 |
توصيه روز |
 |
 |
| :: بازار کامپيوتر :: |
 |
|
| :: نکته آموزشی :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|
|
|
|
فارس , سه شنبه 5 خرداد 1388 |
|
نظرات كتايون رياحي درباره اخلاقمداري در سريال يوسف پيامبر (ع)
|
| | | |
 | بازيگر نقش زليخا معتقد است، امنيت خاطر بازيگران و ديگر عوامل اين سريال نتيجه اخلاقمداري و توجه به مسائل ديني و ارزشي عوامل سازنده بود. او مردم را بهترين مشوقان خود ميداند.
|  بازيگر نقش زليخا معتقد است، امنيت خاطر بازيگران و ديگر عوامل اين سريال نتيجه اخلاقمداري و توجه به مسائل ديني و ارزشي عوامل سازنده بود. او مردم را بهترين مشوقان خود ميداند.
كتايون رياحي، دوشنبه شب در مراسم قدرداني رئيس رسانه ملي از عوامل مجموعه تلويزيوني يوسف پيامبر گفت: من در مدت عمر حرفهاي خود تجربههاي زيادي كسب كردهام، اما آنچه موجب تمايز اين سريال با ديگر كارهايي كه تاكنون انجام دادهام شد، امنيت خاطري بود كه در طول مدت 3 سال همكاري با اين كار داشتم و قابل مقايسه با ديگر كارهايم نبود.
كتايون رياحي با تمجيد از سريال يوسف پيامبر و ابراز خرسندي از توجه مخاطبان داخلي و خارجي به اين سريال گفت: براي مانايي اين اثر قرآني در ذهن مخاطبان، لازم است نسخه سينمايي آن آماده و كارهاي ديگري كه موجب ماندگاري آن ميشود را انجام داد.
رياحي در ادامه از رئيس سازمان صدا و سيما تشكر كرد و گفت: تصميمگيريهاي به موقع در كنار پايمردي و حمايت از آثار ارزشهاي هنري و هنرمندان موجب شد كه رسانه ملي در اين مدت، مسير درست و روبه رشدي را بپيمايد.
بازيگر مجموعههاي پدرسالار، پس از باران، شب دهم و ديگر مجموعههاي تلويزيوني و فيلمهاي سينمايي در پايان سخنان خود با قرائت متني گفت: از مدتها پيش تصميم داشتم اين مطلب را در اختيار خبرگزاريها قرار دهم كه مقدر بود ابتدا در اين جلسه خوانده شود.
متن كامل نامه كتايون رياحي:
بنام خدا
ـ گاهي اوقات زندگي طوريه كه آدم نون امروز رو واسه شكم فرداش نميخواد. اونوقته كه روياهاي آدم به تعويق ميافته.
ـ گاهي اوقات آدم از سرنوشت، رودست خوبي ميخوره، كه فكر ميكنه داره تصميم ميگيره. اونوقته كه آدم ادعاهايي ميكنه كه تو رودربايستي انجامش گير ميافته.
ـ گاهي اوقات آدم از آرزوهاش جا ميمونه.
ـ گاهي اوقات آدم ميخواد بازي كنه، بازيگر ميشه.
ـ گاهي اوقات داره ميخنده، وقتي تو دلش خونه، گاهي گريه ميكنه وقتي داره از زور خنده ميميره.
ـ گاهي اوقات شوخي شوخي همه چيز جدي ميشه.
ـ گاهي اوقات آدم وقتي زياد ميخواد كم ميآره، گاهي وقتي كم ميآره زياد ميخواد.
ـ گاهي اوقات با ترس و لرز برميگرده به پشت سرش نگاه ميكنه، ميبينه چه شجاعتي!
ـ گاهي اوقات با شجاعت ميتونه ترساشو نگاه كنه.
ـ گاهي اوقات آدم دنبال خوشبختي، زندگي رو گم ميكنه، گاهي هم با انتظار زندگي رو معنا ميكنه.
ـ گاهي اوقات آدم براي پيدا كردن يه گنج الكي، گوهر خودشو گم ميكنه، گاهي هم گوهر حقيقت رو پيدا ميكنه.
گويا زمان برآورده شدن آرزوي من و پسرم فرا رسيده و لازم است كه زائر سفر به سرزمين قصه راهي شود. اينك كه عازم سفرم، سفري به ديگر سوي زندگي، برخود لازم ميدانم تا از دوستانم و استادانم كه آنقدر به من نزديك بودند كه در من بودند، تشكر كنم. پروانه ماهان، زهرا عروس خوب پدرسالار، خانم بس، فاطمه ملاصدرا، فخرالزمان، ميهن مشرقي، تارا، ثريا اردلان ... و زليخاي عاشق. گرچه همه اين عزيزانم عاشق بودند، ولي عشق زليخا خود يك معجزه بود.
اين زنان و تنها دوستان نازنينم گاهي تشويقكي شدند و اگر تنبيه نشدند، خدا را شكر كه البته باور نميكنم بازيگر زني در جهان باشد كه شماتت، تحقير و تنبيه نشود، اما همواره بزرگترين مشوقم مردم بودند با مهر آريائيشان و ايمان بهخدا.
بسيار بسيار مفتخرم كه در تمام طول زندگي بازيگريم، تنها و تنها يك حامي داشتم و به قول جماعت سينمايي، آنان كه با كمان حلاجي پنبهام را زدند، خواسته يا ناخواسته بهدنبال چيزي بودند كه سهم من وراي آن بود.
در طول بيش از دو دهه هرگز نه افتتاحيه و نه اختتاميه جشنواره فجر را نديدم. كارت دعوت به دستم نرسيد! و خلاصه به قول «ولتر» خدايا! مرا از شر دوستانم در امان بدار، خود با دشمنانم ميدانم چه كنم!
در مقطعي كه سينما را جايگاهي شايسته براي خود نميديدم، رسانه ملي (تلويزيون) پايگاهي شد تا مهرم را با مردم مهربان تقسيم كنم.
و باز به قول حافظ كيمياي سعادت رفيق بود رفيق، رفقايي كه همچنان هستند و من قدردانشان و آنان كه رفتند خدا به همراهشان و اما اين همه تنهايي، بركتي بود براي خلوت انس و اينكه يدالله فوق ايديهم، كه ترجمه سينمايي آن ميشود: بهراستي خدا بزرگترين كارگردان است.
آنچه ميبايست از جادوي سينما و بازيگري بياموزم، آموختم تا شايد ره توشهاي براي نوشتن باشد و در پي تجلي معجزه عاشقانه زليخا در زندگيم، اينك برآنم تا با اعجاز كلمات، پيوندي ديگر با شما نه از جنس نقش آفريني، بلكه با آفرينش نقش داشته باشم.
اراده امروز من براي نوشتن، پنداري مجالي براي بازيگري نخواهد گذاشت، اما بايد ديد اراده خدا چه تقديري برايم رقم خواهد زد.
باشد كه از اين آزمون سربلند و دست پر بيرون آيم. به اميد خدا و التماس دعا.
17 ارديبهشت 88 كتايون رياحي
| | | | | | | | |
|
 |
تحليل |
 |
 |
| :: اقتصادی :: |
 |
|
| :: فناوری اطلاعات :: |
 |
|
| :: روی خط جوانی :: |
 |
|
| :: ورزش :: |
 |
|
| :: فرهنگ و هنر :: |
 |
|
| :: حوادث :: |
 |
|
|
 |
 |
|
 |
|
|