 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
ایسنا , سه شنبه 11 تير 1387 |
|
فرهنگ تحمل يا «خداحافظي در اوج»؟
|
| | | |
 | طوراني معتقد است نگاه و قالب برنامهاي همانند «مثلث شيشهاي» درست بوده ولي محتوا و نگرش آن مخاطبگرا و نه مخاطب پسند بودهاست.
| 
توليد و پخش برنامههايي چون «مثلث شيشهيي»، «چراغ خاموش»،«كولاك» ،«ارتباط نزديك»،«دو قدم مانده به صبح» و غيره، پيش از آنها برنامههاي چون «شب شيشهيي» و «كوله پشتي»، «نگاه يك» و «مردم ايران سلام»، حكايت از رويكرد جديد صدا و سيما در توليد برنامههاي گفتوگو محور دارد.
آنچه مسلم است ساختاري كه روزي مورد انتقاد بسياري از كارشناسان بود و برخي حتي جايگاه مناسب آن را تنها در راديو ميدانستند با توليد و پخش برنامههاي گفتوگو محور چالشي، توانست بار ديگر حياتي جديد را در رسانه تلويزيون آغاز كرده و در مقاطعي حتي خود را به عنوان يكي از پرمخاطبترين ساختارهاي تلويزيوني معرفي كند.
بر اين اساس، از درون چنين رويكردي طي ماههاي اخير برنامههايي چون «مثلث شيشهيي» و «چراغ خاموش» متولد شد كه توانستند با به چالش درآوردن برخي از مسوولان و مديران كشوري، مطالبات بينندگان خود را با آنان در ميان گذاشته و به نوعي فرهنگ پاسخگويي را در بين مسوولان يادآور شود.
آن چه مسلم است برنامههاي چالشي سيما در اين مدت با آزمون و خطاهايي نيز همراه بودهاند و مجريان و مهماناني كه در برنامهاي زنده مقابل دوربين ظاهر شدهاند، در پارهاي موارد شايد نتوانسته باشند آن طور كه بايد و شايد در چارچوبها و سياستهاي رسانهاي يا رسانهي ملي حركت كنند. با اين حال به نظر ميرسد چنين اشتباهاتي همواره از نگاه مديران رسانه ملي نيز پنهان نماندهاست و مجيد رجبي معمار به عنوان مديري كه برنامهي گفتوگو محور «مثلث شيشهيي» در شبكه او توليد شده است با پذيرش اين اشتباهات، در آخرين گفته است كه رسانه چنين مواردي را حتما تذكر ميدهد.
با اين حال وقوع اشتباهاتي از اين دست براي رسانه و برنامهسازاني كه تنها مدت كوتاهي است كه ساخت برنامههاي گفتوگو محور چالشي را تجربه ميكنند تا حدودي امري طبيعي به نظر ميرسد و با وقوع تنها چند اشتباه نبايد به اصطلاح فاتحه توليد و پخش يك برنامه را خواند!
با اين حال تلويزيون طي روزهاي اخير بار ديگر اتمام ناگهاني برنامهاي چالشي را تجربه كرد و «شب شيشهيي» پرمخاطب با هدف پخش برنامهاي سرگرمكننده به ناگاه قطع شد. مدير شبكه تهران در اين ارتباط همچنين مبحث اتمام برنامهاي در «اوج» (!) را مطرح كرده و اين كه به برنامههاي ديگر هم امكان عرض اندام در ساعت پرمخاطب تلويزيون داده شود.
ديگر برنامه گفتوگو محور سيما كه در حال حاضر با رويكردي چالشي به روي آنتن ميرود، «چراغ خاموش» شبكه اول سيما است و اتفاقا تهيهكننده اين برنامه كه پس از توليد و پخش چند برنامه بحثبرانگيز احتمال اتمام ناگهاني را ميدهد، او نيز بحث اينكه «چراغ خاموش» بايد در اوج (!) با آنتن خداحافظي کند را مطرح كرده است.
در همين ارتباط و به بهانه توقف ناگهاني برنامه «مثلث شيشهيي» ايسنا، جايگاه و وضعيت برنامههاي گفتوگو محور سيما را با تعدادي از كارشناسان به بحث گذاشته و همچنين ضوابطي كه بايد از سوي سازندگان اين قبيل برنامهها رعايت شود را نيز از طريق آنان گوشزد كردهاست.
بر اين اساس محمدرضا طوراني، كارشناس رسانه دربارهي تبعات نبود برنامههاي چالش برانگيز انتقادي در صدا و سيما به ايسنا چنين ميگويد: عدم توليد برنامههاي انتقادي و چالش برانگيز به همراه برنامههاي تفريحي جذاب، سبب ايجاد فاصله ميان رسانه و مردم و در نهايت فاصله ميان مردم و حاكميت ميشود.
وي حركت ناخودآگاه به سوي رسانههاي بيگانه را يكي از تبعات نبود جايگاه تخليه مطالبات مردم در جامعه ميداند و ميافزايد: استفاده از رسانههاي غيرخودي مشكلاتي چون نشر اطلاعات غيردقيق و شايعه و ناامني ذهني و فكري مردم را به وجود ميآورد.
طوراني درادامه گفتوگوي خود اظهار ميكند: فقدان برنامههاي انتقادي در رسانههاي داخلي باعث ميشود مردم حتي نسبت به كسب اطلاعات درست هم عكسالعمل منفي نشان دهند و نسبت به عملكردهاي مثبت حاكميت هم بدبين شوند. همچنين در سالهاي اخير نگاه مردم به صداوسيما بيشتر شده، ولي هماكنون ميان مردم و صداوسيما فاصله وجود دارد.
اين كارشناس حوزهي رسانه در پاسخ به اين پرسش كه تاچه اندازه پژوهشگران رسانه ميتوانند مفيد واقع شوند؟ ميگويد: كارشناسان ميتوانند در انتخاب سوژه و قالب مناسب براي برنامهها موثر باشند و فهم و درك و سواد رسانهاي برنامهسازان را افزايش دهند، همچنين رويكرد مشخص و كلي را براي تمام رسانهها به وجود بياورند و آنها را به سوي تعامل سوق دهند.
وي حضور كارشناسان را منجر به ايجاد نماي قابل قبولي از رسانهي ملي درعرصهي جهاني ميداند كه باعث ميشود راهكارهايشان در عرصهي رقابت با رسانههاي بينالمللي نيز موفقيتآميز باشد.
طوراني در پاسخ به پرسشي مبنيبر اينكه، رسانه تا چه اندازه ميتواند درتوسعهي فرهنگ نقد پذيري حركت كند؟ ميگويد: رسانه ميتواند ظرفيت و الزام پاسخگويي مسوولان را افرايش دهد و از سويي فرهنگ درست مطالبهكردن خواستهها را درمردم و به ويژه جوانان نهادينه كند.
طوراني معتقد است نگاه و قالب برنامهاي همانند «مثلث شيشهاي» درست بوده ولي محتوا و نگرش آن مخاطبگرا و نه مخاطب پسند بودهاست.
بر همين اساس حسين قندي نيز اظهار ميكند: اگر برنامهاي توهينآميز باشد حذف آن اشكالي ندارد، ولي در بعضي مواقع برنامههايي كه قصد توهين به كسي را ندارند حذف ميشوند كه باعث لطمهخوردن عمق ماجراها و سطحيشدن نگاهها بر آن مسايل ميشود.
اين استاد ارتباطات در عين حال معتقد است كه بايد توهينكردن به اشخاص، چه يك فرد معمولي و چه يك سياستمدار را از رسانههاي خود حذف كنيم.
وي كه نقد را ارزيابي خوب و بد تعريف ميكند، ميافزايد: نگاه ما به نقد كمي اشتباه است و فكر ميكنيم كه در نقد كسي بايد عليه او صحبت كنيم؛ در صورتيكه نقد يك قضاوت بيطرفانه است.
قندي كمبود آموزش در حوزهي ارتباطات رسانهها را يك مشكل ميداند و ادامه ميدهد:اگر مجري يك برنامه آگاه و آموزش ديده باشد سبب ميشود كه سوالاتش متينتر باشد و علاوه بر اين پاسخهاي طرف مقابل را نيز ارزيابي كند.
اين مدرس دانشگاه از ارتباطات به عنوان حوزهيي حساس و فراگير ياد ميكند و ميگويد: در كليه رسانهها مانند راديو، تلويزيون و مطبوعات بايد ملاحظات شخصيتشناسي و ادبي صورت گيرد تا باعث بينزاكتي نشود.
وي تصريح ميكند: بيشتر كساني كه در حوزهي ارتباطات فعاليت ميكنند آن را به صورت تجربي خود گرفتهاند و تخصص ندارند كه همين باعث بروز مشكلاتي مانند حذف يك برنامه ميشود.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|