شنبه 16 شهريور 1387

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 نسخه موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
  المپيک 2008 »

برنامه كامل ورزشكاران ايران اعلام شد

بازي‌هاي پارالمپيك افتتاح شد

سيزدهمين دوره رقابت هاي پارالمپيک

توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
قیمت هارددیسک های جدید فک های بزرگان را با خاک آشنا کرد
:: نکته آموزشی ::
رمزهایی از ویندوز

اخبار داخلی فرهنگ و هنر حدس و ابطال‌ به جاي پازل‌

 
 

جام جم , دوشنبه 23 ارديبهشت 1387

حدس و ابطال‌ به جاي پازل‌

 
 

«وكيل تاسكا» دوشنبه‌ها ساعت 19 از شبكه 5 سيما پخش مي‌شود.

برنامه‌هايي نظير داستان‌هاي پليسي و جنايي كه خود به‌خود از جذابيت‌هاي زيادي برخوردار هستند و مخاطب علاقه خاصي به اين نوع از برنامه‌ها نشان داده است؛ به همان اندازه كه در صورت موفقيت اثرگذار هستند، در معرض خطر نزول به سطح هم قرار دارند. سازندگان اين‌گونه آثار تلاشي را كه به عنوان نمونه يك مستندساز اجتماعي براي همراه كردن مخاطب به كار مي‌گيرد، نياز ندارند و در نتيجه اكتفا به جذابيت‌هاي ظاهري داستان و نداشتن نگاه خلاقانه به ماجراها برايشان بسيار محتمل خواهد بود.
فيلم‌هاي زيادي در رابطه با موضوع پركشمكش و درگيركننده وكالت و دادگاه ساخته شده است. تكراري شدن اين تم فيلمسازان را بر آن داشت تا به طرح مسائل نو در بستر اين موقعيت بپردازند؛ به طوري كه براي مثال، فيلمي مثل «وكيل مدافع شيطان» صحنه دادگاه را بهانه قرار مي‌دهد و از جذابيت آن استفاده مي‌كند تا به موضوع متفاوت ديگري كه مدنظر دارد، بپردازد.
در چنين شرايطي و با اين خيل آثار متفاوت و مختلف بازگشت، به آن نوع سينماي دادگاهي ابتدايي كه تنها وجه مثبتش جذابيت محض اين‌گونه داستان‌ها بوده، اتفاق خوشايندي نخواهد بود. حال با اين مقدمه ببينيم يكي از مجموعه‌هاي تلويزيوني خارجي سيما به نام «وكيل تاسكا» كه اين موضوع را تم اصلي خود دارد، تا چه اندازه موفق است.
وكيل تاسكا داستان وكالت‌هاي وكيل موفقي است به نام تاسكا كه هربار با پرونده‌اي جديد مواجه مي‌شود و بنا به حرفه‌اش درصدد دفاع از موكل خود بر مي‌آيد. تا اينجا كه همان نياز اوليه چنين داستان‌هايي را شاهديم.
ديگر چه؟ آيا تاسكا ويژگي منحصر به فردي در شخصيتش دارد و به پرونده‌هاي جنايي و روند محاكمه رنگ و لعاب تازه‌اي مي‌دهد؟ روابط شخصيت‌ها پيچيده است و روايت تازه‌اي را مي‌طلبد؟ جرم‌ها عجيب و غريب و ناآشنا هستند؟ يا اين‌كه نه، اصلاً قرار نيست چيزي تازه باشد؛ اما دست‌كم نگاه خلاقانه‌اي كه حداقل لازم براي ارزش هنري يك برنامه است، در اين مجموعه ديده مي‌شود؟ به نظر پاسخ همه اين پرسش‌ ما منفي است.
سر نخ‌هايي كه از وقايع به دست مي‌آيد، همه از دم دست‌ترين راه‌حل ممكن، يعني بازجويي‌هاي شفاهي به دست مي‌آيند؛ آن هم به صورتي نه‌چندان پيچيده كه بتواند مخاطب را در تعليق شخصيت‌ها بر سر شناخت مجرم اصلي همراه كند.
يك روند تكراري بازجويي‌هاي ساده و عاري از هوشمندي‌هاي روان‌شناسانه سكانس‌هاي مختلف برنامه را تشكيل مي‌دهند كه پس از هر كدام يا هرچند تا يك بار، شاهد جلسه تاسكا با همكارانش هستيم كه اين سرنخ‌ها را براي خودشان تحليل مي‌كنند.
جايي هم كه المان‌هاي تصويري غير‌كلامي كاركرد پيدا مي‌كنند، مثل قسمتي كه تاسكا از نوار فيلمبرداري شده صحنه جرم سرنخ اصلي را پيدا مي‌كند؛ بدون مقدمه‌چيني قبلي و به صورت كاملاً تصادفي است و به جاي اين‌كه سرنخ‌هاي قبلي را كامل كند، با خط بطلان كشيدن يكباره بر آنها براحتي و با يك ديالوگ ساده «كسي بيرون مي‌آد كه وارد شده باشه» سر و ته قضيه هم مي‌آيد و تيزبيني وكيل به اين وسيله به رخ كشيده مي شود. در پايان اين قسمت هم كه به نظر مي‌رسد به خاطر قاتل بودن پدر مقتول، يك ماجراي جنايي تأثيرگذار را شاهد هستيم.
اعترافات ناگهاني و پرداخت تصويري سانتي‌مانتال كه سعي مي‌كند با ندامت و حيرت و دلسوزي و اشك تأثير صحنه را به حداكثر ممكن برساند، به باورپذيري صدمه مي‌زند و از همه بدتر در پايان جلسه دادگاه وقتي يكي از همكاران به تاسكا مي‌گويد: «لبخند بزن تو پيروز شدي»، تاسكا صريح و بي پرده ذهنياتش را در قالب اين ديالوگ به مخاطب ارائه مي‌كند: «لبخند زدن آسون نيس، اون هم با شنيدن چنين داستان غم‌انگيزي»! و عجيب اين‌كه يك لحظه بعد همكار بعدي كه سر مي‌رسد، تاسكا حرفش را به كلي فراموش مي‌كند و در جواب تبريك او به جاي لبخند، مي‌خندد!
وكيل تاسكا از منظر داستان‌پردازي و فيلمنامه، بسيار دم دستي و فاقد عمق لازم است. وقايع داستاني مثل پازل كنار هم چيده نمي‌شوند و فقط در حد حدس‌ها و ابطال‌ها باقي مي‌مانند. شخصيت‌هاي داستان ويژگي منحصر به فردي ندارند و براحتي مي‌توان جايشان را با هم عوض كرد. در مسير كشف جرم موانع دندانگيري چيده نشده و همين قدرت تاسكا را در شناخت مجرم تضعيف مي‌كند و از همه مهمتر، داستان عاري از مضمون و لايه زيريني در بستر معمايي ماجراست.
از جنبه ساختار و كارگرداني هم ايرادهاي فاحشي به چشم مي خورد. برنامه متكي بر گفتگوهاي بازجويانه يا تحليلگرانه براي كشف جرم است و كارگرداني متنوعي را در صحنه‌هاي يكسان گفتگو مي‌طلبد و بالاخره تيترا ژ فيلم كه مجموعه‌اي از نقاشي‌ها و مجسمه‌هاي كلاسيك با موضوعيت عدل و دادگاه است، پيش از هر تأثير ديگري حامل پيام و شعاري است كه يا در برنامه وجود ندارد، يا به همين شكل مستقيم و سهل‌الوصول تابلوها قابل دسترسي است.
«وكيل تاسكا» دوشنبه‌ها ساعت 19 از شبكه 5 سيما پخش مي‌شود.

 
 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
هاشمي رفسنجاني: فعالان اقتصادي براجراي برنامه پنجم متمركز شوند
:: فناوری اطلاعات ::
رفع مشکلات نرم افزار پیام رسان فراموش شد
:: روی خط جوانی ::
آیا می دانید هاله شما چه رنگی است؟
:: ورزش ::
ايران به دنبال شکستن طلسم
:: فرهنگ و هنر ::
مهراوه شريفي‌نيا: زمان حضور در كارهاي مناسبتي زير ذره‌بين هستيم
:: حوادث ::
هيولاي خانه وحشت دسامبر محاكمه مي‌شود

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  معرفی ما  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۸۷ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار