بخصوص خردسالان كه توانايي كمتري براي يكجا نشستن و تمركز يافتن دارند. در اين دوره كودكان قادر به تجزيه و تحليل و درك همه دلايل و سخناني كه ما به عنوان توصيه و آموزش به آنها ميگوييم نيستند و بيش از اينكه از گفتههاي ما بياموزند در خلال عمل، بازي، نمايش و قصه خواني، ارزشهاي مفيد را فرا ميگيرند و اين فراگيري تاثير عميق و ماندگاري نيز در كودك باقي ميگذارد.
طبق نظر متخصصان كودكان به دلايل مختلف به تماشاي تلويزيون مينشينند لذت ناشي از سرگرم شدن و تماشاي تلويزيون به عنوان سرگرمي اولين دليل روي آوردن آنها به تلويزيون است. كودكان با توجه به جذابيت و هيجان انگيز بودن، برنامهها را طبقهبندي ميكنند. در اين وضعيت انفعالي، كودك تخيلات و روياهاي خود را در برنامهها تجربه ميكند، گاهي به همانند سازي با شخصيتهاي مورد علاقه و پر شور و نشاط ميپردازد و گاهي بعضا براي فرار از واقعيات پيرامون خود به برنامههاي تلويزيون روي ميآورد. هرچند كارشناسان، كتاب را اولين رسانه جمعي كودك ميدانند يعني زماني كه پدر و مادر براي كودك كتاب ميخوانند يا زماني كه به تصويرخواني و ورق زدن كتاب در مقابل كودك ميپردازند آشنايي كودك با اين رسانه شروع ميشود ولي از سن حدود 2 سالگي، تلويزيون به صورت رسانهاي ديداري و شنيداري نقش خود را در زندگي كودك آغاز ميكند و حدود 10 سال نقش پررنگ خود را همچنان حفظ ميكند. هرچند در كودكي نخستين، كودك به همه برنامهها توجه نشان نميدهد و فقط برخي از آنها براي او جذاب هستند؛ كم كم با افزايش سن، كودك دست به انتخاب ميزند و به برنامههايي كه مختص كودكان ساخته شده ميپردازد. جنبه آموزش و يادگيري كه بعد از جنبه سرگرمي دومين جنبه تاثيرگذاري تلويزيون است در ابتدا به صورت غيراختياري و ضمني صورت ميگيرد. يعني يادگيري ناآگاهانه و اتفاقي. به مرور زمان كودك در مييابد كه با تماشاي تلويزيون ميتواند اطلاعات و دانستههاي بيشتري بياموزد و در روابط اجتماعي خود با همسالان و اطرافيان خود از آنها استفاده كند. ولي در اين زمان نيز كودكان يادگيري اتفاقي از تلويزيون را بر يادگيري هدف دار عمدي ترجيح ميدهند و مايلند تلويزيون را مطابق دلخواه خود تماشا كنند و لذت ببرند نه آنگونه كه ديگران برايشان تكليف كردهاند و همچنان جنبه سرگرمي بودن تلويزيون برايشان ارجحيت دارد. اگر برنامهاي بهاين جنبه از تمايل كودكان توجه نداشته باشد خود به خود از فهرست برنامههاي مورد علاقه آنها حذف ميشود. در اين موقعيت نيز كساني كه معتقدند كودك بر تلويزيون تاثير ميگذارد ميتواند مصداق پيدا كند.
طبق نظر اين گروه، كودكان در مقابل تلويزيون منفعل و تاثير پذير نيستند و در تعامل بين كودك و تلويزيون كودك فعالتر بوده و اين كودك است كه از تلويزيون استفاده ميكند نه تلويزيون از كودك و تلويزيون را سالن غذا خوري ميدانند كه كودك هرچه بخواهد از بين آن انتخاب ميكند. هر چند اين نظريه ميتواند جنبه افراط گرفته باشد؛ زيرا تاثيرگذاري تلويزيون بر كودك و تاثير كودك بر تلويزيون از دو جنس متفاوتند و تاكيد بر يكي و حذف ديگري ناديده گرفتن تاثير دوجانبه و تعاملي كه در اين نوع ارتباط لزوما وجود دارد است.
جنبه تاثيرگذاري تلويزيون را كه به ياد آوريم از شعر خواني كه از بخشهاي مورد علاقه كودكان است نميتوانيم براحتي بگذريم. استفاده از موسيقي همراه شعر خواني هميشه جذابيتهاي بسياري براي كودكان داشته است.
موسيقي كودك شاخهاي از موسيقي است كه قاعده و قانون مختص خود را دارد. اشعاري كه براي كودكان سروده ميشود نيازمند موسيقي و آهنگ مخصوص همين اشعار است. خواندن اشعار بر اساس آهنگهايي كه براي بزرگسالان ساخته شده شبيه پارازيتهايي است كه به شدت گوش را آزار داده و مانع دريافت مفاهيميميشود كه در ضمن اجراي شعر بايد منتقل شود. اين نوع شعرخوانيها بيش از آنكه موافق سن و سليقه مخاطبان اصلي خود باشد مورد طبع بزرگسالان است. آهنگهايي كه براي اشعار خاصي توليد شده انتقال اهداف مورد نظر مطالب سروده شده را تسهيل ميكند؛ يعني شعر و موسيقي وابسته به يكديگرند و هر يك باعث تاثيرگذاري موثرتر ديگري ميشود و هر موسيقي نميتواند انتقال دهنده هر مفهوميباشد. برنامههايي كه از شعر و موسيقي تشكيل شده، بايد داراي آهنگسازي مخصوص كودك باشد تا بتوان روي تاثيرگذاري درست و جنبه آموزشي آن صحه گذاشت. سرگرميهاي كودكان با بزرگسالان تفاوتهاي عمدهاي دارد. برخي روانشناسان معتقدند رويارويي دائميبا سرگرميهاي بزرگسالان تاثيرات نادرست و سريعي روي كودكان دارد و باعث نوعي بلوغ زودرس همراه با عدم اعتماد به بزرگسالان و حتي عدم تمايل به بزرگ شدن دارد. ايجاد هيجان و شور و نشاط هميشه براي كودكان جذاب است ولي هر چيز جذابي به معناي داشتن ارزش تربيتي نيست. هر چند بعضي چيزها موقتا ما را سرگرم ميكنند، ولي ممكن است نه تنها ذهن ما را بارور و غني نكند، بلكه مانعي بر رشد و توسعه قواي فكري بخصوص در سنين حساس كودكي باشد.
به هر حال تلويزيون به عنوان رسانهاي جذاب بخشي از اوقات كودكان را به خود اختصاص ميدهد. هر چند جنبه لذت و سرگرميتلويزيون را به عنوان جنبهاي غالب در نقش اين رسانه بدانيم، وجه آموزشي آن غير قابل انكار و در عين حال حساس و در خور توجه است. تلويزيون نه تنها در كودكان كه در بزرگسالان نيز تاثيرات زيادي در جهت دهي افكار و انديشهها و سلايق و ذائقهها دارد. چه بسيار برنامههايي كه موج فرهنگي و حتي گرايشات مختلف فكري و انديشهاي ايجاد كرده است. اين تاثير در كودكان بيشتر و عميق تر است.
قرار گرفتن كودك در شرايطي كه داراي انواع محركات ديداري و شنيداري غني و حاوي مفاهيم اصيل و ارزشهاي انساني و هنري سالم و استوار است، ذوق و سليقه زيباشناسي، هنري و فكري او را به سطح بالايي ارتقا ميدهد و خواه ناخواه در بزرگسالي گرايش كمتري به آثار سخيف و كم ارزش پيدا ميكند. اين تاثير در بزرگسالان نيز به همين صورت جهت دهنده و هدايتگر است.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|