جمعه 1 آذر 1387

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 نسخه موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
  حجاب و عفاف »

دید گاه دو گردشگر فرانسوی در بازدید از نمایشگاه عکس "نور"

افتتاح نمایشگاه عکس عفاف و حجاب (نور) در خانه عکاسان ایران

نمایش فیلمهای منتخب جشنواره نور

توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
راز بازار درایو نوری
:: نکته آموزشی ::
بازیابی فایل های پاک شده

اخبار داخلی وبگردی شتر سواري دولا دولا نمي‌شه

 
 

ايرنا , دوشنبه 2 ارديبهشت 1387

شتر سواري دولا دولا نمي‌شه

 
 

كاروان،بامداد از كارونسراي "مرنجاب "بيرون زده است. جمعا" 40 نفرند: 20 نفر شتر و 20 نفر شترسوار.

محمدرضا شكراللهي- بر و بر ، دارد مرا نگاه مي‌كند. توي شبنماي چشمان ورقلمبيده‌اش كه اندازه‌اش به ته استكاني مي‌ماند ، عكس شبح خودم ، دو ساربان و در پشت سرمان ، سايه تل ماسه‌هاي كوير را مي‌بينم. او "لوك" است يعني شتر نري كه پيشقراول يك قافله شتر است كه عازم قصر بهرام‌اند كه يك اثر تاريخي است در شمال آران و بيدگل استان اصفهان.
كاروان،بامداد از كارونسراي "مرنجاب "بيرون زده است. جمعا" 40 نفرند: 20 نفر شتر و 20 نفر شترسوار.
شترسواران، گردشگراني‌اند كه ديروز به اين كارونسرا آمده‌اند و امروز هوس صحرانوردي به سرشان زده است.همه تهراني‌اند، پير و جوان و زن و مرد كه با كلاه‌هاي شاپو و عينك‌هاي آفتابي قرار است 110 كيلومتر به‌سمت شرق مرنجاب گز كنند تا به آن قصري كه گفتم، برسند.
شهرستان آران و بيدگل در 200 كيلومتري شمال اصفهان و كاروانسراي 400 ساله مرنجاب در 50 كيلومتري شمال شرقي اين شهرستان و بالاخره قصر بهرام در 110 كيلومتري شرق اين كارونسرا قرار دارد.
تهراني‌ها، همه سوار شترند،الا يك نفرشان كه با تركه‌اي در دست كه هرازگاه آن را بيخودي در هوا تاب مي‌دهد، سلانه سلانه پابه‌پاي ساربانها، پيش و پس شترها، صحرا را درمي‌نوردد.
بعد از آنكه شامگاه چهارشنبه هشتم فروردين ماه را در كاروانسراي مرنجاب اطراق كرديم،روز بعدش ، چشم تيم كويرنورد ما در مسيرش به اين كارواني كه دارم مي‌گويم، افتاد و مسافتي با آنها پا به راه شديم تا رسيديم به دامنه تل ماسه‌ها.
كاروان شامل 20 نفر شتر است: 19 شتر ماده كه آران و بيدگلي‌ها به آن "ارونه" مي‌گويند و يك شتر لوك كه چشم توي چشمم ، زل زده است.
بد نيست اين را هم بدانيد كه در عربستان، شتر نر را نيز "لوك"و شتر ماده را "ناقه"مي‌گويند ولي در كوير ايران بويژه اطراف كاشان شتر نر را "لوك" و شتر ماده را "ارونه" و نوزاد ماده را"مجي" و نوزاد نر را"هاشي" مي‌گويند.
رنگ شترهاي اين قافله كه آران و بيدگلي‌ها به طوركلي آنها را " اشتر" مي‌خوانند، قهوه‌اي روشن يا سير است.
لوك جلودار قافله با چشمان از حدقه درآمده‌اش ، سرومروگنده است ، بقيه (ارونه‌ها) -اي - بد نيستند.
مسير حركت قافله ، تا چشم كار مي‌كند، بيابان است و بيابان و جز تك و توك درختان كويري يا آيينه سپيدناك نمكزار و كمي دورتر،خط غربي شرقي برآمدگي شني، چيز ديگري به چشم نمي‌خورد.
تور مژه‌هاي قدكشيده دور چشم لوك به گونه‌اي است كه انگار"ريمل" زده است.
بلنداي مژه‌اش، دورتادور چشمان محدبش را چنان پوشانده كه به همراه تارهاي كج و معوج ابروهاي پرپشتش و پلك‌هاي كشدارش، چشمهايش را كه گويي سرمه‌نشان شده را از گزند توفان شن و تابش شديد آفتاب در صحاري حفظ مي‌كند.
وقتي شترها با صداهاي آهنگين مواجه‌شوند و مثلا ساربان براي آنها ني بنوازد يا آواز بخواند ، آنچنان سرمست و از خود بيخود مي‌شوند كه حتي دو منزل راه(معادل دو شبانه‌روز) را در مدت يك منزل طي مي‌كنند.يك تل ياروبان دولا لابد از نوع شتريش با شلال نيمه خشتي سرخ و سبزرنگ را كه برفرازش دست گلي كاموايي (از همين دو رنگ) آذين بسته‌اند،به يك حلقه فلزي واسط متصل‌است كه اين حلقه كه‌محل اتصال زنجير افساراست نيز به پشت و زير گردن شتر چفت است و از پس همين روبان دورنگ است كه چشمان شبفام لوك برق مي‌زند.
لوك قهوه‌اي با جثه بزرگش قرار است طي سه منزل راه يعني روزي يك فرسنگ روزي 36 كيلومتر جلودار اين قافله به‌مقصد باشد يعني به‌قصر بهرام كه گفتم.
در حين حركت قافله،يكي از تهراني‌ها،ناغافل از روي جهاز "ارونه" به زمين مي‌افتد.بي‌زبان، سرجايش جنب هم نمي‌خورد.شتر را مي‌گويم.
يكي از ساربانان جلد و فرز"چش"(گويان)، فرمان نشستن شتر را صلا مي دهد. شتر ابتدا آرنج‌هاي پينه بسته‌اش ، بعد زانوهاي پينه‌بسته‌ش و آخر سرهم سينه پينه بسته‌اش را روي‌زمين مي‌گذارد تا شترسوار دست‌وپا چلفتي دوباره بر روي جهازش بجهد.
لختي بعد در كنار تپه‌هاي ريگ در پنج كيلومتري شمال كارونسرا كه بصورت مورب ازغرب به شرق كشيده شده است، قافله توقف مي‌كند.اشتران، يك به يك با شنيدن نداي كشدار "چش" ساربانان ، زانو مي‌زنند تا آدمها پايين بپرند و دقايقي روي‌بستر تبدار ماسه‌زار دراز بكشند يا روي سطح صيقلي آن غلت بخورند يا در لابه‌لاي درختان كويري روييده در جابه‌جاي رمل‌ها گشتي بزنند يا از زير سايبان دستها، تا آنجا كه چشم كار مي‌كند، را ورانداز كنند.
آسمان نيمه ابري است.آفتاب نا ندارد.نسيم ملايمي مي‌وزد. ساعت از 10 نگذشته است.اشتران در كناره تل ماسه‌ها پشت سر هم قطارند تا ببيند بالاخره كي هوس ماسه‌نوردي از سر آدمها مي‌افتد تا زود فلنگشان را بسوي مقصدشان ببندند.
لوك در ابتداي قافله از لابه‌لاي پف پلكهايش و رج مژگان‌بلندش با صبوري خاصي به دوردستها چشم دوخته است. او بخوبي با خلق و خوي كوير آشناست و مثل كف دستش كه برخلاف بقيه ستوران صاف و هموار است و به همين خاطر نيز از خلال ماسه‌ها براحتي عبور مي‌كند وجب به وجب آن را مي‌شناسد و اصلا شتر و كوير همواره انيس و مونس و همدم همند.زبان هم را خوب مي‌فهمند و ازهمين روست كه يك عمرآزگار شايد از زمان پيدايش شتر روي زمين با خوب و بد هم ساخته‌اند و خط و مرز يكديگر را رعايت كرده‌اند.
به چهره لوك دقيقتر مي‌شوم. با آن قيافه انكر و منكرش با آن ليق درازش ، مستطيل كله قناسش، انحناي گردن دراز بدقواره‌اش ، پوزه آويزان با لب شكري بدنمايش ، برگشتگي پلك بالايي و فروهشتگي پلك پاييني اش، درشتي دندانهاي نيشش، كپه گوژپشت چندش‌آورش ، منحني گردن درازش كه از محل سيبكش هي كج و راست مي‌شود، لق لق پاهاي عنكبوتي‌اش، قروچ و قروچ نشخوار پايان ناپذيرش از بين دو آرواره دايم‌الجنبشي كه‌گاه با صداي‌دندان قروچه‌اش نيز درهم مي‌آميزد، زبري و خشني انبوه پشم پشت گردنش كه به سيم ظرفشويي مي‌ماند، تندر گه گدار خرناسه‌ها و غرشهاي مهيبش، آخ كه چقدر بدتركيب به نظر مي‌آيد.
غفلتا ، بازهم چشمم به نگاه لوك ميفتد.انگار غمي غريب ته آن موج مي‌زند. واي كه هميشه در مقابل چنين نگاه غريب و جانسوزي، هوري دلم ريخته است.
اينبار نيز چنينم. تارهاي دلم مي‌لرزد. ديدن بركه زلالي كه روي سطح چشمان ورقلمبيده لوك غمگين كه از سياهي به دو خورشيد سياه مي‌ماند،مي‌لغزد،بي‌تابم مي‌كند.پنداري در نگاه خيسش، يك دنيا باران غم و اندوه فواره مي‌زند.
قطرات اشك از ناودان گودخانه چشمش فرو مي‌چكد و در لابه لاي شنزار كوير گم مي‌شود.
بي‌اختيار با خود زمزمه مي‌كنم:
" خداوندا تو آني ، كه آني تواني جهان را ته استكاني ، چكاني" خنده‌دار است، آخر ، يكهو وهم ورم داشته است كه نكند لوك نازك نارنجي، از روي حس ششمش ، بو برده كه من اينقدر يله و بي‌مهار، زشت و منفورش دانسته‌ام و حالا اينگونه اشكش درآمده است!؟
اما هزاري هم كه اين حيوان زشت و بدتركيب باشد، راست اين است كه چشمانش حالتي رازگون و دلگزا دارد كه بر جان آدم سنگيني مي‌كند، توگويي رد غربتي خاص توي جاده نگاهش موج مي‌زند،انگار عزيز گم كرده‌اي دارد كه بخاطر يافتنش ، محكوم است همه عمرش روي تابه گدازان كوير ، جلز و ولز كند تا آيا او را بيابد ، آيا نيابد.
نمي‌دانم چرا دلم برايش و شايد بايد براي خودم مي‌سوزد. لابد مستحق ملامتم كه درباره جانداري كه آنقدر نزد برخي ملتها نظيراعراب عزيز است كه مانند نخل او را نيز "نفر" مي‌دانند يا او را "عروس كوير" مي‌خوانند يا هر ساله براي تعيين زيباترين شتر صحرا ، مسابقه مي‌گذارند و يا در صدر اسلام محل زانوزدن شتر حضرت رسول(ص) مكان ساخت مسجد مدينه مي‌شود و بالاتر از همه ، كتاب خدا، انسان را دعوت به دقت در خلقتش مي‌كند (افلا ينظرون الي الابل كيف خلقت)، من آنگونه چشم بسته و سرسري و آبكي،لغز خواندم و بي‌حساب و كتاب و فقط بر حسب قد و قواره و شكل و شمايل يكي از بردبارترين و در عين حال معجزه‌آساترين آفريدگان خدا اينگونه بي‌محابا، پاشنه دهانم را واكشيدم و ديگر بد و بيراه نماند كه‌نثارش كنم بدون اينكه اصلا"به‌صفات بي‌شمارش براي بشر پي برده باشم.
اي هوار از دست خودم كه هر چيزي را كه مي‌بينم - سرم را بخورد - فورا مي‌خواهم وصفش كنم و گاه مثل الان توي هچل مي‌افتم و به سيم آخر مي‌زنم ، در حالي كه اصلا كسي نيست كه سرمن داد بكشد و بگويد:"اي بابا، اصلا شتر ديدي ، نديدي!".
اصلا"اي داد،اي بيداد از دست ما آدمها كه خيلي از مواقع، صرفا" بسته به ظاهر چيزها درباره بطن و كنه آنها قضاوت مي‌كنيم و چه بسا، زيبايي را زشت يا زشتي را زيبا مي‌انگاريم و پندارمان را توي بوق مي‌كنيم، بعد حالا ندم و كي بدم.عينهو خود من كه‌از همان نگاه اول،آنقدر از زشتي و بدهيبتي اين لوك زبان بسته نگوسار ، ريسمان و آسمان به هم بافتم و او را چون هيولاي هولناك بي‌شاخ و دمي نماياندم كه راستش هم خودم از او ترسيدم، هم هر كس نيز همان اين تكه سياه مشقم را بخواند ، از خير شنيدن بقيه صفات اين حيوان مظلوم مي‌گذرد ، بدون اينكه اصلا بدانيم در پشت اين چهره كريه ، چه موجود مفيد و نافعي براي ما آدمها وجود دارد.
آخ كه هنوز چشمان شبنمايي لوك، ژاله‌بار است و من مانده‌ام و معماي فواره اشكهايش.
ناگفته نگذارم كه شترداران جان سختي شتر دربرابر ناملايمات را در بين همه حيوانات آنقدر بيتا مي‌دانند كه حتي در موقع مريضي، هم خم به ابرو نمي‌آورد و بارش را مي‌برد و راهش را مي‌رود ، امااي امان از وقتي كه اين مونس كوير با آن همه تحمل مثال زدنيش در برابر شدائد، اشكش سرازير شود كه ديگر تنها خدا مي‌داند منتهاي درد و بلايش چيست كه اينگونه صبورترين و پوست كلفت‌ترين حيوان روي زمين را به زاري وامي دارد؟
با درنظرگرفتن متوسط قيمت 6750 تومان براي هركيلوگرم گوشت شتر ، گردش مالي سالانه بازار گوشت شتر در كشور حدود 36.45 ميليارد تومان برآورد مي‌شود. از راز اشكهاي لوك چه بگويم، كه مي‌داند ، شايد يك دنيا غم ناشي از فراق عزيزي كه روي دلش سنگيني مي‌كند، او را چنين گريان و پريشان كرده باشد.
به گفته يكي از ساربانان،اصولا لوك مست از غم فراق "ارونه"(اش) و ارونه نيز بر اثر دوري از"هره"(اش) مي‌گريد.(شترداران به كره شتر"هره"مي‌گويند). "باربيفكند شتر چون برسد به منزلي بار دل است همچنان،وربه هزار منزل است بگذار تا بگرييم چون ابر در بهاران كه از سنگ ناله خيزد روز وداع ياران هر كو شراب فرقت ، روزي چشيده باشد داند كه سخت باشد قطع اميدواران با ساربان بگوييد احوال آب چشمم تا بر شتر نبدد محمل به روزگاران بگذاشتند ما را در ديده آب حسرت گريان چون در قيامت، چشم گناهكاران" والله چه بگويم ، ولو حتي اگر حساب و كتاب هجران هم در كار باشد، لوك ما كه ظاهرا اينك همه اهل حرامسرايش را به دنبال دارد، نبايد از فراق معشوق اينچنين نالان و گريان باشد.
وانگهي شايد اينك در اين روزهاي بهاري، تجسم خاطره‌اي دردناك ، فيل او را به ياد هندوستان انداخته باشد و به خاطر يك عمر باربري و قافله‌بري در دل صحاري سوزان و پيشتازي كاروانهاي گوناگون و يا ديدن سرنوشت ياران از دست رفته‌اش كه بعداز يك عمر خدمت به آدمها،بيرحمانه به‌دست سلاخها سپرده شده‌اند و بي‌بروبرگرد عاقبت خودش نيز ديريا زود چنين است،دلش گرفته باشد و شايد هم ديگر اصلا" كمرش ناي راست شدن زير بار" نفر دوپا" كه حتي بي‌شرمانه، او را نه تنها شيره‌اي و مفتگي بار مي‌آورد بلكه به عنوان سوداگر مرگ و حامل افيون آواره بيابانها نيز مي‌كند،و تازه، هميشه‌ي خدا هم،ارث پدرش را از او طلبكار است و بعد از كلي سواري همواره دوقورت و نيمش باقي هم است، نداشته باشد.
" غم عالم همه كردي به باروم مگه مو لوك مست سرقطاروم "مهاروم كردي و دادي به ناكس فزودي هر زمان باري به باروم" هرچه هست و هرچه نيست درست يا غلط برخي درباره گريه و زاري اشتران ، گمانه‌گماريهاي ديگري دارند. مثلا عده‌اي مي‌گويند شتر بعد از پرستو كه براي نجات جوجه‌اش حتي خود را درون آتش هم مي‌افكند، تنها حيواني است كه از دوري هره‌اش ،سه روز ضجه و زاري مي‌كند.
در سيرواسير عالم گمانه‌گماريها ، يكهو چشمم به پنج نقطه پينه بسته لوك و همسرانش ميفتد: آرنجها ، زانوگاه‌ها و زير جناغ سينه‌اش چنان پينه‌بسته است كه دلم برايش مي‌سوزد.حتما"زير آنها حسابي لت و پار و آش ولاش است.
ناغافل،حس مي‌كنم بايد شتر را بيشتر بشناسم تا دريابم مرز خدمتي را كه‌اين حيوان بظاهر زشت و بدتركيب اما بواقع نافع و رافع بسياري از نيازهاي آدمي در طول قرون متمادي كرده، كجاست. بخصوص اينكه تيم ما،اينروزها، كويرنوردي پيشه كرده و خود اين شتر نخستين و بهترين كويرنورد عالم است. پس، پيش از آنكه ادامه همگامي‌مان با قافله تهراني‌ها را برايتان بگويم، اصلا" بهتر است كمي با رازهاي اعجازگونه خلقت شتر آشنا شويم تا بدانيم اين حيوان با آن چهره اجق وجقش، در جميع جهات چند مرده حلاج است.
اسرار بيولوژيك خلقت شتر
دقت در فوايد بي‌نظير و اسرار زيست شناختانه شتر شايد تنها گوشه‌ اي از اسرار خلقت اين حيوان را آشكار كند. وقتي به ساختار بيولوژيكي و كاركرد اعضاي بدن اين حيوان دو منظوره (دام+ باركش) توجه مي‌كنيم ، اعجاب آدم بيشتر مي‌شود.
بي‌ترديد، شتر به عنوان يكي از عجايب آفرينش به علت نوع خلقت و صفاتش از ساير دامها متمايز است.
في‌الواقع خواص جوارح شتر به گونه‌اي است كه‌انگار بهترين طراحان خودروسازي جهان جمع شده‌اند تا بهترين وسيله نقليه دنيا را براي صحرانوردي بسازند.
اسرار شگرف نهفته در ساختار زيست شناختي شتر ، گوشه چشمي از چرايي توصيه پروردگار عالم به دقت در خلقت اين مخلوقش را نشان مي‌دهد كه بر اساس شناخت متخصصان از بافت بيولوژيك شتر ، در اينجا به چند نمونه از ملاحظات ناظر به اقتضاء‌زيست شناختي اين كويرنورد قهار اشاره مي‌شود. كوهان شتر، عضوئي است كه فقط از چربي و عضله تشكيل شده و در آن استخوان وجود ندارد و شتر در شرايط بي‌غذائي تا چند روز مي‌تواند از طريق آن زنده بماند ضمن‌اينكه چربي آن نيز در مقابله با گرما موثر است.
از آنجا كه شتر قادر است تا 40 روز تشنگي را تحمل كند، سيستم كليه‌اش به گونه‌اي‌است كه مي‌تواند آب تمام بدن را جذب كند و دوباره به بدن بازگرداند. درازا و هماهنگي خوب پاهاي شتر نيز باعث بلند نگاه داشتن جسم حيوان و در نتيجه محفوظ ماندنش از غبار و آلودگي زمين مي‌شود.
همچنين كف پاي شتر كلفت و پهن است و همين خصيصه، بر خلاف ستوران سم دار، باعث انبساط و تثبيت خوب پاها زمين شده و مانع اين مي‌شود كه پاي شتر در شن هاي ريز صحرا فرو رود.
درازي گردن شتر نيز سبب مي‌شود بسهولت به گياهان خشك، خاردار و اشجار بلند دشت وصحرا كه ديگر ستواران نمي‌توانند از آنها استفاده كنند، دسترسي داشته باشد و همين امر نيز كمك خوبي به حفظ تعادل حيوان درموقع برخاستنش از روي زمين محسوب مي‌شود.
اصولا "چراي" شتر به‌گونه‌اي است كه معمولا از بالا سرشاخه‌هاي گياهان بلند را مي‌گيرد و ازهربوته معمولا يك يا دودهان بيشتر نمي‌چرد و به گياه ديگر مي‌رود به همين دليل شتر را بهترين هرس‌كننده گياهان جنگلي و كويري مي‌دانند.
داخل دهان شتر از پوست سفتي پوشيده شده است كه باعث مي‌شود با خوردن‌گياهان خشك و خاردار صحرا، دهانش زخم نشود.همچنين در موخره دهان توده‌اي سرخ رنگ وجود دارد كه وظيفه‌اش مرطوب كردن انتهاي حنجره است و همين امر نيز به افزايش مقاومت شتر در برابر تشنگي كمك مي‌كند. از اينها گذشته ، منخرين شتر داراي شكاف‌هاي طولي است كه حيوان هنگام تنفس مي‌تواند بيني‌اش را بخوبي از هم باز و بيشترين ميزان هوا را وارد ريه‌هايش كند و هنگام بروز توفان شن نيز بيني‌اش را ببندد. در واقع پوسته مخاطي سوراخ بيني شتر داراي سطح پهني است كه راه نفوذ شن و ماسه به داخل بيني را سد ولي رطوبت لازم هواي تنفس را از هوا مي‌گيرد و جذب مي‌كند.
همچنين شتر داراي فك دراز و كشيده‌اي است كه به طور جانبي حركت مي‌كند و مي‌تواند عمل جويدن را بخوبي انجام دهد.
مفصل پاهاي شتر نيز پينه‌اندود است و اين پينه‌ها باعث مي‌شود بدن شتر هنگام نشستن از اصطكاك با زمين محفوظ بماند، علاوه براين در ناحيه جناغ سينه نيز پينه بزرگي وجود دارد كه به تعادل شتر هنگام نشستن روي زمين كمك مي‌كند.
مضاف ‌اينكه اين تكيه گاه‌هاي پينه‌اي در خنثي‌سازي گرما نيز موثرند.
گوشهاي شتر نيز كوچك و پوشيده از موهاي پرپشت و بهم چسبيده است كه باعث مي شود شن و ماسه داخل گوش حيوان نرود.
از آنجا كه شتر قادر است تا 40 روز تشنگي را تحمل كند، سيستم كليه‌اش به گونه‌اي‌است كه مي‌تواند آب تمام بدن را جذب كند و دوباره به بدن بازگرداند. مژه‌هاي شتر نيز خيلي‌پرپشت و كيپاكيپ يكديگرند كه باعث مي‌شود شن و ماسه به درون چشم حيوان نفوذ نكند.
اصولا حرارت بدن شتر بين 34 تا 41 درجه متغيير است بطوريكه وقتي دماي هوا بالا رود، دماي بدن او نيز بالا مي‌رود و اين امر باعث مي‌شود تا دماي مشخصي، حيوان نيازي به عرق كردن براي خنك كردن خود نداشته باشد و بالمال در مصرف آب صرفه‌جوئي كند.
در اصل، شتر مي‌تواند بيش از هر حيوان ديگري بي‌آبي را تحمل كند و اكنون آشكار شده است كه شتر به دليل اختلاف زياد درجه حرارت بدنش مي‌تواند آب بدن خود را حفظ كند زيرا از اين آب براي خنك كردن بدنش استفاده نمي‌كند و اين نيز بدان معني است كه شترآب بدن خود را از دست نمي‌دهد تا بدنش را خنك نگه دارد( كه اين كار در انسان از طريق عرق كردن صورت مي‌گيرد).
مضاف بر اين، سطح كمر شتر باريك است كه باعث مي‌شود تابش سوزان نيمروزي خورشيد فقط به قسمت كمي از بدن حيوان بتابد و درشرايط تابش قبل از نيمروز يا بعد از آن كه تابش خورشيد مايل است شتر اگر مجبور شود در معرض آفتاب باشد،مقابل يا پشت به خورشيد قرار مي‌گيرد كه اين امر نيز بنوبه خود باعث خنثي‌كردن زاويه تابش موثر خورشيد به‌حيوان مي‌شود به‌اين ترتيب شتر مي‌تواند گرمائي را كه خيلي از حيوانات ديگر را تلف مي‌كند، تحمل نمايد.
پوست پشمي شتر نيز باريك و نرم است و به همين دليل،هم گرما را خنثي و هم بدن را خنك مي‌كند.ازهمين رو در بسياري از كشورها پشم شتر با قيمت عالي به فروش مي‌رسد كه ازآن خيمه و يا فرش مي‌سازند تا درجه حرارت محيط را بكاهند.
ازهمه جالبتر اينكه شتر وقتي ادرار مي‌كند،دم خود را مي‌جنباند تا ترشحاتش به پاهايش پاشيده شود و به اين ترتيب با مرطوب كردن خود، به خنك شدن بدنش نيز كمك كند.
گذشته از خواص ياد شده ، روده شتر از سلول‌هاي جذب آب برخوردار است و اين سلولها قسمت زيادي از آب مصرف شده موجود در غذا در روده را جذب وبراي بدن ذخيره مي‌كند.
شكم شتر خيلي بزرگ و حتي تا 200 ليتر گنجايش آب دارد. علاوه بر اين، شتر منابع ذخيره ديگري دارد كه هنگام آب خوردن آنها را نيز پر مي‌كند. در اصل، مجاري خون شتر در اعماق بدنش قرار ندارد بلكه زير پوست گردن ، پاها و پهلوهايش واقع است و اين‌امرباعث مي‌شود گرما بيشتر به سطح بدن حيوان منتقل شود و سرخرگها حتي در شرايطي تقريبا بي‌آبي بازهم مي‌توانند معادل يك دويست هزارم حجم واقعي خود اكسيژن را به نقاط مختلف بدن منتقل كنند.
پس، چنانكه پيداست شتر بسيار حكيمانه براي شرايط زيستي طاقت فرسا در دل صحاري و دشت‌ها آفريده شده است.يعني براي تحمل گرما، كمبود آب ، توفان شن و ماسه و خوردن خار و خاشاك.
شتر، سفينه صحرانورد
وجود اين مختصات اعجاب‌انگيز در ساختار زيستي شتر باعث مي‌شود اين حيوان عملا بهترين وسيله طي طريق در برهوت كوير بي‌آب و علف بويژه براي كشوري نظير كشور ما باشد.
غيراز فوايد دامي و نقش مغذي و مقوي شتر براي انسان، اين حيوان بردبار نقش باربر و حامل آدمها را هم در درازناي صحاري خشك و سوزان دارد.
ميزان پيمايش راههاي دور و دراز و تحمل سخترين شرايط صحرنوردي بوسيله شتر براستي شگفت انگيز است. كمااينكه اين حيوان حتي حدود هشت هزار كيلومتر راه چين تا رم را در جاده ابريشم با داشتن 300 كيلوگرم بار پيموده است.
درواقع شتر سه ساله مي‌تواند بارهاي سنگين به وزن 125 تا 255 كيلوگرم را در مسافت 23 كيلومتر در روز حمل كند.سرعت شتر در شرايط مناسب 4.5 كيلومتر در ساعت است اما شترسوار مي‌تواند 125 كيلوگرم بار را با سرعت 7.5 تا 9 كيلومتر در ساعت جابه‌جا كند و در روز حتي معادل 48 كيلومتر را بپيمايد.
شتران تا سن 15 تا 20 سالگي مي‌توانند بارهاي سنگين را تحمل كنند و تا سن 30 سالگي يا بيشتر مي‌توانند بعضي از كارهاي سبك را انجام دهند.البته بعضي از شترها ممكن است تا 50 سال هم عمر كنند.
نكته جالب اين است كه برغم اينهمه سختي راه و سنگيني محموله، شتر حتي تا پاي مرگ نيز هيچگونه نشانه‌اي دال بر خستگي ، ناراحتي و تشنگي و گرسنگي ، درد از خود بروز نمي‌دهد.
شتر در عين اين همه فوايد معتنابه براي انسان ، از نظر نيازهاي مصرفيش نيز بسيار قانع و به صرفه است بطوريكه بغايت با محيط هاي خشك و بي‌آب و علف و صحرا سازگار بوده و قادر است بي‌آبي و كم غذائي را تحمل كند.
فوايد مغذي شتر
شتر علاوه برنقش حامل و باربر رل يك دام باتمام خواص لازم را نياز داراست. در اينجا گريزي به مزاياي شتر به عنوان يك دام مي‌زنيم تا ببينيم نقش مغذي اين حيوان سودمند نيز در تامين حوايج انسان چقدر است؟
آنطوريكه كارشناسان مي‌گويند، شتر نه‌تنها بهترين سفينه صحرانورد است بلكه گوشت و شيرش به عنوان منبع غذايي،پوستش در توليد كفش ومشك و پشمش در ساخت خيمه ، پتو، فرش ، لباس ، طناب و ريسمان كاربرد دارد و حتي از سرگينش (فضله‌اش) نيز مي‌توان به عنوان سوخت استفاده كرد.
گوشت شتر هم مثل گوشت گاو و گوسفند بسيار نافع و دراحاديث نيز به استفاده از آن حتي براي سالي يك بار توصيه شده است.
به گفته دامپزشكان، به دليل‌اينكه اين حيوان در بيابان و محيط آزاد زندگي مي‌كند و شترها با هم كمتر در تماس‌اند گوشتش از سلامت بيشتري نسبت به ساير دامها برخوردار است.ضمن‌اينكه گوشت آن در مقايسه با گوشت گاو ميزان كمتري چربي دارد.
شير شتر نيز سرشار از ويتامين B و C است و 10 برابر شيرگاو، آهن‌دارد.شير شتر بعلاوه داراي خواص درماني بويژه در زمينه بيماري آسم است و پادتن‌هاي موجود در آن ممكن است براي غلبه بر بيماري‌هايي نظير سرطان،ايدز، آلزايمر و هپاتيت ث نيز مفيد واقع شود.
با توجه به اين خواص، سازمان خوارو بار جهاني وابسته به سازمان ملل متحد خواستار فروش شير شتر( كه در كشورهاي عربي مصرف دارد) به غرب شده است.
قدمت شترداري در ايران
در اينجا شايسته است گريزي به سابقه پرورش شتر در كشورمان بزنيم تا با توجه به اقليم نسبتا خشك و كويري كشورمان ببينيم نياكان ما چقدر از اين حيوان كويري استفاده مي‌كرده‌اند.
در كتاب "اوستا" ضمن توصيه به نگهداري شتر، درباره درمان بيماران خبر داده‌ است كه به عنوان حق‌العلاج براي رئيس خانواده معادل يك الاغ و براي رئيس شهرستان يك شتر دستمزد تعيين مي‌شده است.
در آيين زرتشت ، شتر مظهر قدرت بوده و "بارتولومه" نام زرتشت را به معني «دارنده شتر پير» دانسته و معتقد است: اين نام از دو كلمه"زيريت" و "اشتر" تشكيل يافته و برخي محققان واژه "زرتشت"را به‌معني دارنده شتر زرد يا زرين دانسته‌اند.
همچنين در حفاريهاي به عمل آمده در شهر باستاني شوش دانيال (در خوزستان) روي ظروف سفالي ، تصوير شتر از دوره‌هاي قبل ازهخامنشيان به دست آمده و نقوش برجسته سرشتر نيز دربناهاي باستاني كردستان يافت شده است كه‌ سابقه استفاده ازشتر را به دوران مادها و حتي پيش ازآن به دوره مهاجرت آريائيان به فلات قاره ايران مي‌رساند و "هردوت" مورخ معروف در اين‌باره نوشته است:مادها در جنگ با آشوريها در سال 744 قبل از ميلاد از شتر استفاده كرده‌اند.
«پيرنيا» نيز در"تاريخ ايران باستان" مي‌نويسد: در ازمنه مختلف تاريخي، شتر درايران وجود داشته كه بيشتر آنها شتران يك كوهانه وبه مقدار كمتر شترهاي دو كوهانه بوده و شترهاي بلوچي در آن زمان ازنظر سرعت‌شهرت خوبي داشته‌اند.
اصولا در ايران باستان ، داشتن شتر زياد از افتخارات اشخاص محسوب مي‌شده چون اين حيوان در جنگ و صلح براي حمل آذوقه و غنائم و اسلحه مفيد بوده و اغلب صاحبان آنان به نام شتران خود تخلص مي‌يافته‌اند و پادشاهان نيزغالبا ميزان ماليات و باج و خراج خود را برحسب تعداد شتر با بار و اشياي قيمتي تعيين مي‌كرده‌اند.
هردوت درباره دليل پيروزي كوروش بر «كرزوس» پادشاه «ليدي» نوشته است: كوروش به پيشنهاد «هارپاك» دستور داد تا شترهاي بنه را پيش صف سپاهيان واداشتند و اسب‌هاي سواره نظام «ليدي» از هيكل و بوي شترها رم كردند و باعث شدند شيرازه لشكر ليدي از هم گسيخته شود و اين درهم ريختگي باعث پيروزي كوروش شد.
علاوه بر اين،در خرابه‌هاي تخت جمشيد ، نقوش برجسته‌اي بر ديوارها وجود دارد كه نمايانگر بار يافتن يكي ازاقوام تحت سلطه پادشاهي ايران به‌نزد شاه است و اين اقوام به همراه خود يك شتر دوكوهانه به‌عنوان پيشكش تقديم شاه ايران كرده‌اند. همچنين گفته شده قسمت اعظم تجهيزات ارتش داريوش بوسيله شتر حمل مي‌شده و در سپاه «يزدگرد سوم» 50 هزار شتر خدمت مي‌كرده‌اند.
ناگفته نماند در جاده ابريشم كه ‌از شمال چين، مغولستان ، افغانستان و ايران مي‌گذشته است، بازرگانان ايراني محصولات ابريشم را از چين خريداري و با شتر به كشورهاي عرب و امپراطوري روم منتقل مي‌كرده‌اند.
همچنين در روايات تاريخي آمده است كه قبل از اينكه اعراب مسلمان سرزمين ماوراء‌النهر را فتح كنند دراين سرزمين سكه‌هائي به ‌نام‌ سكه‌هاي خوارزمي رواج داشته كه روي برخي از آنها تصوير شتري نقش بسته است.
در افسانه‌ها نيز آمده است:هنگامي كه نادرشاه افشار به‌قصد تسخير هندوستان عازم‌آن ديار بود، با لشگري انبوه از فيل‌سواران مواجه شد و براي مقابله با آنان دستور داد شتران لشكر را جمع‌آوري‌كنند و بر پشت آنها هيمه گدازان بست و بدين‌گونه، شتران نادرشاه از آتش ترسيدند و به سوي لشكر هند رم كردند و فيل‌ها نيز با ديد شترهايي كه برپشت آنها آتش افروخته شده بود، رم نموده و لشكريان‌هند را زير دست‌وپاي خود له كردند و اين امرباعث شكست بزرگ هند شد.
جالب‌اينكه در ادوار بعدي تاريخ كشورمان ازجمله دردوره‌قاجار و اوايل دوره پهلوي، شترهاي بلوچستان و كرمان در ژاندارمري براي حمل‌ونقل افراد و وسايل به كار گرفته مي‌شدند و ما دركشورمان داراي هنگ‌هاي شترسوار بوديم كمااينكه در سال 1319 بيماري "سورا" تلفات زيادي به هنگ 11 جماز كرمان وارد كرد.
همچنين در اوايل تاسيس اداره پست در ايران در مناطق دوردست و صعب العبور كويري از شتر براي حمل بسته‌هاي پستي استفاده مي‌شد و تا همين چند دهه قبل نيز شترهاي ورامين و كرج بخصوص در تابستان، ميوه‌هاي تهران را از مزارع به بازارها و ميدان هاي جنوب شهر منتقل مي‌كردند.
به‌گزارش وزارت كشاورزي، تعداد شتران در ايران درسال 1354 به 300 هزار نفر مي‌رسيده كه‌اين تعداد بتدريج رو به كاهش گذاشت و اكنون به كمتر از 150 هزار نفر رسيده است.
كينه شتري
برغم اينهمه صفات خرد و كلان شتر،شايد يكي از نادر خواص مذموم اين حيوان، سرشت كينه توزانه اوست كه در قالب اصطلاح و ضرب‌المثل نيز در سطح محاورات عمومي نيز متدوال گشته‌است بطوريكه وقتي در مقام تاكيد بخواهند از يكدنگي و لجاجت كسي سخن بگويند بلافاصله رفتار او را به "كينه شتري" نسبت مي‌دهند. اما آيا شتر واقعا" كينه‌توز و لجوج است.
برخي كارشناسان در اين‌باره مي‌گويند:بااينكه شتر حيوان صبوري است اما سه اتفاق باعث عصبانيت و كينه‌توزي اين حيوان آرام مي‌شود:يكي اينكه شتر دوست ندارد هنگام زايمان و نعره كشيدنش،كسي او تماشا كند. ديگر اينكه، اگر كسي مزاحم شير خوردن فرزندش شود،او ناراحت مي‌شود. سوم اينكه اگر كسي به تماشاي جفت گيريش بايستد ، او را نخواهد بخشيد بطوريكه حتي اگر 20 سال بعد هم آن شخص را ببيند، به او ضربه مي‌زند البته شتر بيش از 30 سال عمر مي‌كند و شايد در تمام عمرش نيز هيچ كينه‌اي به دل نگيرد
. معمولا بزرگترين و قويترين شتر گله اقدام به باروري شتران ماده مي‌كند اما چنانچه دو شتر نر در حالت مستي در يك زمان وجود داشته باشند،آن دو به جنگ مي‌پردارند و شتر پيروز اقدام به جفتگيري با شتران ماده مي‌كند و شتر شكست خورده، حالت مستي‌اش را از دست مي‌دهد.في‌الواقع در همين فصل جفتگيري است كه شتر نر ممكن است به‌حيوانات ديگر و حتي‌انسان حمله كند و به‌آنها صدمه بزند.
معمولا آسيبي را كه شتر مي‌تواند به انسان وارد كند ، گاز گرفتن بوسيله دندانهاي نيش است، به همين دليل بعضي شترداران اين دندانها را با سوهان مي‌سايند تا ضرر ناشي از آنها كمتر شود.
به دليل خطرات ناشي از جفتگيري، برخي شترداران در هنگام كار، شتران نر و ماده را از هم جدا مي‌كنند، هرچند در اوقات ديگر، شترها مطيع و رامند.
با وجود آرامش و تحمل زياد، اين حيوان مي‌تواند لگد بسيار محكمي بزند كه ممكن‌است تا شانه انسان نيز برسد.همچنين مي‌تواند دست‌ها و پاهاي خود را در محدوده وسيعي به عقب يا جلو حركت دهد بطوريكه مي‌تواند با دستهايش لگد نيز بزند و ارتفاع لگدش تا آرنج نيز مي‌رسد. عجيب‌اينكه گفته مي‌شود شتر بعد از آنكه به انسان لگد پراكند و او را نقش بر زمين كرد بلافاصله روي سينه فرد مي‌نشيند البته شتر هنگام ايستادن خطرناك است اما چون بنشيند آرام مي‌گيرد و بي خطر مي‌شود.
برخي كينه شتر را پايان ناپذير مي‌دانند و مدعي‌اند ملاطفت مجدد ساربان نيز نمي‌تواتند آن را تعديل كند. از اين منظر ، شتر خشمگين همواره منتظر فرصت ناسب است تا انتقامش رااز ساربان بگيرد،اما نكته عجيب اين است كه شتر مست هرگز به ساربان مغضوب در جمع حمله نمي‌كند بلكه فقط نگاه خشم‌آلودش را به به چشمان او مي‌دوزد و با دهان كف‌آلود پياپي نعره‌هاي هولناك سرمي‌دهد تا فرصت مناسب فرا برسد و ساربان را تنها گير بياورداما واي به روزي كه لوك مست و كينه‌توز، آن فرصت را به چنگ آورد و ساربان را يكه و تنها در بيابان گير بياورد.
آسيبي كه شتر مي‌تواند به انسان وارد كند ، گاز گرفتن بوسيله دندانهاي نيش است، به همين دليل بعضي شترداران اين دندانها را با سوهان مي‌سايند تا ضرر ناشي از آنها كمتر شود. در اين حال، وقتي ساربان در بيابان مورد حمله قرار گرفت تنها راه نجاتش اين‌است كه در حال گريز، لباسهايش را يكايك از تن درآورد و پشت سرش بيندازد.در اينجاست كه شتر گول مي‌خورد و به‌جاي ساربان هرتكه لباسي را كه جلويش افتاده است به دندان مي‌گيرد و تنه سنگين خود را روي آن مي‌مالد سپس مجددا به تعقيب ساربان مي‌پردازد و دوباره ساربان بايد به همين ترتيب البسه ديگر خود را از تن درآورد و روي زمين جلوي شتر انتقامجو بيندازد.
اگر فرد گريزان تا زماني كه لباسهايش تمام شد ، توانست خود را به آبادي يا پناهگاهي برساند نجات خواهد يافت، وگرنه مرگش، حتمي است.
برخي از شترداران منطقه آران و بيدگل نيز بر كينه توزي شتر تاكيد دارند.
"بهزاد فداييان" فرهنگي بازنشسته با 30 سال سابقه شترداري كه هم اينك پنح نفر شتر دارد، در اين‌باره گفت:شتر لوك بعضي وقتها بخصوص هنگام آزار دادن ماده‌اش يا مثلا هنگام كامل شدن قرص ماه(كه دليل آن نيز معلوم نيست)، بسيار كينه‌جو و وحشي مي‌شود و تا گرفتن تقاصش ازفرد مغضوب، او را رها نمي‌كند و با گازگرفتن، پرتاب ضربه دست و ختي خوابيدن روي آدم، درصدد تلافي برمي‌آيد.
وي افزود: سال گذشته يك لوك به من حمله‌ور شد و سه دنده‌ام را شكست و با اينكه شتر خوبي براي نسل‌گيري بود، او را به دست قصاب سپردم.
ضرب‌المثل‌هاي شتري
همانطوريكه نشان داديم شتر درتاريخ مملكت ما و زندگي گذشتگان اين سرزمين نقش بسزايي داشته و به‌همين نسبت نيز جايگاه پررنگ آن در محاورات، اصطلاحات و ضرب المثل‌هاي ايران زمين، دور از انتظار نيست.
شايد به جرات بتوان گفت كه هيچ حيواني اينقدر دست مايه ضرب‌المثل‌هاي ما قرار نگرفته و همين مولفه نيز به خودي مويد نقش مهم شتر در زندگي ما ايرانيان بوده است.
در اينجا به برخي ضرب‌المثل‌هايي كه در سير قرون مختلف در فرهنگ ايران بر پايه نقش شتر منعقد شده و بين افواه متداول گشته است ، اشاره مي‌شود. "شتر درخواب بيند پنبه دانه- گهي لف لف خورد گه دانه دانه" ،"شتر ديدي؟ نديدي!،"شتر با بارش گم مي‌شه"،"شتر سواري دولا دولا نمي‌شه"،شتر را گم كرده، دنبال افسارش مي‌گرده"،" دور از شتر بخواب،خواب آشفته نبين"،"شتر اگر مرده هم باشه پوستش بار خره"،"شتر راچه به علاقه‌بندي (علاقه‌بند يعني بريشم باف) ، "شتر را گفتند چرا گردنت كج است، گفت كجام راست است!" ، " شتر را گفتند: چكاره‌اي؟
گفت:علاقه‌بندم، گفتند:از دست و پنجه نرم و نازكش پيداست!"،" شتر مرد و حاجي خلاص"،"شتر كه نواله(خوراك)بخواهد گردن را دراز مي‌كنه"،" شترها را نعل مي‌كردند،كك هم پايش را بلند كرد!"،"اين شتريه كه پشت در خونه همه ميخوابه"،"شتر بزرگه زحمتش همه بزرگه"،"آنكه شتر را به پشت بان برد خودش هم بايد پايين آورد،"تخم‌مرغ دزد، شتر دزد مي‌شه"،"نه‌شير شتر نه ديدار عرب".
كساد صنعت شترداري در ايران
با اينكه پرورش شتر در كشور ما سابقه ديرينه دارد و نياكان ما از ديرباز از گوشت ،كرك ، مو و شير شتر استفاده مي‌كرده‌اند اما اطلاعات موجود از كسادي وضعيت شترداري در كشورمان خبر مي‌دهد.
هم اكنون در كشور ما تيره هاي مختلف نژاد شترهاي يك كوهانه ، دوكوهانه و آميخته زندگي مي‌كنند كه البته اكثر شترها يك كوهانه‌اند كه زادگاهشان اغلب استانهاي سيستان و بلوچستان ، خراسان ، يزد، كرمان ، گلستان و هرمزگان است .
از منظري ديگر،انواع شتر را به شتران شيري ، گوشتي و باري تقسيم مي‌كنند و بخش‌عمده‌ي جمعيت شتران گوشتي كشور در استان سيستان‌وبلوچستان بسر مي‌برند.
وفق آمار موجود، هم اكنون تعداد كل شتران كشور بيش از 148 هزار نفر است كه به صورت سنتي،بومي و با نظام نيمه وحشي در مناطق خشك و نيمه‌خشك بويژه استانهاي سيستان و بلوچستان ، خراسان جنوبي ، خراسان رضوي ،يزد، كرمان ، هرمزگان و سمنان پراكنده‌اند.
در زمان حاضر 80 درصد شترها در مراتع رها شده و 20 درصد ديگر در واحدهاي شترداري با آذوقه دستي تعليف مي‌شوند. در واقع شيوه پرورش شتر در كشور به گونه‌اي است كه اين حيوان به صورت آزاد در مناطق بياباني رها و تنها سالي يك بار براي پشم چيني و يا شمارش توسط ساربانان جمع آوري مي‌شود.
برخلاف مرغدارها و پرورش‌دهندگان گاو و گوسفند، شتردارها در ايران تشكلي ندارند و آنها برحسب علاقه و يا به تبع شغل آباء و اجداديشان به اين حرفه مشغولند.
سالانه حدود 5400 تن گوشت شتر دركشور توليد مي‌شود كه بالاترين سهم در اختيار استان سيستان و بلوچستان و شهرستانهاي طبس و نهبندان است.
با درنظرگرفتن متوسط قيمت 6750 تومان براي هركيلوگرم گوشت شتر ، گردش مالي سالانه بازار گوشت شتر در كشور حدود 36.45 ميليارد تومان برآورد مي‌شود.
همچنين سالانه 190 هزار كيلو كرك از شترهاي ايران استحصال ميشود، البته ميزان كرك و موي قابل برداشت از 148 هزار نفر شتر كشور بيش ازاين است كه به دليل سختي كار و عدم صرفه اقتصادي، چيده نمي‌شود.
هم‌اينك استفاده از كرك و پشم شتر كه در گذشته‌ي نه چندان دور از آن براي بافت لباس و عبا استفاده مي شد ، به فراموشي سپرده شده و ساربانان نيز كه سالي يك بار (روز شصتم نوروز) اقدام به پشم چيني مي‌كردند ، حالا ديگر پشم شتر را به دليل عدم صرفه اقتصادي نمي‌چينند.
دراين راستا،جالب اين است كه با وجود اينكه آفريقا و كشورهاي عربي بيش از 76 درصد جمعيت جهاني اين حيوان را به خود اختصاص داده‌اند، بازار توليد و صادرات كرك شتر در اختيار كشورهاي روسيه ، هندوستان و چين قرار دارد. از ديدگاه كارشناسان ، يكي از مشكلات صنعت شترداري در كشور ما مصرف پايين گوشت و شيرشتراست كه باعث ثابت ماندن جمعيت شترطي دهه‌هاي اخيرشده در حالي كه شرايط جغرافيايي و اقليمي كشور ما براي پرورش شتر بسيار مناسب است.
امروزه در كشور ما، شتر را فقط براي فروش گوشتش پروار مي‌كنند درحالي كه مردم رغبت چنداني به مصرف گوشت آن ندارند و بسياري از شهرنشينان به دليل عادت نكردن به مصرف آن يا اعتقاد غلطشان داير به سفتي ، ديرپزي، گرم‌بودن يا ديرزايي زنان باردار (ناشي ازمصرف گوشت شتر) ، از تناول آن اباء مي‌كنند با اين وجود ، كارشناسان نه‌تنها هيچ كدام از اين موارد را واجد پشتوانه علمي نمي‌دانند بلكه عميقا"بر اين باورند كه گوشت شتر سرشار از پروتيين و مواد مغذي موردنياز بدن و جذب‌كننده و نگهدارنده مقداري زيادي آب است.
در هر حال قدر مسلم صنعت شترداري در ايران برغم سابقه طولاني با مشكلات متعددي روبه روست. خشكسالي‌هاي متوالي و فقر مراتع ، ممنوعيت چراي مراتع و مشكل تعليف شتران،نداشتن تضمين خريد گوشت شتر ، مشكل بيمه‌كردن شترها و اجرا نشدن طرح ساماندهي آنها در زمره مشكلاتي است كه در اين زمينه وجود دارد.
با توجه به قابليتهاي شتر در عرصه كويرنوردي و توليد گوشت ارزان قيمت و استفاده بهينه از گياهان غيرقابل استفاده ساير دامها و نيز ايجاد زمينه اشتغال قشر وسيعي‌از ساكنان مناطق كويري، ضرورت تام دارد مسوولان براي رفع مشكلات موجود بر سر راه پرورش شتر در كشورمان گامهاي موثري بردارند.
وضعيت شترداري در آران و بيدگل
به همين نسبت ، وضعيت شترداري در منطقه كويري آران و بيدگل كه گذر تيم كويرنوردي ما به آنجا افتاده است ، نيز رونق چنداني ندارد.
به‌گفته "حسين نراقي "مسوول امور دام جهارد كشاورزي شهرستان آران و بيدگل ، هم اكنون بالغ بر 700 نفر شتر در اين منطقه وجود دارد كه اغلب آنها در سطح كوير مرنجاب ، روستاي حسين آباد و مزرعه تقي آباد پراكنده‌اند.
وي با اشاره به اينكه تاكنون كار چنداني براي ساماندهي شترداري در منطقه صورت نگرفته است ، از طرح جهاد كشاورزي براي شناسنامه دار كردن و پلاك زني شترهاي مولد و اصلاح نژاد آنها خبر داد.
وي معتقد است:با توجه به شرايط مساعد كشور براي پرورش شتر و خواص فوق العاده دامي اين حيوان كه مثلا ارزش ويتامين آن سه برابر گوشت گاو است ، بايد فرهنگ استفاده از گوشت و شير آن را در جامعه نهادينه كرد.
شترهاي اين شهرستان اغلب يك كوهانه‌اند و رنگ بيشتر آنها سرخ و قهوه‌اي و رنگ تعداد كمي از سفيد است.
از نكات جالب توجه درباره شترداري در اين منطقه، نظام اسم گذاري اشتران بر حسب متغييرات عمر آنهاست. چه،اغلب مردم ما اين حيوان را"شتر" مي‌نامند، اما جالب اين‌است كه نام شتر در فرهنگ آران و بيدگلي‌ها بسته به شرايط سني حيوان متفاوت و از ملاحظات خاصي پيروي مي‌كند.
مثلا دراين منطقه به كره شتر اعم از نر يا ماده در سال اول تولد "هاشي" و در سال بعد (سال دوم)" ديلاق" يا "بلوان"گفته مي‌شود.همچنين در سال سوم به شتر اعم از نر يا ماده"حق " گفته مي‌شود و مراد از اين واژه ، حق شتردار در جهازگذاري روي كمر شتر يا سواري گرفتن از آن است.
در سال چهارم به شتر نر"گود" و به شتر ماده "مجي "(يعني شتري كه شكم اول آبستن شده است)، گفته مي‌شود.
شتر ماده در پنج سالگي "ارونه "و شتر نر"گود پنج ساله" ناميده مي‌شود و درسال ششم به شتر ماده "ارونه‌كار" (چون آن را در اين سال به كار گرفته‌اند) و به شتر نر "گود شش ساله " يا " گرد دندان" مي‌گويند.
در هفت سالگي به شتر نر"لوك" يا "نيش دار" يا"لوك نيش" و به جنس ماده‌اش همچنان "ارونه كار"مي گويند. در دوره هشت تا 10 سالگي شتر نر كماكان"لوك" و شتر ماده"ارونه‌كار" خوانده مي‌شود و بالاخره از 10 تا 15 سالگي به شتر نر "لوك دونيش "يا "لوك دودندان " مي‌گويند در حاليكه نام"ارونه كار" همچنان روي شتر ماده مانده است.
فصل جفتگيري شترمعمولا از آذرماه شروع مي‌شود و تا يكماه بعد ازعيد ادامه دارد.شتريكسال درميان مي‌زايد و دوران بارداريش نيز حدود 13 تا 14 ماه است. پس‌از دريافت اين همه اطلاعات درباره مميزات بي‌نظير جانداري كه من شتابزده آن همه درباره اش،الم‌شنگه براه انداختم ، بدون اينكه اصلا" بدانم چه صفات زيبا و بي‌بديلي در پشت اين چهره عبوس و بظاهر زشته خفته است، يا بالاتر از آن بدانم كه به حكم اخلاق زيباشناختي نبايستي‌اينقدر عجولانه و كوركورانه در باره كسي يا چيزي داوري كنم،اينك بگذاريد، بگذريم و به ادامه سفرنامه‌امان درباره قافله عازم قصر بهرام بپردازيم.
ساعت هنوز از 10 نگذشته است.قافله تهراني‌ها، هنوز از جست وخيز و سرسره‌بازي روي صيقل رمل‌هاي كويردل نكنده‌اند و برخي از آنها با سر پنج پاهايشان روي ماسه‌زار شيار مي‌كشند يا برخي ديگر با غلطيدن روي سطح رمل‌ها كه جابه‌جا در معرض بادهاي كويري اشكال منظمي گرفته است، مثل غلطك همه‌چيز را صاف يا گود مي‌كنند و الباقي نيز روي آيينه شنزار از خود فقط رد حضورشان را برجا مي گذارند.
همزمان با پاتيناژ اهل قافله روي صيقل دانه‌هاي ريز ماسه ، يك ريزه جلوتر چشمم به‌حشره‌اي پركار كه با تقلاي زياد و حركت تند شاخكهاي دست و پايش به ظرافت حركت يك سيرك باز روي يك گوي سرگرم غلطاندن يك سرگين شتر چند برابر جثه خودش به جلوست است ، مي‌افتد.
يكي‌ازساربان مي‌گويد:"پشكل پران" (كه آن را"سوسك سرگين غلطان" هم مي‌گويند) از فضله شتر براي تخمگذاري استفاده مي‌كند و به خاطر سفتي‌اش آن را به سمت آب مي‌راند تا سست و نفوذپذير شود سپس با سوراخ كردنش، تخمهايش را در درون آن جاي مي‌دهد.
من اين صحنه را نيز به حساب موجودي كلان شتر در بانك شگفتي‌هايش مي‌گذارم.
بواقع خدمتي كه اين جاندار قانع و جان ساخت به همه كويرنشينان از ريز و درشت مي‌كنند،اندازه ندارد.از درآمدزايي براي شترداران از طريق جابه جايي صحرانوردان تا شركت شترها درآيين‌هاي تعزيه‌خواني و عزاداري و حتي بازي‌كردن آنها در فيلمها.
به‌گفته"علي‌آقا حاج علي" يكي از ساربانان ، اين شترها بخصوص لوك قهوه‌اي تاكنون در چند فيلم سينمايي به ايفاي نقش پرداخته است.
بگذريم،ساعت از 10 نگذشته است و شترسواران، هنوز هم از لطافت ماسه‌هاي دم كرده روي تاول زمين اينجا دل نكنده‌اند.
بگذاريد راستش را بگويم.من از دست اين آدمها كه مثلا براي اين بيابانگردي حاضر شده‌اند نيم ميليون تومان به شترداران بدهند تا براي ساعتي يا روزي ، نوعي زندگي سنتي يا ترانزيت قديمي را تجربه كنند،سخت در تعجبم. مثلا من از اينكه بنزسواري، هوس شترسواري كند يا از خنكاي ويلاي سرسبز كنار دريايش يا كيف اتاق خوش منظره‌اش دردرون هتل پنج ستاره‌اي بگذرد تا شباشبي دردل سوزان و برهوت كوير در تاريكناي كاروانسرايي دورافتاده و متروكه بيتوته كند،هاج و واج ميمانم.
اي بابا، شترسواري كه دولا دولا نمي‌شود.من من هم بس است.بگذاريد اصل حرفم را بزنم، هر چه شد، شد.
بلانسبت همسفران تهراني ما،راست اين است كه برخي آدمهاي امروزي براي متمدن نشان‌دادن خودبه‌هرآنچه از مظاهر نوبه نوشونده‌زندگي مدرن بخصوص رنگ و لعاب فرنگي‌هاست ، حريصانه چنگ مي‌زنند و دك و پز زندگي خود را ويترين آلايش‌هايي مي‌كنند كه اغلب ريشه در فرهنگ آنها ندارد و بشدت از آنچه كه غبار ماضي بر آن نشسته است دوري مي‌گزينند يا بالاتر از آن، حتي از انتساب به آن احساس سرشكستگي و خفت مي‌كنند تا به اصطلاح سري در سرها درآورند و خود را با كلاس جا بزنند اما يالعجب كه همين آدمهاي مديست در برهه‌اي ديگر و بازهم به نيت جا زدن خود به عنوان آدمهاي با كلاس چنان در دالان تاريخ سروته مي‌كنند و اينبار سنت را دستاويز خود قرار مي‌دهند كه نگو و نپرس.
اينان در نقش تازه خود چنان عاشق سينه چاك حركات و سكنات گذشتگان مي‌شوند و به آب و آتش مي‌زنند تا خود را نوگريز و سنت پذير نشان‌دهند كه مثلا براي خريديك چراغ سه‌فيتله يا ساعت زهواردرفته سه‌ ، چهار دهه پيش كه‌من‌اصلا نمي‌دانم واژه "عتيقه" به آنها مي‌برازد يا نه مثل آب خوردن حاضرند سر كيسه را نزد شيادان شل كنند تا بازهم ادا و اطوار آدمهاي باكلاس و متمدن راالبته اين بار با رجعتي معكوس درآورند.يعني هم پز مدرن گرائيشان و هم افاده كلاسيك نمايي شان ، فيگوري است براي خودنمايي و بس.
شتر ماده در 5 سالگي "ارونه "و شتر نر"گود 5 ساله" ناميده مي‌شود و درسال ششم به شتر ماده "ارونه‌كار" (چون آن را در اين سال به كار گرفته‌اند) و به شتر نر "گود شش ساله " يا " گرد دندان" مي‌گويند. بر همين اساس ، حالااينكه ،آيا دلبستگي فخرآميز به تاريخ و فرهنگ سرزمين مادري، دليل رجعت برخي آدمها به سنت و آداب گذشته است يا دك و پرز و كلاس چنين كاري و يااصلا نه‌آن و نه اين بلكه شايد تنوع‌طلبي و تفنن محض باعث و باني چنين رويكردي‌است را من نمي‌دانم يا نمي‌خواهم كه بدانم،اما هرچه هست ،كساني كه در اين‌گونه سفرها شركت مي‌كنند،اقل كم از اين طريق،با راه و رسم و سختي‌هاي زندگي گذشتگان آشنا مي‌شوند و قدر زندگي‌متنعم امروزخود را بيشتر مي‌دانند.
بگذاريد از اين مبحث دل بكنم و بقيه ناگفته‌هايم را بگويم.
ساعت هنوز از 10 نگذشته است . صحرانوردان كماكان روي ميدان ماسه‌ها جولان مي‌دهند.شترها پشت سر لوك مثل مجسمه بيحركت در انتظارند الا سه شتر كه يك ساربان آنها را روي تلماسه‌ها مي‌گرداند درحالي كه ساربانان ديگر برخي از ارونه‌ها را"عقال زده‌اند(يعني يكي زانوهايشان را با ريسمان بسته‌اند) تا از روي زمين جنب نخورند.(چرايش را نمي‌دانم يعني نپرسيدم كه بدانم).
بالاخره وقتي ساعت به 10رسيد، صحرانوردان از خر شيطان پياده شدند تا سوار شترهايشان شوند و بسوي غرب خط تلماسه‌ها ، به قصر بهرام روانه گردند و ما هم سروته كرديم تا بسوي روستاي "تقي‌آباد" برويم كه ناغافل ،"پاترول" قراضه‌مان زهوارش دررفت و ما دردل كوير درحال جان‌كندن براي هل‌دادن تن لش اين خودروي سنگين آبي رنگ بوديم در حاليكه قافله به سركردگي لوك قهوه‌اي كه انگار با براه‌افتادن دوباره كاروان،سرحال و قبراق شده بود و توي بركه چشمان ذغاليش نيز ديگر اثري از شبنم معماآميزيش نبود، روي جاده كوير به سوي غرب در مقايسه با ما قيقاج مي‌رفت.
"اي كاروان آهسته ران ، كارام جانم مي‌رود آن دل كه با خود داشتم ، با دلستانم مي‌رود"
گذري به مزرعه تقي‌آباد
با هزار هل و تول بالاخره ما هم صحرانورد معيوب خود را كه بدقلقي مي‌كرد، به راه انداخيتم و د برو كه رفتي به سمت روستا يا به‌قول اينجايي‌ها، مزرعه "تقي آباد" واقع در 18كيلومتري شمال آران و بيدگل.
تا آمديم بجنبيم و با هزار دنگ و فنگ و تيپ پا، اتول قراضه‌امان را ودار به رفتن كنيم، در قفا اثري از قافله و سرسلسله جنبان‌آن لوك قهوه‌اي روي تل ماسه‌ها نمانده بود، تو گويي روغني شده و توي زمين رفته بودند.
بالاخره صلاه‌ظهر به تقي‌آباد رسيديم.دراينجا سرجمع بيست(تقي‌آباديها در لهجه محلي خود به جاي حرف"ب"از حرف"واو"استفاده مي‌كنند و آن را"ويست" مي‌گويند) خانوار زندگي مي‌كنند كه شغل همه آنها شترداري و فاميل همه آنها هم "حاج علي" است الا يك نفرشان به نام"علي‌اكبر كمال" كه با ديدن ما في‌الفور بساط چاي را دراتاق گلي باصفايش به راه‌انداخت و جلدي، با شكستن يك كله قند سمج ، مهمانان ناخوانده‌اش را به نوشيدن يك چاي دبش كويري دعوت كرد.
به گفته ميزبان تقي‌آبادي ما كه"كمال" همنشيني‌اش در ما اثر كرد، به خاطر اعمال محدوديت از سوي منابع طبيعي،جمعيت شترهاي منطقه رو به كاهش گذاشته است.
كمال افزود: اداره منابع طبيعي هر خانوار منطقه را به داشتن حداكثر 16 نفر شتر مجبور كرده است در حاليكه هر خانوار قبلا 40 تا 50 شتر هم نگهداري مي‌كرده‌اند.
وي علاوه بر همان صفاتي را كه پيش ازاين برشمردم،يكي ديگر ازصفات پسنديده شتر را وابستگي شديد عاطفي حيوان به صاحبش و جلد شدن او به خانه‌اش دانست و براي اثبات ادعايش گفت: چند روز پيش سروكله يكي از شترهاي گم شده‌ام كه ظاهرا"به ارتفاعات سياه كوه(اين سياه كوه باآن سياه‌كوه كنار تالاب گاوخوني فرق دارد و من از مختصاتش بي‌خبرم) رفته بود، بعد از يكسال و نيم پيدا شد و شترهاي زاهداني را هم كه به اينجا مي‌آورند ، بلافاصله به سمت زادگاهشان سروته مي‌كنند.
شتردار تقي‌آبادي قيمت گوشت شتر در منطقه را كيلويي هفت هزار تومان اعلام كرد.
در حاليكه"كمال" داشت درباره اينكه شتر در كوير همه نوع گياهي را مي‌خورد الا يك گياه سمي به نام"گندكنه" كه اگر از خوردنش نگذرد، جانش را سر شكمش مي‌گذارد،حرف مي‌زد، انفجار سرفه‌هاي بهاري ناشي از آغاز حساسيت فصلي، امانم را بريد.در اين حال،يكي از شترداران كه با الله و بالله،شيرشتر را بهترين مرهم سينه مي‌داند، مرا را به نوشيدن شيرش فراخواند.
راستش ما كه در اين سفر جز ديدن عرب،كلي شتر هم ديده بوديم و فقط نوشيدن شيرش باقي مانده بود و با تن دادن به آن نيز سفرمان كويريمان نوراعلي نور مي‌شد ، به اين يك كار هم رضايت داديم و بي‌درنگ يك پسر بچه زبل تقي‌آبادي مامور نوشيدن شير(بخوانيد نوشدارو) از يك ارونه جوان براي ما شد.
هزاري هم نگراني كه‌نه دل دل كردن براي انجام تجربه‌اي تازه وادارم مي‌كرد كه هي "من، من"كنم اما زهر هلال كه نبود،شير شتر بود كه خود من اينهمه از خوبيهايش گفته‌ام، تازه خدا را هم چه ديدي شايد افاقه كرد. اگر شد كه شد ، نشد هم كه نشد.
شتر ماده كه جابه‌جاي بدنش كچل شده و انگار روي گونه سمت راستش را خال كوبي كرده و عكس يك ستاره را روي آن كنده‌اند،بدقلقي مي‌كرد و پا نمي‌داد تا رزق"هره‌اش"را مفت و مسلم به كام ما بريزند، لاجرم سرش كلاه گذاشتند و كره‌اش را زير سينه‌اش كشيدند تا همزمان با شير خوردن او ، از يكي ديگر از مجاري پستانش،پسربچه رند و زبل تقي‌آبادي نيز از مجراي ديگرش، حالا ندوش كي بدوش.
با اتمام عمليات شيردوشي،يكي ازاعضاي تيم ما لاجرعه يك قلوپ از شير را سر كشيد، ديگري از خير نوشيدنش گذشت،سومي آن را مزه مزه كرد اما پايين نداد، من نيز بعد از كمي اين دست و آن دست كردن ، مرهم سينه را سر كشيدم تا اقل‌كم شايد از شر سرفه‌ها راحت شوم : كمي رقيق و شورمزه بود كه ملاحت آن نيز به خوراك شورانگيزش يعني گياهان كويري بازمي‌گشت.
ته مانده شير هم نصيب خود ارونه ستاره‌دار شد تا با ميل زياد آن را از ته كاسه بليسد تا دوباره آن را براي هره‌اش در درون قفسه سينه‌اش جاسازي كند.
بد نيست اين را هم بگويم كه در تقي آباد بسياري از اشتران با ريختگي جابه‌جاي پشمها و كركهايشان مواجه شده‌اند. شترداران ، دليل اين امر را يا ناشي از بي‌آبي و گرسنگي شترها و يا عدم چرب كردن جسم آنها با دانه روغني موسوم به" ككوچ"(روغن چراغ هم گفته مي‌شود) مي‌دانند و مي‌گويند: چون ديگر به دليل عدم صرف اقتصادي از چيدن سالانه پشم و كرك شترها خودداري مي‌كنيم و امكان روغن مالي كردن پيكر آنها هم وجود ندارد ، آفت كچلي به جان گله افتاده است اما خطري ندارد.
پشم شتر كه بهترين رنگش ، سرخ است در اينجا كيلويي پنج هزارتومان قيمت دارد اما نرخ پشم سياه بسيار نازل و در حد يك پنجاهم قيمت پشم قرمز است.
موقع رفتن است. تيم ما آماده عزيمت به‌بخش ديگري از كوير شده است، همزمان جرس برخي شترها به صدا درآمده است. ريتم آهنگين زنگوله‌ها، يك لوك را مست و ويلان كرده است.
برخي از زنگوله‌ها را به گردن شترها انداخته‌اند ، برخي هم به افسار شتران آويزان است.در مقام آذين نيز يك گلوبند از زنجيره زنگهاي ريز به اندازه تربچه را در درون سينه برخي شترها جانمايي كرده‌اند كه از تركيب صداي آنها،آهنگي موزون درفضا منتشر مي‌شود.البته درگذشته نيز زنگوله بزرگي به نام "كلك" براي حفظ تعادل بار به محموله شترها و در قسمت سبكتر بارنصب مي‌شد كه آن نيزصداي خاص خود را داشت كه‌البته امروز استفاده ندارد.
اداره منابع طبيعي هر خانوار منطقه را به داشتن حداكثر 16 نفر شتر مجبور كرده است در حاليكه هر خانوار قبلا 40 تا 50 شتر هم نگهداري مي‌كرده‌اند. در اصل همه اين ابزار براي شاد كردن شتر و وادشتنش به صحرانوردي بيشتر است. باوركردني نيست ولي به گفته شترداران ، وقتي شترها با صداهاي آهنگين مواجه‌شوند و مثلا ساربان براي آنها ني بنوازد يا آواز بخواند ، آنچنان سرمست و از خود بيخود مي‌شوند كه حتي دو منزل راه(معادل دو شبانه‌روز) را در مدت يك منزل طي مي‌كنند. ساربانان به اين رفتار،"آواز هدا" مي‌گويند.
درهر حال،قافله خبري ما نيز در حال عزيمت به منطقه ديگري براي ادامه سفر كويرنوردي خود است اما هنوز حرفهاي ناگفته‌ام زياد است كه يكي‌از اساسيترين آنها همين است كه چرا كشور ما با توجه به ساختار جغرافيايي و اقليمي و آن همه‌سابقه ديرينش در زمينه شترداري نبايد فكري به‌حال توسعه اين صنعت بكند.
در جايي كه همين چند روز پيش 10 هزار نفر شتر از كشورهاي عربي جنوب خليج فارس درمسابقه زيبايي شتر درصحراي ابوظبي كه جايزه برنده ‌آن حدود 35 ميليون درهم (9 ميليون و پانصد هزار دلار) است شركت كردند و رئيس كميسيون برگزاركننده آن ، هدف اين مسابقه را حفظ ميراث منطقه اعلام مي‌كند ، جاي چند و چون زيادي ندارد كه ما نيز به هزار و يك دليل گفته يا ناگفته بايد براي حفظ صنعت شترداري در سرزمين خود بكوشيم و اما و اگر نياوريم.
شتر سواري (بخوانيد شترداري) دولا دولا نمي‌شود. براستي اگر مسئولين بخواهند در اين زمينه كاري بكنند و در گستره‌ي بيكران مناطق كويريمان ، امكان پرورش سودمندترين و اسرارآميزترين موجود عالم را فراهم آورند تااز خيل رهاوردش ، منافع سرشاري به جيبمان سرازير شود، بايد آستين‌هاي همت را بالا بزنند.
زنگ‌هاي آهنگين شترهاي تقي‌آباد، همنوا فضا را پر كرده است، يك لوك از ضرب نواي جرس ، بدمستي مي‌كند ، ارونه سخاوتمند كه «روزي هره‌اش» را با ما تقسيم كرد، به كاسه خالي شير چشم دوخته است ، پسر شيردوش و خواهر كوچكش از دريچه لنز پاهاي شتر براي ما دست تكان مي‌دهند و ما براي رفتن به درياچه زيباي نمك ، جا كن مي‌شويم و زديم به چاك.

 
 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
لاریجانی و طرح تحول اقتصادی
:: فناوری اطلاعات ::
فهرست زنان فعال و تاثيرگذار در وب 2
:: حجاب و عفاف ::
دید گاه دو گردشگر فرانسوی در بازدید از نمایشگاه عکس "نور"
:: روی خط جوانی ::
برای یک انتقاد منطقی...
:: ورزش ::
پايان عصر قطبي
:: فرهنگ و هنر ::
مهدي هاشمي: بازيگر تئاتر بايد نقش را اداره كند
:: حوادث ::
دستبرد اينترنتي به حساب مشتريان يک بانک خصوصي ناموفق ماند

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  معرفی ما  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۸۷ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار