دوشنبه 25 خرداد 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی فرهنگ و هنر تاملي در مقوله نقد فيلم‌

 
 

جام جم , پنجشنبه 18 مهر 1387

تاملي در مقوله نقد فيلم‌

 
 

خوشبختانه يا متاسفانه، نقدنويسي في‌نفسه قابليت دارد كه به سود پسند نويسنده، همه متريال لازم را براي نوشتن در اختيارش قرار دهد.

خوشبختانه يا متاسفانه، نقدنويسي في‌نفسه قابليت دارد كه به سود پسند نويسنده، همه متريال لازم را براي نوشتن در اختيارش قرار دهد. درباره بدترين‌هاي تاريخ سينما هم مي‌توان مفصل و با آب و تاب نوشت و در كمال رعايت اصول علمي نقدنويسي، وجوه مضموني و ساختاريشان را ستود.
فقط كافي است نويسنده از آن فيلم خوشش آمده باشد. از اين رو به نظر مي‌رسد اساسا نقد و تحليل، مقوله قابل اعتماد يا اعتنايي نيست. در بهترين حالت، نقد فيلم نوعي آفرينش مجدد است كه بر اساس دريافت شخصي از اثر خلق مي‌شود. چنانچه هنرمند هم اثرش را با دريافت از طبيعت، وقايع، شخصيت‌ها و... آفريده است.
منتقدي كه به دنبال شناخت فيلم خوب و بد است بايد با زبان ديگري جز آنچه قاعده و قانون ناميده مي‌شود، آشنا شود. بايد پسندش را از فيلم‌ها ذوقي كند.
خوش سليقه شود و اين فرمولي كليشه‌اي ندارد كه مثل نسخه بتوان تجويزش كرد. وصولي است نه حصولي. اين حرف از سر عدم‌شناخت از مباني ايدئولوژيك نقد و تحليل فيلم و علم استتيك (زيبايي‌شناسي يا استحسان) نيست و نبايد آن را با روشي صوفيانه كه با بستن پرونده عقل و انديشه ملازمه دارد، يكي پنداشت.
اين اشاره‌ها براي آن است كه با اصول علمي و عقلي نمي‌توان ثابت كرد كدام فيلم روح دارد و كدام نه. كدام زنده است و كدام مرده. بر عكس مي‌توان براحتي ثابت كرد كه مكانيكي‌ترين و بي‌روح‌ترين فيلم‌ها شاهكار هستند!
اين جمله منسوب به كافكا به نقل از گوستاو يانوش (نويسنده چك) بيراه نيست: «آن‌كه ايمان دارد نمي‌تواند از آن تعريفي عرضه كند و آن‌كه ايمان ندارد تعريفي عرضه مي‌كند كه از رحمت بهره‌اي نبرده است. مومن نمي‌تواند سخني بگويد پس بي‌ايمان نيز بهتر است سخني نگويد.
پيامبران هم در اصل همواره از اركان ايمان سخن گفته‌اند نه از خود «ايمان» يا اين جمله كي‌ير كه‌گور: «ايمان ساحتي از ساحات هستي است نه ماحصل تعليل و تفكر فلسفي».
خب اينها چه ارتباطي به بحث ما دارد؟ ارتباطش در اهميت چيزي به اسم نگاه است. چيزي كه اصلش را نمي‌شود اثبات كرد، اما وقتي ثابت شد مي‌توان در توصيفش سخن راند. همان كه باعث مي‌شود يكي «سرگيجه» هيچكاك را منطقي بداند و ديگري نه.
يكي بگويد بي‌اعتنايي به منطق شايع خودش منطق ديگر و چه بسا قابل اعتناتري است و آن يكي بگويد اينها همه لفاظي است؛ منطق همان منطق شايع است. ايده اصلي شاهكار بي‌بديل تاريخ سينما، فيلم ماندگار و اثرگذار «پالپ فيكشن» هم اصلا همين مساله نگاه است.
اين‌كه جولز بگويد اتفاق غير‌منتظره‌اي كه رخ داد معجزه است و وينسنت بگويد تصادف. حالا بياييم ثابت كنيم كدام منطقي‌تر حرف مي‌زنند. مگر مي‌شود؟ اصلا منطق چيست؟ هر تعريفي داشته باشيم نتيجه متفاوت مي‌شود. يكي هم كه مثل هگل مي‌آيد و با منطق جديدش اطلاق منطق ارسطو را از ريشه مي‌برد زير سوال.
تا ايماني كه قابل تشريح نيست و تا نگاهي كه از اين ايمان برمي‌خيزد نباشد، نمي‌توان فهميد آيا چيزهايي كه در زندگي برايمان اتفاق مي‌افتد علت و معلول ندارند و از جنس توالي تجربه‌هايي هستند كه هيوم مي‌گويد يا نه هر واقعه‌اي ضرورتا معلول علتي است. نمي‌شود گفت يونگ كه تئوري همزماني و تقارن را مطرح مي‌كند راست مي‌گويد يا نگرشي كه مي‌گويد: حكمتي در اين واقعه بود.
بحث ديگر مساله، اصالت يا عدم اصالت تكنيك و فن در هنر است و اين‌كه آيا هنر امري حصولي است يا وصولي. آموختني است يا از جنس الهام دروني است. همان دعواي ديرينه قاعده در هنر. اين‌كه بعضي مي‌گويند بايد قواعد را يادگرفت و بعد شكست و بعضي مي‌گويند وقتي همه وقتت را صرف يادگيري قواعد و تكنيك كني ديگر قدرت شكستن آنها را نخواهي داشت و آن وقت تكنيك مي‌شود حجاب روح هنر و تكنوكراسي هم كه ويژگي بارز دنياي امروز ماست.
اين يك امكان. امكان ديگر واقعيتي تلخ است كه ويليام هارت با اين بيان شيرينش به آن اشاره مي‌كند: «سال‌هاي سال سخت كار مي‌كني تا تكنيكي را ياد بگيري و تا آن موقع آن قدر جسارت پيدا كرده‌اي كه فراموشش كني!».
اين مباحث را اينجا فقط در حد اشاره و مقدمه مي‌توانيم مطرح كنيم و غرض از آن معرفي ابعاد موضوع است براي تامل و تحقيق بيشتر. ارتباط مساله «فن» با نقدنويسي در اين است كه گاهي صرف توجه به وجوه تكنيكي فيلم ولو كليشه‌اي و غيرخلاقانه ترازوي محك منتقد براي سنجش خوبي و بدي فيلم قرار مي‌گيرد.
و اما آن روح و آن زنده بودني كه پيشتر مورد تاكيد واقع شد چندان هم غيرقابل توضيح نيست. توجه به جزييات مهمترين عاملي است كه يك فيلم خوب را از نمونه خوب‌نما، اما بد تمايز مي‌دهد. فيلم‌هاي متري و كيلويي عموما كلي‌پردازي مي‌كنند و از نعمت جزييات كه شيريني خاص داستان‌پردازي است بي‌بهره‌اند.
توجه عاشقانه به جزييات هم مرتبط با وجه مهم باورپذيري فيلم است. براي تحليل فيلم، اوليه‌ترين وجه ساختاري، باورپذير بودن است. اما مشكل اينجاست كه باورپذيري را نمي‌توان با استدلال عقلي ثابت كرد. پيشتر به اختلاف منتقدان بر سر باورپذيري فيلمي همچون سرگيجه اشاره كرديم. منتقدان استدلالي مي‌گويند وقايع فيلم غيرمنطقي است و منتقدان عاشق برايش منطق متفاوتي از منطق شايع متصورند.
ولاديمير ناباكوف در مقاله ارزشمند درباره مسخ كه پيشتر در نوشتار جداگانه‌اي با عنوان «نگاهي ديگر به مقوله ژانر و سبك سينمايي» به آن اشاره كرديم، مي‌خواهد خودش را پساساختارگرا معرفي كرده باشد يا پست مدرن يا ضد منتقد يا رمانتيست يا هر عنوان ديگر.
به نظر مي‌رسد تنها راه شناخت آثار خوب هماني است كه او در آنجا بكرات مورد تاكيد قرار داده است: «دل دادن به اثر». عشق به جزييات باوركردني و واقعي و بي‌توجهي به كليات و قواعدي كه براساس شان مي‌توان مثل ماشين جوجه‌كشي توليد مثل هنري كرد و به خود باليد كه فناوري و دنياي خردمدار مدرن توانسته در توليد هنر هم از منشاء اصلي خلق آن يعني احساس ناب انساني پيشي بگيرد.
فيلم خوب، حاوي المان‌هايي است كه اگر نباشند همه وجوه خوب ديگر بي‌اثر مي‌شوند. اينجاست كه مشكل مبنايي نقد منصفانه و علمي و نيمه پر و خالي ليوان را با هم ديدن آشكار مي‌شود.
مي‌گويند منتقد خوب منتقدي است كه شيفته نشود و هميشه با فاصله با اثر مواجه شود ولي عجبا كه كسي نمي‌پرسد مگر فيلم و اثر هنري از جنس مقولات عقلي و فلسفي است كه بشود اين‌طور خشك و خط‌كشي شده با آن برخورد كرد؟ به نظر مي‌رسد منشا همه اين بحث‌ها مشخص نبودن تعريفي درست از مقوله نقد فيلم است يا تمايز قائل نشدن ميان گونه‌هاي مختلف نقدنويسي.

 
 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
حمیدی مقدم دبیر سینما حقیقت شد
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار