 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
جام جم , پنجشنبه 30 خرداد 1387 |
|
در اين محوطه چه خبر است؟
|
| | | |
 | «محوطه» محصول سال 2000 صنعت سينما يك درام دلهرهآور و جنايتكارانه به كارگرداني جيمز گرمي است. |  «محوطه» محصول سال 2000 صنعت سينما يك درام دلهرهآور و جنايتكارانه به كارگرداني جيمز گرمي است. مارك والبرگ، بوآكين فانيكس، شارليز ترون، جيمز كان، الن برستين، في داناوي، استيو لاورنس و اندي داوولي بازيگران آن هستند. قصه فيلم ميخواهد اين نكته را مطرح كند كه «هيچ چيزي خطرناكتر از يك آدم بيگناه نيست.»
محل رخدادهاي فيلم محوطه خط آهن كبك كاناداست. يك سري از آدمهاي محل در حال بازسازي و تعمير ماشينهاي خط راهآهن زيرزميني هستند. قراردادهايي كه براي كار اين افراد نوشته شده، چندان هم منطقي و قانوني نيستند. به واسطه اين قراردادها ميتوان افراد مختلف را استثمار كرد و به اين ترتيب فساد در محل ريشه ميدواند.,
زماني كه ليوهند (با بازي والبرگ) از زندان آزاد ميشود متوجه اين نكته ميشود كه عمهاش با فراك اولچين (با بازي جيمز كان) ازدواج كرده است. فرانك يكي از كارفرمايان و كارگزاران بزرگ منطقه است. او در حال مبارزه براي كسب حقوق قرارداد خود با يك شركت خصوصي است كه مالكين آن يك گروه از اقليتها هستند. ويلي (با بازي فانيكس) صميميترين دوست ليو است كه براي فرانك كار ميكند. ويلي گروهي كوچك و خرابكار درست كرده كه شبها مخفيانه به محل شركت آن مرد پورتوريكوييتبار رفته و در آنجا دست به خرابكاري ميزنند. ليو نيازمند يك كار است و ويلي به او كمك مالي ميكند. هدف او از اين كمك مالي اين است كه ليو را با خود همراه كند. اما يك شب كارها مسير غلطي را طي ميكند. يك مامور پليس موفق به شناسايي هويت ليو ميشود و حالا همه ميخواهند اثري از ليو نباشد. بجز مادر بيمار و دخترعمهاش اريكا (با بازي شارليز ترون) ليو به سمت چه كس ديگري ميتواند برود؟
بسياري از منتقدان از احساساتگرايي فيلم و ميل آن به سانتيمانتاليزم گفتهاند. جيمز گري كه با اولين ساخته سينمايياش «اودساي كوچك» منتقدان را سخت هيجانزده كرد (و همه از آن به عنوان اثري پرقدرت اسم بردند) در «محوطه» نتواسته آن قدرت و هنر را ارائه داده و تكرار كند. دليلش چيست؟ خود گري ميگويد بخش مهمي از مضمون فيلم «محوطه» برگرفته از تجربيات واقعي زندگي پدرش بوده كه در يك منطقه صنعتي خط آهن زيرزميني كار ميكرده است. محيط چنين كارهايي سخت و آهنين است و همين باعث ميشود تا فيلمنامه با مشكلات زيادي روبهرو شود. به احتمال زياد تماشاگران فيلمنامه را به صورت قصه و نوشتهاي غيرقابل باور ارزيابي ميكنند. قصه فيلم ميگويد ليو به خاطر يك سرقت شانزده ماه را در زندان گذرانده است. او جواني خودراي و قاطع است. ويلي تلاش دارد ليو را وارد بخش سياه حرفه منطقه كند، رقابتي كه در منطقه وجود دارد، خرابكاري را به عنوان يك حربه موثر ميپذيرد و همه به نوعي از اين حربه بهره ميگيرند. فيلمنامه فيلم، ليورا در اولين ماموريتش با مشكل روبهرو ميكند. يك مرد كشته و فرد ديگري هم به شدت زخمي ميشود و نوك تيز حمله جانب ليو نشانه گرفته ميشود. فقط اريكا و مادرش بيگناهي او را باور دارند، ولي آنها هم نميتوانند كاري برايش انجام دهند. همه به دنبال ليو هستند و او به صورت يك طعمه درآمده است. نه فقط پليس، كه آدمهاي فرانك هم او را ميخواهند. حتي ويلي (كه نگران موقعيت، امنيت و شهرت خود است) هم در شرايط تازه به دوست صميمي خود پشت ميكند.
«محوطه» تلاش دارد قصهاش را خوب و منطقي تعريف كرده و پيش ببرد، چند سكانس خيلي خوب دارد كه سرشار از تعليق و تنش است. اما در برخي لحظات اوضاع از دست كارگردان در ميرود. جيمز گرمي قصد دارد لحن واقعگرايانه قصه را حفظ كند، ولي ناگهان كارهايي غيرعادي از قصه و آدمهايش سر ميزند. براي مثال، ليو كه تحت تعقيب است، بهراحتي به خانهاش رفت و آمد ميكند تا مادر بيمارش را ببيند و كسي هم مانع او نميشود. چنين چيزي از يك قصه رئاليستي بعيد به نظر ميرسد.
ميتوان فهرستي از اينگونه خطارها را فهرست كرد و نوشت. شايد قصه فيلم شرح واقعي زندگي پدر فيلمساز باشد، اما بسياري از جزئيات آن غلط است. براي فيلمي مثل «محوطه» اين جزئيات نه تنها مهم، بلكه جزو نكات حياتي آن هستند و اين چيزي است كه گري موفق به رعايت آن شده است.
از اينها كه بگذريم، جيمز براردنيلي منتقد سرشناس از پايان فيلم هم ايران ميگيرد و آن را از بخشهاي مشكلزاي فيلم ميداند. فيلم سه نقطه هيجان اصلي دارد، ولي نميتواند ارتباطي منطقي بين آنها برقرار كند. پايان فيلم همخواني خوبي با كل ماجرا ندارد و انگار كه تحميلي است. اين طور به نظر ميرسد كه گري چند پايان براي فيلم درنظر گرفته و بالاخره اين يكي را بهتر از بقيه دانسته و آن را انتخاب كرده است. با اين وجود، فيلم از جمع بازيگران خيلي خوب و تاثيرگذاري بهره گرفته است.
براي سه نقش اصلي فيلم (ليو،ويلي و اريكا) كارگردان سه بازيگر جوان و توانا را انتخاب كرده است. سه بازيگر كهنهكار هم نقش مقابل آنها را خيلي خوب بازي كردهاند. «محوطه» هم مثل فيلمهاي مارتين اسكورسيزي ميخواهد افشاكننده سياستهاي فسادبرانگيز موجود در نيويورك باشد. اين حس افشاگرانه خيلي خوب است، اما قصه فيلم چيز تازهاي به دانستههاي قبلي ما از اين فساد اضافه نميكند. جنايتهاي سازمانيافته، فساد، مجازات و خيانت از جمله چيزهايي هستند كه در فيلمهاي زيادي مشابه آن را ديدهايم و به صورت طبيعي فيلمي ميتواند حكم يك كار ويژه و استثنايي را بگيرد كه يا اين مضمون را به شكل تازه و بكري ارائه كند و يا درباره چيزهايي پنهان صحبت كند كه براي تماشاچي تازه است و حوصله شنيدن آنها را دارد. حتي مارتين اسكورسيزي هم در كار آخرش «رفتگان» در دام تكرار و دوبارهگويي افتاده بود. اين فيلم سينمايي امشب ساعت 22 از طريق برنامه «سينما يك» (شبكه يك) پخش ميشود.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|