چهارشنبه 10 تير 1405

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی فرهنگ و هنر هنوز هم دیر نیست!

 
 

خراسان , شنبه 18 آبان 1387

هنوز هم دیر نیست!

 
 

فیلم های «دعوت» ابراهیم حاتمی كیا، «كنعان» مانی حقیقی، «سه زن» منیژه حكمت و «آواز گنجشك ها»ی مجید مجیدی، به عنوان آثار پرفروش در حال اكران، تنها توانسته اند ٢٥ درصد از مخاطبان را به سالن های سینما بكشانند.

فروش فیلم های روی پرده، اگرچه نسبت به چندسال پیش امیدوار كننده است، اما در مقایسه با جمعیت سینما رو حرفه ای كنونی، تاحدی نگران كننده به نظر می رسد. فیلم های «دعوت» ابراهیم حاتمی كیا، «كنعان» مانی حقیقی، «سه زن» منیژه حكمت و «آواز گنجشك ها»ی مجید مجیدی، به عنوان آثار پرفروش در حال اكران، تنها توانسته اند ٢٥ درصد از مخاطبان را به سالن های سینما بكشانند.
باتوجه به شرایط نابه سامان سینما، باید پذیرفت كه این رخداد، یك فاجعه فرهنگی است. به نظر شما ٧٥درصد دیگر چرا به سینما نمی روند؟!البته گاهی اوقات بهتر است، برخی مسائل را چندان جدی نگرفت و از كنار همه چیز، به سادگی گذشت! به عنوان نمونه اگر میزان بینندگان پنج شبكه تلویزیون را، محاسبه كرده، شمار استفاده كنندگان از فیلم های موسسه رسانه های تصویری و دیگر نهادهای قانونی كشور را نیز درنظر بگیریم، متوجه می شویم كه تنها ١٥درصد از مردم، مصرف كننده تولیدات مجاز فرهنگی هستند. پس ٨٥درصد دیگر چه می كنند؟ بعید به نظر می رسد كه هم چون برخی مسئولان، به گونه ای خوش بینانه معتقد باشیم، آن ها منتظرند تا كیفیت آثار داخلی افزایش یابد، یا از تماشای هرگونه فیلم و برنامه های غیرمجاز و امواج گوناگون ماهواره ای پرهیز می كنند.
این طور نیست؟! جابه جایی مداوم و مستمر مدیران فرهنگی، سینمایی و هنری كشور در سال های اخیر، اغلب پیامدهای ناگوار و ناخوشایندی به همراه داشته است.
اما به هرحال انتصاب مدیران جدید در عرصه فرهنگ و هنر، همواره در بین دست اندركاران این حوزه، امید، شور و شوق فراوانی ایجاد كرده است. بی تردید حل بسیاری از مشكلات هنری كشور، بستگی به كفایت، درایت و شایستگی مدیران فرهنگی - هنری كشور دارد. اما متاسفانه اصالت یافتن «سیاست» و «اقتصاد»، در برنامه ریزی های كلان فرهنگی در سال های اخیر، سبب شده تا گاه زمام امور هنری در خطیرترین دوران تاریخی، در دست كسانی باشد كه با عینك «سیاست» و «اقتصاد»، به ادبیات، سینما، تئاتر، موسیقی، هنرهای تجسمی و ... می نگرند. از خاطرمان نرود كه همین «سیاست زدگی» و «اقتصاد محوری»، بارها پیش از این هم سینمای ایران را، به سراشیبی سقوط كشانده است.
ساخت و تولید فیلم های سطحی، نازل و سخیف اما پرفروش، گواه این ادعاست. سیاستی كه جز ساده پسندی و تنزل سطح سلیقه تماشاگران، پیامد دیگری به همراه نداشته است.بی شك سینمای ایران برای دستیابی به هرگونه موفقیت، نخست باید درپی جذب تماشاگران داخلی باشد. سرمایه هایی كه سینماگران ما، گاه و بی گاه آن ها را از خاطر می برند.متاسفانه طی سال های اخیر، فیلم سازان وطنی، در عالم ذهنی، خاص و انتزاعی ساخته و پرداخته خود، به سر برده و با آن چه در اطرافشان می گذرد، ارتباط چندانی برقرار نكرده اند. بازگشت احتمالی چند فیلم ساز و بازیگر، به عرصه كارگردانی و بازیگری، جلوگیری از امكان فعالیت چند سینماگر، ایجاد چندین موسسه یا معاونت جدید سینمایی، تصویب چند فیلم نامه خوب، فراهم كردن بستر برای فعالیت برخی كارگردانان كه سال هاست از سینما كناره گرفته اند، برگزاری جشنواره های سینمایی متعدد داخلی و خارجی، تقدیر فرنگی ها از چند فیلم خاص و ... همگی اتفاقاتی فرعی و كم اهمیت به شمار می آیند. بی شك این رخدادها، ناجی سینمای ایران نیست. بهتر نیست كه با زمانه همراه شویم و واقع نگر باشیم؟ در حقیقت اگر امروز به فكر سینما نباشیم، فردا دیگر دیر است.
البته گاهی اوقات نمی توان از این موضوع مهم، به سادگی گذشت. این كه فریفته، شیفته و مجذوب چند جایزه رنگارنگ جشنواره هایی چون كن، ونیز، لوكارنو، ملبورن، نانت، برلین، تورنتو و ... نشویم!سینمای آرمانی ما، سینمای سرشار از خشونت و خیال پردازی اروپا و آمریكا نیست. اگر نتوانیم با رسانه ای به فراگیری و تاثیرگذاری سینما، ایده ها و باورهایمان را در سطح جهان گسترش دهیم، بی هیچ گونه اغراقی باید عطای این هنر را به لقایش بخشید و در این سینما را تخته كرد. زیرا قرار نیست دستاورد همه تلاش ها و مجموعه زحمات مجموعه سینمای ایران، صرفا مایه خشنودی جماعت روشنفكر، اروپا و آمریكا را فراهم كند. این گونه تصور كنیم كه تمامی جوایز ریز و درشت بیشتر جشنواره های سینمایی جهان را، به فیلم های سینمای ایران اهدا كنند.
در طول سال هم نشریات و منتقدان خارجی، سینمای ما را حلواحلوا كنند. اما مگر به جز گروهی انگشت شمار منتقد و چند صدنفر تماشاگر خاص فرانسوی، آمریكایی، ایتالیایی، سوئیسی و... چه كسانی زبان به تحسین آثار سینمای ایران می گشایند!آیا فیلم های ما در طی سالیان اخیر چنان فراگیر و جهانی شده اند كه بر پرده چند صد سالن سینمای خارجی، جا خوش كنند؟ بد نیست گاهی اوقات، در پذیرش حقیقت، دست كم با خودمان كمی روراست باشیم! بی شك سینمای امروز آمریكا، هم توسعه نوعی فرهنگ است و هم تاثیرگذار. هم مهاجم است و هم تماشاگرپسند.
دلایل اقتدار سینمای غرب، چندان بی ارتباط با بی توجهی و ساده انگاری برخی دست اندركاران و سیاست گذاران سینمایی نیست. آن ها كه میلیون ها جوان ایرانی را، در برابر انبوه آثار جذاب تصویری غرب بی پناه رها كرده و سرگرم بررسی قانونی یا غیرقانونی بودن، فعالیت غیرمجاز چند شبكه تلویزیونی ماهواره ای، در خصوص پخش فیلم های ایرانی شده اند.
در حالی كه روزانه فیلم های خارجی بسیاری آن هم به گونه ای غیرقانونی، از تلویزیون خودمان بارها پخش می شود. یا لوح فشرده فیلم های روی پرده سینماهای آمریكا، به راحتی در گوشه و كنار و پیاده رو شهرها، دست به دست می چرخد. گاه حتی به صورت غیرقانونی در برخی محافل دولتی و غیردولتی، نیز اكران خصوصی می شوند. به راستی با این روند فزاینده، به بیراهه نمی رویم؟ سینمای ایران در سال های اخیر، بر حجم تولیدات خود افزوده است. برخی مسئولان فقط به سقف تولید فكر می كنند، بی آن كه كیفیت این آثار تولیدی را هم درنظر داشته باشند.
آثاری كه پس از آن كه بر پرده سینماهای كشور جای می گیرند، جز شكست در گیشه و گریز مخاطبان از سالن های سینما، پیامد دیگری ندارند. تاكنون فكر كرده اید كه از جشنواره های فیلم فجر چندین سال گذشته، چه فیلم های ارزشمند و فرهنگی كه سبب ارتقای فكری-فرهنگی تماشاگران می شود، در قفسه های وزارت ارشاد خاك می خورند، یا در صف اكران به انتظار نشسته اند. چرا باید شرایط فیلم سازی را برای برخی كارگردانان چنان دشوار ساخت كه سال ها برگی زرین به آثار سینمایی این سرزمین اضافه نكنند؟
در مقابل مسیر را برای فیلم سازانی هموار كرد، كه می خواهند ره صدساله را یك شبه بپیمایند. چرا «بهرام بیضایی»، «ناصر تقوایی»، «واروژ كریم مسیحی»، «علی ژكان»، «پرویز كیمیاوی»، «پرویز شهبازی» و... هم چون دیگران نمی توانند هر دو سه سال پشت دوربین بروند؟ كارگردانانی كه هركدامشان، حتی با یك اثر، نام خود را در حافظه تاریخ سینمای ایران به ثبت رسانده و در خاطر سینمادوستان ماندگار شده اند. زنگ خطر مدت هاست كه برای سینمای ایران به صدا درآمده است، اما نكته این است كه ما، چنان دچار روزمرگی شده ایم كه صدای آن را نمی شنویم. در غیاب بزرگان و صاحب نامان سینما، میدان را برای یكه تازی تازه واردانی باز گذاشته ایم، كه هدفشان جز نزدیك كردن سینمای ارزشمند ایران، به سراشیبی سقوط، چیز دیگری نیست.
در عوض مدام به «ابراهیم حاتمی كیا»، «مجید مجیدی»، «مانی حقیقی»، «كمال تبریزی»، «ناصر تقوایی»، «داریوش مهرجویی»، «مسعود كیمیایی» و... خرده می گیریم. یادش به خیر! زمانی هم كه زنده یاد «رسول ملاقلی پور» در میانمان بود، همواره از آثار، سبك و شیوه فیلم سازی و نگرش وی به سینما «خرده» كه هیچ، «حمله» می كردیم.اما امروز تاسف می خوریم كه دیگر در سینمایمان نیست، تا برایمان «سفر به چزابه»، «مزرعه پدری»، «نسل سوخته» و... بسازد.
البته هنوز هم دیر نشده است. می توان به جای پرداختن به حاشیه های كم رنگ و پررنگ سینما، به حیات دیگرباره آن اندیشید. به راستی آیا می شود عصر طلایی سینمای ایران دوباره تكرار شود؟ ما كه هم چنان منتظریم!

 
 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
مدیریت حضور کارکنان با استانداران است
:: فناوری اطلاعات ::
پایان ممنوعیت پرحاشیه؛ واردات تمام برندهای موبایل، آزاد اعلام شد
:: روی خط جوانی ::
دلیل نوعروس برای طلاق 6 ماه بعد از عقد چه بود؟
:: ورزش ::
اولادقباد کوتاه آمد: قدردان آقای شمسایی هستم
:: فرهنگ و هنر ::
طلوع ماه فراخوان داد
:: حوادث ::
اختلاف بر سر مبلغ رهن یک خانه به قتل منجر شد

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار