افسانههاي فراواني درباره جامعه، فرهنگ و ارزشهاي پاكستان وجود دارد كه روشنفكران داخلي و محققان و پژوهشگران خارجي بدون تحقيق آنها را باور كردهاند. يكي از اين افسانهها، عدم مقاومت ظاهري مردم در برابر سلطه ارتش و ديكتاتوريها است.
مقاومت كنوني در برابر پرويز مشرف از نظر شكل تازه، اما از نظر محتوا قديمي و داراي ريشههاي عميق در سنتهاي فرهنگي مردم پاكستان است. تفاوت در اين است كه امروز آگاهي سياسي مردم بيشتر و تمايل آنان به مشاركت در فعاليتهاي سياسي و اجتماعي بيشتر شده است.
افسانههاي فراواني درباره جامعه، فرهنگ و ارزشهاي پاكستان وجود دارد كه روشنفكران داخلي و محققان و پژوهشگران خارجي بدون تحقيق آنها را باور كردهاند. يكي از اين افسانهها، عدم مقاومت ظاهري مردم در برابر سلطه ارتش و ديكتاتوريها است.
البته هنگام حكومت ژنرالهاي ارتش، تعداد زيادي از همدستان غيرنظامي آنان از تمام طبقات اجتماع، به خاطر «دموكراتيكتر» بودن، «فداكاري و صميمت آنان» در تضمين ثبات، تداوم پيشرفت و كاميابي و رفاه مردم، از نظاميان مديحهسرايي ميكردند.
اما پاكستانيهاي ديگري هم بودندكه با هر وسيله ممكن و در هر فرصتي ميكوشيدند عدم مشروعيت حكام ارتشي و همدستان غيرنظامي آنان را برجستهتر كنند. ميراثهاي تلخ حكومتهاي نظامي كه خسارات هنگفت به نهادهاي كشور وارد و احساس مشترك هويت ملي را تضعيف كرد اينك نگرانيهاي كساني را تاييد ميكند كه همواره به مداخله ارتش در سياست اعتراض داشتند.
اما رنگ عوض كردههاي معتاد به قدرت و نفوذ، اعتقادي به ديدگاههاي نيروهاي دموكراتيك غيرنظامي نداشتند و بديهي است كه با خوشرقصي در برابر حكام نظامي و خدمت به آنان بيشتر به فكر افزايش منافع شخص خود بودند تا خدمت به منافع ملي.
آنان از هر ايدئولوژي موردنظر ديكتاتورها يا اصلاحات ظاهري كه به كشور تحميل ميكردند، دفاع ميكردند. هيچ كدام از ديكتاتورها، از ايوب خان گرفته تا پرويز مشرف، بدون پيروان خاص خود يا شركاي سر سپرده نبودند و به تنهايي حكومت نكردند.
طبيعي است كه ناظران امور پاكستان با بافتن نظريههايي، تكرار كودتاهاي نظامي را به نحوي خستهكننده توجيه ميكردند.
آنان علت دوام كودتاگران را با اشاره به فرهنگ فئودال، نامتوازن بودن نهادها، وجود جامعه مدني ضعيف و وجود يك طبقه روشنفكر و نخبه مسلط همكار با نظاميان توصيف ميكردند. هر يك از اين توصيفها براي درك علت اين كه چرا حكام نظامي از حمايت گروههاي بزرگ غيرنظامي برخوردار و حتي اين گروهها هميشه براي استقبال از آنان به عنوان بالادستان خود آماده بودند، ارزشهايي دارند.
از نظر من، توجه به «انفعالي بودن» جامعه و «پذيرش» ديكتاتورها قسمتي از تصوير و واقعيت جامعه پاكستان را به دست ميدهد. چون متحدان اجتماعي و سياسي ديكتاتورها صاحب مشاغل مهم ميشدند و رسانهها را كنترل ميكردند و بر گفتمان عمومي مسلط ميشدند، صداهاي مقاومت را خفه كردند و مانع از توجه مردم به اين صداها ميشدند.
در شرايطي كه در حال انتقال به پاكستان جديد و شكل دادن به نظام سياسي دموكراتيك آن هستيم، بايد كساني را كه كار، خانواده و حتي جان خود را براي يك پاكستان دموكراتيك و مدرن فدا كردند، گرامي بداريم. ما قهرمانان گمنام فراواني داريم كه نقشي حياتي در شكل دادن به فرهنگ مقاومت در پاكستان داشتهاند.
اين كار نيازمند تحقيقات اجتماعي فراوان براي ثبت شهامت، فداكاري و مقاومت شاعران همه زبانهاي ملي ما، فعالان سياسي تقريبا تمامي شاخهها و گروههاي سياسي، اصلاحگران اجتماعي، فعالان جامعه مدني و مليگراهايي است كه بيشتر آنان در استانهاي كوچكتر زندگي ميكنند.
ناشناس ماندن آنان در جامعه از نقشي ناشي ميشود كه رسانههاي تحت حمايت دولت و نظاميان و پليس مزدور در بد جلوه دادن همه كساني ايفا ميكردند كه به خاطر حقوق مردم و راستيها و عليه اقتدار حكام نظامي مبارزه ميكردند. بيشرمانه، به آنان برچسب «خائن»، «عناصر ضدپاكستان» و البته «عناصر دشمن» ميزدند. در حالي كه كساني كه در خدمت ديكتاتورها بودند شايسته چنين برچسبهاي شرمآوري بودند نه كساني كه با غاصبان قدرت مخالفت و مقابله ميكردند.
هيچ راه واحدي براي تعريف يك جامعه يا فرهنگ آن وجود ندارد. ممكن است تفاوتهاي فرهنگي فراواني در جامعهاي پيدا كنيد. احترام به قدرت از سنت فئودالي جامعه ما ناشي ميشود ولي ما فرهنگ مقاومت در برابر بيعدالتي، حكام ظالم و حكومت غيرعادلانه آنان را هم داريم. تاريخ و سوابق اجتماعي و فرهنگهاي مردمي تمامي مناطق شبه قاره هند از بلوچستان تا پنجاب، سند و سرحد، عشق و ستايش فراوان مردم را نسبت به كساني نشان ميدهد كه در كنار هموطنان خود ايستادند و با حكام ظالم به علت غصب حقوقشان جنگيدند.
منظور اين بحث، گذشته استعماري نيست بلكه سخن از پاكستان پس از استقلال و حكام بومي اين كشور است كه باعث آزار و رنج اين ملت شدند. اما اين فرهنگ مقاومت ريشههاي عميق در فرهنگ ما دارد و هنگامي كه قهرمانان معاصر خود را گرامي ميداريم لازم است به اين حقيقت اذعان كنيم. چگونه ميتوانيم فداكاري عظيم با كات سينگ و رفقاي او را كه الهام بخش انبوه مردمي بودهاند كه از مردم، حقوق و شرف آنان كه بازيچه دست همه حكام نظامي بوده كه وجود خود را بر اين ملت تحميل كردهاند، فراموش كنيم؟
بنابراين، هنگامي كه آينده دموكراتيك خود را ميسازيم و ميكوشيم كشور را از دست ديكتاتور خارج كنيم بايد افرادي را كه در برابر ايوبخان ايستادگي كردند و در شكنجهگاههاي او نابود شدند، گرامي بداريم. رفتار جانشين ايوب با مردم كشور خودش، كه خواهان احترام به حقوق مشروع خود بودند، از او هم وحشيانهتر بود و باعث فروپاشي كشور شد.
مقاومت مردم در برابر ضياءالحق شديد بود و به اشكال مختلف ابراز شد. فعالان زن، جنبشهاي مردمي براي احقاق حقوق خود تشكيل دادند و شاعران و نويسندگان، ادبيات مقاومت تازهاي به وجود آوردند. مردم ايالت سند دست به شديدترين مبارزات براي اعاده مردم سالاري زدند و بعضي از جوانان پاكستان مسلح شدند و كساني از آنان كه گرفتار تشكيلات امنيتي شدند سالها در معرض شديدترين شكنجهها قرار گرفتند.
مقاومت كنوني در برابر مشرف از نظر شكل تازه است اما از نظر محتوا قديمي و ريشههايي عميق در سنتهاي فرهنگي ما دارد. تفاوت در اين است كه امروز آگاهي سياسي مردم بيشتر و تمايل آنان به مشاركت در فعاليتهاي سياسي و اجتماعي بيشتر از گذشته است.
اين دگرگوني با ايجاد يك طبقه متوسط و حرفهاي در حال رشد ميسر شده كه به نظر ميرسد مستقلتر و داراي اعتماد به نفس بيشتر است.
اين نسل جديد همچنين به آسيب وارده به تصوير ملي، كه ديكتاتوريها و تغيير مداوم قانون اساسي و نظامهاي انتخاباتي به وسيله آنها عامل آن بودهاند، حساسيت بيشتري دارند. به علاوه ارتباط بيشتري با دنياي مدرن دارند و احساس ميكنند بايد داراي همان كنترل و نفوذي در ساختار قدرت كشور خويش باشند كه مردم جوامع ديگر در كشورهاي خود برخوردارند.
نسلي تازه از مردان و زنان پاكستاني در تمامي مشاغل و حرفههاي امروزي و مدرن به شيوهاي سازمان يافته با يك حاكم نظامي به مخالفت برخاستهاند. با توجه به شكوفايي فرهنگ مقاومت در پاكستان، ميتوانم با مقداري اطمينان بگويم كه ژنرال (بازنشسته) مشرف آخرين حكمران نظامي پاكستان است. به زودي شاهد بازگشت او به سايههاي تاريك تاريخ خواهيم بود در حالي كه اندك «عشاق» باقيمانده او براي هزيمت وي سوگوار خواهند شد.
چرخش مثبت در پاكستان كه امروز هر پاكستاني را مفتخر و نسبت به خود مطمئن ميكند بدون فداكاريهاي مردان و زنان شجاع جامعه ما و ميراث مقاومت آنان به دست نيامده است. اما اين فرهنگ نياز به پرورش و تقويت دارد و بهترين شيوه انجام اين كار ارج گذاشتن به قهرمانيها و مبارزات كساني است كه در مقابل ديكتاتوري ايستادگي كردند.
زيرا فقط با گرامي داشتن كامل دههها رنج فعالان اجتماعي و سياسي و يادآوري فداكاريهاي آنان به نسل جديد، ميتوانيم اميدوار باشيم كه مداخله ارتش موضوعي مربوط به گذشته بوده و اطمينان حاصل كنيم كه ديگر تكرار نشود.