 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
تاریخ ما روی زمین مانده
|
| | | |
 | یاحسینی سالهاست تمام وقتش را صرف بازخوانی زوایای پنهان و ناگفته تاریخ معاصر ایران کرده و میتوان به راحتی گفت یکی از فعالترین مؤرخان امروز ایران است. | 
سیدقاسم یاحسینی متولد شیراز است و در بوشهر بزرگ شده و زندگی میکند. وقتی با او تماس گرفتم تا کمی درباره تاریخ و تاریخنگاری در ایران صحبت کنیم خیلی راحت و سریع لطف کرد و اجازه داد تا سؤالاتم را بپرسم. یاحسینی سالهاست تمام وقتش را صرف بازخوانی زوایای پنهان و ناگفته تاریخ معاصر ایران کرده و میتوان به راحتی گفت یکی از فعالترین مؤرخان امروز ایران است. از بیتوجهی و بیبرنامگی مسؤلان و متولیان تاریخ و تاریخنگاری در ایران دل پری دارد اما با همه سختیها و بیمهریها، کارش را انجام میدهد و معطل کسی نمیشود. با یاحسینی کمی درباره کتابهایش صحبت کردیم و کمی درباره وضعیت تاریخنگاری در ایران.
خیلی بیمقدمه از شما میپرسم که چرا زندگیتان را وقف تاریخ کردید؟
هر آدم کنجکاوی درباره محیط خودش تأمل و تعمق میکند. طبیعی است که من هم که نویسنده هستم، سعی میکنم در وهله اول درباره جغرافیا، تاریخ و تحولات اجتماعی محیطی که درش زندگی میکنم، کنجکاوی کنم. شاید این انگیزه و دلیل اولیهای است که حجم زیادی از کارها و کتابهایم درباره مسائل جنوب و خلیج فارس است. نکته دوم اینکه در مقابل تمرکز بیش از اندازه به شهرهای مرکزی و بزرگتر بهخصوص تهران، تاریخ و تحولات اجتماعی شهرهای کوچکتر نادیده گرفته شده و میشود. من به همین دلیل سعی کردهام تمرکزم را بیشتر بر روی شهرها و مناطق دورافتادهای قرار بدهم که هر چند نقش مهمی در تحولات تاریخی کشور مثل انقلاب و جنگ داشتهاند اما کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. و به این ترتیب نکتهها و زوایای پنهان و تاریک این دورهها را مشخص کنم و در قالب مقاله و کتابهایم در تاریخ ثبت کنم.
چرا بوشهر؟ شما در شیراز به دنیا آمدهاید. طبیعی است که درباره زادگاهتان بیشتر بنویسید. اما تعداد قابل توجهی از کتابهایتان درباره بوشهر است. در نظر اول آدم فکر میکند مگر شهر کوچکی مثل بوشهر چقدر جای تحقیق دارد؟ چقدر میشود دربارهاش حرفهای ناگفته نوشت؟ فکر میکنید بوشهر با شهرهای دیگر ایران تفاوتی دارد؟ یا اینکه اگر در تاریخ هر شهری اینقدر دقیق شویم، همینقدر میشود کار کرد.
شهر بوشهر و شبه جزیره بوشهر، یک منطقه استثنایی است با بیش از ششهزار سال تاریخ پیوسته. یعنی از دوران عیلامیها تا امروز ما از این شهر تاریخ در دست داریم و این یک موقعیت استثنایی فراهم کرده که در ابعاد مختلف این شهر بپردازیم. جالب است که دست کم از قرن شانزدهم میلادی و همزمان با هجوم استعمار اروپایی به ایران، باز بندر و شبهجزیره بوشهر بیش از مناطق دیگر مورد حمله قرار میگیرد و ما در این منطقه شاهد مبارزات ضداستعماری هستیم. انگلستان چهاربار این شبهجزیره را اشغال کرده است. در سالهای اخیر هم به دلایل مختلفی از جمله احداث نیروگاه اتمی، نام بوشهر در صدر اخبار رسانههای ایران و جهان قرار گرفته است. من تا به حال ۳۷ عنوان کتاب درباره بوشهر منتشر کردهام و هم اکنون دبیر مجموعهای به نام «بازشناسی بوشهر» هستم که شامل ۱۱۰ عنوان کتاب است و تا امروز ۱۲ عنوانش منتشر شده و تا سال آینده ۳۰ عنوان دیگرش هم منتشر خواهد شد. اگر امکانات دولتی و کافی در اختیارم بود میتوانستم در این مجموعه به جای ۱۱۰ عنوان، ۲۰۰عنوان تولید و منتشر کنم.
جواب شما به طور خلاصه این است که بله، بوشهر یک شهر استثنایی است با تاریخ و تحولات استثنایی. در دوران قاجاریه این شهر پایتخت دریایی ایران و مدخل ورودی ایران از شبهجزیره هند به داخل خاک ایران بوده است. هر چند که در زمان پهلویها بیمهریهایی به این شهر شده اما این شهر در مبارزات انقلاب و جنگ تحمیلی حرف اول را میزند و جالب اینکه رزمندگان بوشهری در هفتاد عملیات مختلف در طول جنگ تحمیلی حضور مؤثر داشتند. گردانهای بوشهری در بسیاری از عملیاتهای دفاع مقدس، خطشکن بودند. بوشهر تنها استانیست که در طول هشت سال دفاع مقدس، با آمریکا جنگ دریایی داشته است. دیگر استانهای جنوبی با نیروهای عراقی جنگ داشتند اما بوشهر علاه بر جنگ زمینی، با نیروی دریایی عراق و آمریکا جنگ دریایی هم داشته است که اوج این درگیریها را میتوانیم ماجرای گروه شهید نادر مهدوی بدانیم.
در مجموعه ۱۱۰ جلدی «بازشناسی بوشهر» که نام بردید چه جور موضوعاتی را در نظر گرفتهاید؟ توی این مجموعه محدوده زمانی مشخصی را در نظر گرفتهاید یا اینکه درباره کل تاریخ بوشهر است؟ و اینکه سوژههای این مجموعه چگونهاند و چطور بهشان رسیدهاید؟
من در این مجموعه سعی کردهام کل ششهزار سال تاریخ مدون بوشهر را که در این صد ساله اخیر بهطور پراکنده مورد مطالعه قرار گرفته و خیلی از ابعادش را که ناشناخته و ناگفته مانده با همکاری برجستهترین اساتید و پژوهشگران بوشهرشناسی ایرانی و خارجی در یک سلسله منوگرافی و تکنگاری با عنوان کلی «بازشناسی بوشهر» ساماندهی کنم و هر جلد را به یک موضوع اختصاص بدهم. سعیام بر این بوده که هر جلد (سوژه) را به نویسندهای سفارش بدهم که سالها روی آن موضوع کار کرده باشد و کتاب و مقاله نوشته باشد. تا حالا ۱۲ جلد از این کتابها منتشر شده که از جمله میتوانم به این عنواین اشاره کنم: غذاهای محلی بوشهر (در دو جلد)، نامهای بوشهر در طول تاریخ، تعزیه در بوشهر و همچنین کتابی به نام «ظهور و سقوط بوشهر» نوشته ویلیام فلور و ترجمه حسن زنگنه. شش کتاب دیگر هم زیرچاپ داریم که تا چند روز دیگر صحافی و توزیع خواهد شد که میتوانم از «شاعران کلاسیک بوشهر»، «محلیسرایان بوشهر»، «شعرای معاصر بوشهر»، «زنان شاعر بوشهر» و همچنین «سینما در بوشهر» و «تئاتر در بوشهر» نام ببرم که به زودی منتشر میشوند. اگر خدا بخواهد در یک پروسه سه الی چهار ساله، این ۱۱۰ جلد را که تا کنون حدود ۸۰ عنوانش نوشته شده، منتشر کنیم و تقدیم علاقهمندان حوزه ایرانشناسی، بوشهرشناسی و خلیج فارسشناسی کنیم.
پس بین این کتابها، بعضی تألیفیاند و بعضی ترجمه؟
بله، حدود ۹۸ درصد از این کتابها تألیفیاند و دو درصدشان ترجمهاند. مابعضی موضوعات را به محققان و تاریخنگاران بزرگ دنیا سفارش میدهیم تا برای ما کتاب بنویسند و آنها با بزرگواریشان لطف میکنند و برای ما مینویسند و ما اینجا به فارسی ترجمه میکنیم و در قالب این مجموعه منتشر میکنیم.
ناشر این مجموعه کتابها، بنیاد ایرانشناسی شعبه بوشهر است؟ یا اینکه مراکز تاریخنگاری دولتی مثل مرکز اسناد انقلاب اسلامی و مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر یا مراکز دیگر همکاری کردهاند؟
نه خیر، بنیاد ایرانشناسی هیچ همکاری و مساعدتی به ما نکرده است. من و همسرم و چند تن دیگر از دوستانمان به صورت خصوصی دور هم جمع شدهایم و با هزینه شخصی خودمان این مجموعه را آماده و منتشر میکنیم. هیچ مجموعه دولتیای تا به حال کمترین کمکی به ما نکرده است. شش کتاب اول این مجموعه را یک ناشر در تهران منتشر کرد. اما چون مجموعه پیوستهایست و کارهای شبیه به اینها باز هم در برنامههایمان قرار دارد، در پی آن هستیم که با همین نام «مرکز بازشناسی بوشهر» مجوز انتشار کتاب بگیریم و به طور مستقل کتابهایمان را منتشر کنیم.
مرکز ایرانشناسی شعبه بوشهر، دچار بحرانهای مالی شگفتآوری است، بهطوری که توانایی چاپ کارهای خودشان را هم ندارند. این کار هم یک پروژه بزرگ و هزینهبری است که امیدوارم به همت همکاران و مردم عزیز بوشهر به انجام برسد.
کتابهایتان تا به حال به زبانهای دیگر هم ترجمه شدهاند؟ اگر ترجمه شدهاند، این کار را ناشران ایرانی انجام دادهاند یا ناشران خارجی؟
بله، برخی کارهای من به زبانهای آلمانی، انگلیسی و فرانسه ترجمه شدهاند و این ترجمهها را ناشران خارجی ترجمه و منتشر کردهاند. من اصولا وقتی کتابهایم منتشر میشوند نسخههایی از آنها را برای دانشگاهها و مؤرخان و تعدادی از دوستانم در کشورهای مختلف میفرستم و از این راه دوستان خوبی پیدا کردهام که راهی است برای ارتباط با دنیای غرب و تحولات روز علم تاریخنگاری در دنیا.
بیشتر کتابهای شما در زمینه تاریخ جز چند مورد که توسط انتشارات تیراژه و مدرسه منتشر شده، به دست ناشران بوشهری منتشر شدهاند. اینکه ناشران شهرستانی کتابی را چاپ میکنند یک مشکل اساسی پیش میآورد و آن اینکه در شهرهای بزرگی مثل تهران توزیع نمیشوند و به همین دلیل کتابها آن طور که باید دیده نمیشوند. چه کار باید کرد؟
من تا امروز هشتاد و پنج جلد کتاب نوشته و منتشر کردهام که به سه دسته تقسیم میشوند. مباحث بوشهرشناسی، مباحث روشنفکری و تاریخ معاصر ایران و کتابهایی درباره جنگ تحمیلی. کتابهایی را که درباره جنگ تحمیلی نوشتهام انتشارات «سوره مهر» منتشر کرده و خوشبختانه مورد استقبال علاقهمندان قرار گرفته و تعدادی از آنها به چاپهای هشتم تا دهم هم رسیده است. برخی دیگر از کتابهایم را هم انتشارات مدرسه در تهران منتشر میکند و البته تعداد بیشتری از کتابهایم را که بیشتر درباره تاریخ و مطالعات بوشهرشناسی نوشتهام در استان بوشهر و به دست ناشران بوشهری منتشر میشوند. اما قبول دارم که کتابهایی را که ناشران بوشهری منتشر میکنند به علت روابط پیچیده شبکه مافیایی پخش کتاب، متأسفانه توزیعاش در تهران امکانپذیر نیست. اما امیدوارم شهرستانیها یک روز آستین همت بالا بزنند و یک پخش گسترده و بین شهری را برای توزیع اینگونه کتابها راهاندازی کنند.
تاریخنگاری درباره شهری مانند بوشهر که تاریخش با تاریخ کشورهای دیگر در هم پیچیده شده است نیازی اساسی به اسناد و مدارک تاریخی کشورهای دیگر دارد. شما برای دسترسی به این منابع و مدارک چه میکنید؟
من دوستهایی در کشورهای مختلف دارم که برای دستیابی به این مدارک کمکم میکنند. آنها اسنادی از کشورهای انگلستان، پرتغال، فرانسه، هلند، ژاپن و روسیه را که بهشان نیاز دارم برایم به فارسی یا انگلیسی ترجمه میکنند و میفرستند و من هم در تحقیقهایم از آنها استفاده میکنم.
تا آنجایی که من اطلاع دارم، شما به جز کتاب جدیدی به نام «دشتستان از نهضت ملی تا انقلاب اسلامی» که قرار است ۱۷ بهمن ماه امسال رونمایی کنید، درباره تاریخ انقلاب اسلامی یعنی سالهای بین ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷ یا کمی بعد از انقلاب، کمتر کار کردهاید. علتش چیست؟ کسی حمایت نمیکند یا دوست ندارید؟ یا اینکه در اولویت کارهای بعدیتان است؟
علت اصلیاش این است که تاریخ و خاطرات انقلاب بیصاحب بوده و هست. اصولاً در ایران اینطور است که تا وقتی دولت پشت چیزی قرار نگیرد، آن کار انجام نمیشود. امسال خوشبختانه به مناسبت سیامین سالگرد انقلاب اسلامی، مسئولین دولتی در بوشهر به این فکر افتادند که این خلاء را پر کنند و سی سال کمکاری را جبران کنند و من هم در یک سال و نیم گذشته، تمام وقتم را روی این قضیه گذاشتم و چهار کتاب نوشتم. یکی از این کتابها درباره مبارزات ضداستعماری و ضداستبدادی مردم دشتستان است. دومی خاطرات شفاهی آقای ماشاءالله کازرونی با عنوان «دشتستان از نهضت ملی تا انقلاب اسلامی» و سومی «از جنگ لرده تا حماسه سیمین» و کتاب چهارم با عنوان «آن مرد در باران آمد»، که خاطرات دو تن از جانبازان انقلاب اسلامی است. اینها چهار کتابیاند که من در طول یک سال و نیم گذشته برای انقلاب آماده کردهام. من همین جا میگویم که اگر مراکز دولتی تواناییاش را داشته باشند و اسناد و مدارک را در اختیار من بگذارند و حمایتهای مادی و معنوی کنند من میتوانم بیش از سی تا سی و پنج جلد کتاب درباره تاریخ انقلاب اسلامی در بوشهر تألیف کنم. ولی متأسفانه الان نه امکانات مالیاش را دارم و نه مراکز دولتی برای در اختیار گذاشتن مدارک و منابع با من همکاری میکنند.
پس شما هم همان مشکلات و مسائل دیگر همکارانتان را در زمینه تاریخنگاری دارید. ظاهراً مسئولان و دستاندکاران خیلی رغبتی به تاریخنگاری انقلاب ندارند و اهمیتی برای این کار مهم قائل نسیتند.
خاطرات انقلاب به تعبیر خود من بیصاحب است. البته مراکزی مثل اسناد انقلاب اسلامی و دیگران کارهایی کردهاند اما نسبت به حجم کارهایی که در زمینه جنگ انجام شده، جا دارد خیلی بیش از اینها کار بشود. صدام جنگ را برای سرنگونی انقلاب به آغاز کرد و مردم ایران برای حفظ انقلاب اسلامی بود که به جبههها شتافتند. ولی متأسفانه جنگ، انقلاب را تحت تأثیر قرار داد و اکنون ادبیات انقلاب ما رنجور و نحیف است. به عنوان نمونه شعر و رمان و داستان و نمایشنامه جنگ الی ماشاءالله داریم هر چند کیفیت آثار با هم متفاوت است و بعضی قویاند و بعضی ضعیف. اما در باب انقلاب تعداد کارها انگشتشمار است. و من هنوز که هنوز است یک کتاب خوب در باب انقلاب سراغ ندارم. جا دارد که نویسندگان ما این بزرگترین واقعه قرن بیستم میلادی را دریابند و درباره آن آثار تاریخی و ادبی تولید کنند.
شما حتماً در جریان کتابهای مختلفی که مراکز دولتی و خصوصی درباره تاریخ معاصر ایران منتشر کردهاند هستید. این کتابها به نظر شما چه جور آثاریاند؟ آیا قابل قبولاند؟ یا صرفاً از روی انجام وظیفه و سرسری منتشر شدهاند؟ و به طور کلی مراکز دولتی کارهای بهتری منتشر کردهاند یا ناشران خصوصی؟
کارهایی که آدمهای خبره پشتش نشسته باشند، فرقی نمیکند برای ناشران خصوصی باشد یا دولتی، آثار خوب و قابل قبولیاند. مثلاً یکی از بهترین و بینظیرترین آثاری که در دفتر ادبیات انقلاب زیر نظر آقای بهبودی و فخرزاده تولید و منتشر شده است، روزشمار انقلاب اسلامی است که تا به حال ده، دوازده جلدش منتشر شده است. کار بینظیری است؛ این مجموعه یک کرنولوژی دقیقی از ۱۳۵۶ تا روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به دست میدهد و برای کسانی که حوزه انقلاب کار پژوهشی میکنند، یک «هندبوک» مفید است. و یا حجم انبوهی از خاطرات انقلاب که منتشر شده و یا اسناد ساواک که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده و همچنان میشود. اینها همه مادههای خامی است برای پژوهشگران. اما در باب تألیف یک کتاب خوب و بیطرفانه درباره انقلاب اسلامی، ما هنوز در ابتدای راهیم. هنوز بسیاری از اسناد درجه اول در این باره یا منتشر نشده یا در دسترس محققان قرار نمیدهند. بنابر این میتوانم بگویم در زمینه مواد خام انقلاب اسلامی ما با تلی از کتاب و مقاله روبهرو هستیم. اما من هنوز هم یک کتاب دقیق و علمی و تحلیلی بیطرفانه و نه با یک نگاه دولتی و جهتدار و به دور از غرضورزیها و منافع سیاسی و جناحی و حتی ایدئولوژیک درباره تاریخ معاصر ایران، سراغ ندارم.
تا آنجایی که من اطلاع دارم چهار، پنج عنوان از کتابهای شما در زمینه دفاع مقدس، برنده جایزههای مختلفی مانند کتاب سال دفاع مقدس شدهاند. میخواستم بپرسم کتابهایتان در زمینه تاریخ هم جایزهای گرفتهاند؟ و آیا اصولاً جایزهای برای کتابهای تاریخی وجود دارد یا نه؟
نه، متأسفانه هنوز در کشور ما کسی برای کتاب تاریخ جایزهای نگذاشته و من همینجا پیشنهاد میکنم که برای کتابهای حوزه تاریخ معاصر، تاریخ مبارزات مردمی و تحولات اجتماعی و سیاسی ایران معاصر جایزهای تعیین کنند. این کار بیشک باعث رونق تألیف این دست کتابها میشود.
کشورهای خارجی چهطور؟ تا به حال شده از تاریخنگاران ایرانی برای همایش و جوایز مختلف دعوت بشود؟
ما نباید دنبال تجلیل بگردیم. الان تاریخ ما روی زمین مانده و ما حداکثر کاری که باید بکنیم این است که این مرده را از روی زمین برداریم و احیایش بکنیم. حالا تجلیل بکنند یا نکنند، ما را به بازی راه بدهند یا ندهند، دعوت بشویم یا نشویم، پول به ما بدهند یا ندهند، به ما بیمهری بکنند یا نکنند، اینها مهم نیست. حالا من به شما بگویم که فلان دانشگاه و آکادمی در فلان کشور خارجی از من دعوت کردهاند یا نکردهاند. این حرفها چه فایدهای برای ملت ایران دارد. مهم کاریست که من مورخ باید انجام بدهم و این وظیفهای است که در مقابل تاریخ و مردم و این خونهایی که ریخته شده باید پاسخگو باشم.
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|