 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
همشهری انلاین , شنبه 13 مهر 1387 |
|
افول يك شهر مولد
|
| | | |
 | مسجد سليمان كه با جمعيت ۳۰ هزار نفر شاهد كشف نفت بود، در اوج روزگار درخشش جمعيتي ۶۵ هزار نفري را در خود جاي داد و به يكي از كلانشهرهاي كشور تبديل شد. | 
سرزميني كه تا پيش از سحرگاه گرمازده ۵ خرداد ماه ۱۲۸۷ ردي در كتب تاريخي داشت و درخشش را در روزگار گذشته ميجست، تنها به خاطر سرفهزمين كه گلويي زد و خون سياه خود را به بيرون ريخت، ناگهان مدنيت تازهاي در خاورميانه را آغاز كرد.
روزگاري كه هيچ كجاي اين منطقه تفتيده نشاني از تجدد نداشت، مسجد سليمان در كمتر از ۲۰ سال به شهري مدرن و بسيار پيشرفته بدل شد. شهري كه جلوهاي يافته بود از فرنگ. شهري كه حكومتمداران از آن به لندن تعبير كردند.
اما اين شهر كه اولين بارقههاي تجدد در آن درخشيد، پس از گذشت يك قرن دوباره هماني شدهاست كه قبل از كشف اولين چاه نفت بود. به عبارتي كشف نفت تنها جرقهاي بود در تاريخ چند هزار ساله آن.
هرچند اين جرقه چنان درخشان بود كه بسياري از مظاهر تمدن جديد از دوازههاي آن به كشور وارد شد و آغاز شد بر شهرسازي مدرن كشور.
آنچه باعث شد مسجد سليمان قريب به ۷۰ سال در تاريخ كشور بهعنوان يكي از مهمترين شهرهاي كشور قلمداد شود، تنها جوشش نفت بود در ميدان نفتون؛ نه هيچ چيز ديگر.
از همين روست كه خيلي زود اين بارقه با فرو نشستن جوشش نفت به سردي ميگرايد و نشاني نميماند از آن روزگار شكوهمندي كه آمال مردمان سرزمينهاي حاشيهاي بود.
مسجد سليمان فراموش شد.
با واپسين قطرات نفتي كه از چاههايش بيرون آمد. ديگر كسي به روزگاري نميانديشد كه اين شهر ظهور و عرضه اولين پديدههاي شهرنشيني را در سطح خاورميانه منجر شدهاست.
اين شهر كه روزگاري پارسوماش ناميده ميشد و اولين اقامتگاه قوم پارس دانسته شدهاست و يكي از اولين شهرهايي است كه به دين اسلام گرويد، بعد از گذشت چندين سده در روزگاري رونق يافت و پيش رفت كه تجدد به آرامي در تمامي جهان رسوخ ميكرد.
فوران نفت حيات اقتصادي و اجتماعي مسجد سليمان را دگرگون كرد. پس از اولين فوران نفت در ميدان نفتون، به تدريج خانهها و زمينهاي بختياري خريداري شد و شركت نفت ايران و انگليس مالك تمامي شهر شد.
زمينهاي بسياري نيز از شيخ خزعل اجاره شد تا راه انتقال آن به آبادان باز شود. در همين زمان اولين شركت- شهر در خاور ميانه پيريزي شد.
در سال ۱۲۹۱ لولهگذاري براي انتقال نفت به آبادان به پايان رسيد و صادرات نفت نيز از مسجد سليمان آغاز شد. ابتداي توليد چاه شماره يك نفت در ميدان نفتون ۴۳ هزار تن در سال نفت توليد ميكرد.
به تدريج تا اواخر جنگ جهاني اول اين رقم به يك ميليون تن در سال رسيد و در سال ۱۳۱۴ سالانه بيش از ۴ ميليون تن نفت در مسجد سليمان توليد ميشد. در تمام اين روزها مسجد سليمان هر روز شاهد يك پديده جديد بود.
يكبار در اين شهر بيمارستان پيشرفتهاي احداث ميشد كه داراي ۸ بخش بود و كلينيك تخصصي داشت و مجهز به آزمايشگاه و راديولوژي و اتاق عمل بود. باري ديگر نيز فرودگاه در آن ساخته ميشد.
همه اينها تنها يك دليل داشت؛ نفت. روزگاري كه تمامي شهرها و كشورهاي همجوار كمترين بهرهاي از توسعه بردهبودند، مسجد سليمان داراي امكانات بسيار پيشرفته بود. شايد به همين دليل است كه بسياري از اولين امكانات تجدد در خاورميانه در اين منطقه ظاهر شد.
شهر نسبت به روزهاي قبل از فوران نفت چهرهاي ديگر يافت. تاسيسات مختلف از جمله نيروگاه برق، تلمبه خانه، فرودگاه، تصفيه خانه فاضلاب شهري، سامانههاي اتوبوسراني و تاكسيراني، احداث راهآهن، ايجاد خطوط تلگراف و تلفن، تاسيس امكانات رفاهي از جمله باشگاههاي ورزشي، سينما، استخرهاي مجهز، شبكه لولهكشي آبشهري و ايجاد مراكز آموزشي از جمله اقداماتي بود كه مسجد سليمان را در كمتر از ۲۰ سال از شهري تاريخي و معمولي به شهري بسيار پيشرفته و مدرن تبديل كرد.
اما اين رونق كه باعث روند توسعه بسياري از شهرهاي ديگر كشور از جمله تهران شدهبود خيلي زود در مسجد سليمان از حركت بازايستاد. شهر از سالهاي ۱۳۴۵ به بعد ناگهان روندي نزولي پيدا كرد.
نفت ميدان نفتون به پايان رسيده بود؛همين. ديگر آن شكوه و صلابت گذشته از اين شهر رخت بربسته بود و تمامي بناها و آثاري كه يكباره و در كمتر از ۲۰ سال در شهر ايجاد شدهبود، به آرامي رو به ويراني گذاشت.
حتي تلاش دولت مركزي در سال ۱۳۴۷ كه كارخانه تانكسازي را در آنجا مستقر كرد، نتوانست كاري از پيش ببرد. گويا مسجد سليمان به همان سرعت كه در تاريخ خاورميانه ظهور كردهبود، رو به افول بود و شكوه از نفت به دست آمدهاش، يكباره و با پايان آن از دست رفت.
مسجد سليمان كه با جمعيت ۳۰ هزار نفر شاهد كشف نفت بود، در اوج روزگار درخشش جمعيتي ۶۵ هزار نفري را در خود جاي داد و به يكي از كلانشهرهاي كشور تبديل شد.
بسياري از مردم براي جستوجوي كار و زندگي بهتر به آنجا كوچ ميكردند، اما اين روند از سال ۱۳۴۵ و به تدريج با افول صنعت نفت در اين شهر، روندي معكوس به خود گرفت و در سال ۱۳۴۵ جمعيت آن به رقمي كمتر از ۵۰ هزار نفر رسيد.
مسجد سليمان در طول ۱۰۰ سال توانست گام بلندي بردارد اما ناگهان از حركت بازايستاد.
گويي اين شهر با قدمت چند هزار ساله، در دورهاي كوتاه ظهوري دوباره يافت و پس از آن به روزگار گذشتهاش بازگشت.
تمامي آنچه بهعنوان پديدههاي جهان جديد شناخته ميشد و در اين شهر ايجاد شدهبود، به فراموشي رفت و از آن جز ويرانهاي باقي نماند.
مسجد سليمان تنها ۱۰۰ سال توانست بر قله توسعه بايستد؛ ۷۰ سالي كه نفت در رگهاي آن جريان داشت و با خشكيدن آن نيز تمامي شهر ناگهان خاموش شد. در واقع اين شهر بستر فعاليتي بود كه نه ساكنانش و نه اقوام مهاجر در آن هيچ نقشي نداشتند.
نفت بود كه بر آن تقديري ديگرگونه نسبت با ساير قسمتهاي اين سرزمين رقم زد؛ نه هيچ چيز ديگر.
| | | | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|