يكشنبه 3 آذر 1387

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 نسخه موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
  حجاب و عفاف »

دید گاه دو گردشگر فرانسوی در بازدید از نمایشگاه عکس "نور"

افتتاح نمایشگاه عکس عفاف و حجاب (نور) در خانه عکاسان ایران

نمایش فیلمهای منتخب جشنواره نور

توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
راز بازار درایو نوری
:: نکته آموزشی ::
بازیابی فایل های پاک شده

اخبار داخلی حوادث «مرجان» را کشتم چون لکه ننگ بود

 
 

شنبه 25 خرداد 1387

«مرجان» را کشتم چون لکه ننگ بود

 
 

پسر جنایتکار در حالی با صدور دستور قضایی ، بازداشت شد که خانواده قربانی به عنوان «ولی دم» اعلام کرد شکایتی از «مرتضی» ندارد.

دختر هرمزگانی که در آرزوی ازدواج با مرد مورد علاقه اش از خانه فرار کرده بود قربانی خشم برادر خود شد.
پسر 23 ساله ای به نام «مرتضی» که پریشانی در چهره اش موج می زد به اداره آگاهی«حاجی آباد» بندرعباس رفت و پرده از تلخ ترین راز زندگی اش برداشت.
وی اظهار داشت:چندی پیش مردی به نام «هوشنگ» که یک بار ازدواج ناموفق داشته است به خواستگاری خواهر 21 ساله ام «مرجان» آمد و با مخالفت شدید من و خانواده ام رو به رو شد.
«مرتضی» افزود:آن خواستگار با وعده و وعیدهایش «مرجان» را فریب داد و خواهرم پا در یک کفش کرد که به هر قیمت ممکن با آن مرد ازدواج می کند.
هر چه نصیحتش کردیم و گفتیم این آدم ، به دردش نمی خورد گوشش بدهکار نبود و همچنان بر ازدواج با او پافشاری می کرد.
این پسر، ادامه داد:صبح 21 اردیبهشت 87 بود که مادرم از خواب بیدار شد و هراسان به من گفت«مرجان شناسنامه اش را برداشته و فرار کرده است».
بعد از سه روز جست و جو و بی خبری، به خانه برگشته بودم که «مرجان» را دیدم و غیرتی شدم.او را به اتاق کشاندم ، دررا قفل کردم و دلیل فرارش را پرسیدم.
«مرتضی» توضیح داد:خواهرم ، سر به زیر انداخت و فقط سکوت کرد.نمی خواست حرفی بزند اما بالاخره با گریه گفت «من و هوشنگ نقشه فرارکشیدیم و با شناسنامه هایمان به محضر رفتیم ولی چون نیاز به حضور یا اجازه کتبی پدر من بود حاج آقا ما راعقد نکرد و من راهی جز برگشت به خانه نداشتم».
وی اضافه کرد: مرجان مدام می گفت «اشتباه کردم ، غلط کردم ، مرا ببخش» اما خون جلوی چشمم را گرفته بود و التماس هایش برایم ارزشی نداشت.می خواستم لکه ننگ را از خانواده ام پاک کنم و اول پارچه ای در دهانش گذاشتم.مقاومتی نکرد و با پارچه ای دیگری، او را بستم و ازسقف ؛حلق آویز کردم. هنوز تمام خشمم فروکش نکرده بود که جنازه را پایین کشیدم و چند ضربه کارد به آن زدم.کمی احساس راحتی کردم و پا به فرار گذاشتم اما...
«مرتضی» در پایان اعتراف های تکان دهنده اش نفس عمیقی کشید و اظهار داشت: از کارم پشیمان نیستم ؛ مرجان باید می مرد.
پسر جنایتکار در حالی با صدور دستور قضایی ، بازداشت شد که خانواده قربانی به عنوان «ولی دم» اعلام کرد شکایتی از «مرتضی» ندارد.
پرونده این پسر ، پس از صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری فرستاده خواهد شد و نظر به این که «اولیای دم» حکم قصاص نفس (اعدام) نمی خواهد «مرتضی» طبق قانون و از جنبه عمومی جرم به سه تا هفت سال زندان محکوم می شود.

 
 

بلوتوث مرگ برای دختر جوان
اعتراف به جنايت در آخرين جلسه دادگاه
متهم به قتل خير مدرسه ساز قتل را گردن منشي انداخت

 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
وزير كار: سياستهاي بانکي با تغيير افراد، تغيير مي کند
:: فناوری اطلاعات ::
فهرست زنان فعال و تاثيرگذار در وب 2
:: حجاب و عفاف ::
دید گاه دو گردشگر فرانسوی در بازدید از نمایشگاه عکس "نور"
:: روی خط جوانی ::
برای یک انتقاد منطقی...
:: ورزش ::
محمود میران: باید تیم ملی جدیدی ساخته شود
:: فرهنگ و هنر ::
رحيم مشايي: ثبت روز "كوروش" در تقويم ملي ايران
:: حوادث ::
دستبرد اينترنتي به حساب مشتريان يک بانک خصوصي ناموفق ماند

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  معرفی ما  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۸۷ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار