جمعه 2 مرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی حوادث مي‌خواستم قتل‌ها را در شمال ادامه دهم

 
 

سه شنبه 25 تير 1387

مي‌خواستم قتل‌ها را در شمال ادامه دهم

 
 

«اميد» حالا ديگر اميد زيادي به زنده ماندن ندارد، اين جوان ۲۳ ساله دستش به خون ۸ زن و دختر جوان آغشته است.

مي‌خواستم قتل‌ها را در شمال ادامه دهم
«اميد» حالا ديگر اميد زيادي به زنده ماندن ندارد، اين جوان ۲۳ ساله دستش به خون ۸ زن و دختر جوان آغشته است.
او يك بازيگر حرفه‌اي است كه مي‌تواند خودش را به شكل يك انسان آرام نشان دهد و در عين حال وحشيانه‌ترين جنايت‌ها را رقم بزند.
اين مصاحبه‌ يك ساعته‌اي است كه با او در بازداشتگاه پليس آگاهي كرج انجام داده‌ايم.

چندمين فرزند خانواده‌ات هستي؟
فرزند سوم، ۴ برادر و خواهر هستيم.

وضعيت زندگي خانواده‌ات چه طور بود؟
خانواده متوسطي داشتم، پدرم براي زندگي ما تلاش زيادي مي‌كرد، اما هيچ‌وقت وضع مالي خوبي نداشتيم، تمام زندگيم همين طوري بود بي‌پولي...

وضعيت درسي‌ات چطور بود؟
افتضاح، ۲ بار تجديد آوردم، كلاس چهارم و پنجم ابتدايي را هم ۲ سال خواندم . دنبال دعوا و شر به راه انداختن نبودم، اما به هر حال خيلي زود در دام خلاف افتادم، كلاس پنجم ابتدايي كه بودم يك بار كيف زني كردم و به همين خاطر به زندان رفتم. وقتي برگشتم بچه‌هاي مدرسه مسخره‌‌ام كردند و همين موضوع باعث شد ديگر به مدرسه نروم.
چند سال همين طور تفريحي كار ‌كردم تا اينكه بعد از ازدواج با همسرم سراغ كار ثابتي رفتم.

همسرت مي‌دانست كه تو يك سابقه‌دار هستي؟
نه، ۲ سال قبل وقتي براي كار به يكي از شهرهاي شمالي رفتم تصميم به ازدواج گرفتم، همسرم را در يك مهماني ديدم و به او علاقه‌مند شدم اما هرگز به او نگفتم كه سابقه‌دار هستم، چون مي‌دانستم اگر بگويم جواب رد مي‌دهد.
اما او به من محبت كرد. با وجود اينكه خانواده‌ام راضي به اين ازدواج نبودند و در مراسم ازدواجم شركت نكردند با من ازدواج كرد، حالا هم بيشتر از همه از اين ناراحت هستم كه با همه محبتي كه او به من كرد بدبختش كردم.

قتل‌ها از چه زماني در ذهنت شكل گرفت؟
يك سال قبل، يكدفعه وضع ماليم خيلي بد شد، خودروي پيكانم را تازه خريده بودم و بابت آن قسط مي‌دادم، مخارج خانه هم كه بود، خرجم درنمي‌آمد، كلافه شده بودم. يكباره به ذهنم رسيد كه با قتل زناني كه با آنها آشنا مي‌شدم، طلاهايشان را بدزدم.

و قتل اول رقم خورد؟
آن روز را خوب به ياد دارم. بارها و بارها آن روز وحشتناك را در ذهنم مرور كرده‌ام، ساعت ۳ بعداز ظهر بود كه اولين طعمه‌ام را سوار خودروام كردم.
او را به بهانه‌اي به خانه‌ام كشاندم و در آنجا او را كشتم، همسرم به شهرستانشان رفته بود و براي همين خيالم راحت بود اما درعين حال خيلي ترسيده بودم.
تمام شب عذاب وجدان داشتم و به صحنه انداختن جسد فكر مي‌كردم. مي‌ترسيدم كسي مرا ديده باشد ولي كسي نديده بود و اين به من قوت قلب داد و قتل‌هايم را ادامه دادم، تا قتل ششم كه احساس كردم پليس در تعقيبم است.

به همين خاطر شگردت را عوض كردي؟
بله. وقتي احتمال دادم پليس در تعقيبم باشد، قربانيانم را ديگر به خانه نياوردم و آنها را داخل ماشين به قتل رساندم، تا اينكه بعد از هشتمين جنايت مطمئن شدم كه پليس ردم را گرفته است براي همين همسرم را راضي كردم به رامسر برويم.
تصميم داشتم بعد ازمدتي اقامت در اين شهر، به جنايت‌هايم ادامه دهم تا پليس را مجددا گمراه كنم، فكر مي‌كردم قبل از آنكه پليس متوجه شود من همان قاتل زنجيره‌اي كرج هستم، مي‌توانم مجددا فرار كنم.

چرا آنها را به قتل مي‌رساندي؟
من از زن‌ها در زندگيم خيلي لطمه خورده بودم، چند سال قبل با دختري آشنا شدم اما او بعد از مدتي مرا رها كرد، بعدها هم چند حادثه ديگر باعث شد كه از زن‌ها متنفر بشوم، علاوه بر اينكه مي‌خواستم اموال آنها را سرقت كنم.

فكر مي‌كردي روزي دستگير شوي؟
نه، چون تا هشتمين قتل صد درصد مطمئن بودم هيچ ردي از خودم به جا نگذاشته ام. حتي آن زمان هم به‌خودم دلداري مي‌دادم كه پليس نمي‌تواند مرا پيدا كند اما شب حادثه وقتي ماموران پليس وارد محل سكونتم شده و مرا دستگير كردند تازه باور كردم همه چيز تمام شده است.

در مدت بازداشت همسرت را ديده‌اي؟
بله. او خيلي گريه مي‌كرد اما من به او گفتم نمي‌دانم زنده بمانم يا اعدام شوم تو دنبال زندگي ات برو و ديگر به من فكر نكن، من به او خيلي بد كردم و جواب محبت‌هايش را اين طوري دادم .

آيا او از جنايت‌ها خبر داشت؟
نه، ولي از جنايت سوم به بعد به ماجرا شك كرده بود ولي فكر مي‌كرد من تنها سرقت مي‌كنم. در رامسر حرف‌هاي مبهمي به او زدم اما او هنوز هم نمي‌دانست.

طلا، انگيزه جنايت‌ها نبود
درحالي كه قاتل سريالي كرج بعد از ۵ روز بازداشت، نزد بازپرس شعبه اول دادسراي جنايي كرج خواهد رفت، تحقيقات جنايي كارآگاهان نشان مي‌دهد ظاهرا وي به تنهايي مرتكب قتل‌ها شده است.
اگرچه همسر اين مرد به اتهام اختفاي اموال مسروقه و مخفي كردن راز جنايت‌ها در بازداشت به سر مي‌برد اما آخرين تحقيقات نشان مي‌دهد كه وي در جنايت‌ها نقش نداشته و تنها از سرقت‌هاي همسرش خبر داشته است.
سرهنگ رمضاني- رئيس مركز اطلاع رساني پليس استان تهران- با اعلام اين خبر به همشهري گفت: هنوز زواياي پنهاني در اين پرونده وجود دارد و تلاش براي كنار زدن آنها از سوي كارآگاهان جنايي ادامه دارد.
به‌عنوان نمونه هنوز يكي از قربانيان حادثه كه اميد به قتل وي اعتراف كرده، مجهول الهويه است و عامل جنايت هم اطلاعي درباره اوندارد.
وي در ادامه گفت: انگيزه سرقت در اين پرونده كاملا رد شده است چرا كه برخي از قربانيان حادثه طلا و يا اموال باارزشي همراه نداشتند. هر چند كه متهم، فرد زيركي است و احتمال اينكه در برخي از موارد دروغ بگويد نيز وجود دارد.

 
 

ساعت بی بند ، قاتل پزشک را رسوا کرد
مرگ مرموز فرهاد کوچولو
پدر ، قربانی خشم پسر

 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
طلوع ماه فراخوان داد
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار