 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
آفتاب , يكشنبه 27 بهمن 1387 |
|
نور، صدا، حركت: به یاد ماندنی ها!
|
| | | |
 |
امسال، سال محشری بود برای سینمای ایران؛كمتر فیلمی را شاهد بودیم كه هنوز در اندازه های سابق باشد و جشنواره ای و البته جشنواره پسند و نه مردم پسند. | 
امسال، سال محشری بود برای سینمای ایران؛كمتر فیلمی را شاهد بودیم كه هنوز در اندازه های سابق باشد و جشنواره ای و البته جشنواره پسند و نه مردم پسند. به گمانم سینمای ایران آموخته كه دیگر باید به سلیقه مردم اعتماد كند و البته آن سلیقه را در جهت بهتر شدن ارتقا دهد.
امسال، قدیمی ها بودند و جدیدی ها و كسانی هم، كه میان قدیم و جدید، طبقه بندی می شدند؛ البته از جدیدی ها، جلوه بهتری دیدم. این نگاه من است شاید درست نباشد اما به هر حال.
الف- خب، خیلی ها منتظر بودند كه ببینند بهرام بیضایی پس از سال ها، چه ساخته، چقدر جلو آمده و چقدر توان هم آوردی با جوان ها را دارد؛ از این نظر، از یك لحاظ هم آوردی كرد با جوان ها: «فیلمی تجربی ساختن» و از یك لحاظ كنار آمد با برخی از رویكردهای سینمای هالیوود: «برداشت از فیلم های موفق هنگ كنگی.»
بالاخره وقتی استاد اسكورسیسی، «جدا افتاده» را با دكوپاژی مشابه فیلمی درخشان از سینمای هنگ كنگ می سازد و اسكار می گیرد، لابد اگر بیضایی هم، فیلمی از آن سامان را مدنظر قرار دهد و به شیوه آثار پست مدرن، یك فیلم در فیلم دربیاورد كه وامدار فیلم نخست كیشلوفسكی باشد، جواب می دهد.// اما حاصل، شبیه یك نامه سرگشاده شد در فغان از روند تولید در بخش خصوصی و نفوذ تهیه كنندگان فك و فامیل دار؛ بگذارید بی انصافی نكنیم؛ همه چیز فیلم، الا افق دید آن، به قاعده بود و به گمانم ما به دیدن یك فیلم می رویم كه با یك فیلم سینمایی روبه رو باشیم نه با یك نامه سرگشاده. آن نامه را در نشریات هم می شود منتشر كرد؛ و در نهایت، می ماند آن بخش قصه گوی متأثر از قصه آن فیلم هنگ كنگی درباره زنی كه خودش را جای خود و خواهرش، توأمان جا می زند تا كشته شود تا خلاص شود از شر «وجدان درد» كه چون خالی از استعاره سازی های متداول بیضایی بود، خوشایند بود. راستی! یاد یك فیلم به خیر! فیلمی كه بهترین فیلم بیضایی است چون استعاره ساز و بیانیه پرداز نیست: «باشو غریبه كوچك».
ب- «اخراجی ها(۲)» هم از راه رسید و بار دیگر ثابت كرد كه ده نمكی توان تسخیر قلوب عمومی را دارد با لحظات كمیك و با كمدی حاصل از شوخی های متداول در جبهه ها؛ [كه بخش اعظم شان در «فرهنگ جبهه» قابل جست وجوست] با این همه، من بالشخصه ترجیح می دهم كه طرفدار صحنه های جدی فیلم باشم كه ده نمكی به خوبی از پس شان برآمده و به ما نشان می دهد كه به عنوان یك فیلم ساز جدی ساز، می تواندبه سینمای جبهه و جنگ، رویكرد ماندگارتری داشته باشد. پنج دقیقه نخست این فیلم، احتمالاً بهترین سكانسی است كه درباره جنگ هشت ساله، شاهد بوده ایم و در حدی است كه قابل رقابت است با بهترین سكانس های جنگی كه از سینمای جهان می شناسیم.
به نظرم آمد یك جور كری خواندن با «نجات سرباز رایان» بود. [شاید هم صرفاً به نظرم آمد] همچنین در سكانسی كه عراقی ها، در بازداشتگاه اسرا، برای پیدا كردن سید روحانی، همه را در خاك چال می كنند و ما اول، یك سر را می بینیم كه از خاك بیرون است و بعد دوربین عقب می رود و بالا می آید تا ما زیرنورافكن بازداشتگاه بقیه را ببینیم كه چه وضعی دارند، خیلی خوب از كار درآمده و در ذهن، خودش را به یادگار می گذارد؛ و یك صحنه دیگر: زمانی كه اسرا، برای ابراز نفرت خود از «آدم فروش»ها، بارانی از سیگار، روی سرشان می ریزند و در حركتی آرام، سفیدی سیگارها، مثل برف شادی عروسی ها به نظر می رسد در حالی كه «آدم فروش»ها هر یك سازی را در بغل دارند، به كاركردی دوگانه می انجامد كه معنابخش سكانس پایانی هم هست. می دانم كه اخراجی ها(۲)، مثل اولی پرفروش خواهد بود؛ و ده نمكی هم در تدارك سومی ست از این سری؛ اما امیدوارم، دوباره به سینمایی برگردد كه با فیلم اولش دنبالش بود.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|